#مثنوی
بی تو این ثانیهها خسته و بد حال گذشت
نه چهل روز که انگار چهل سال گذشت
حالِ ما را غم تو سخت پریشان کرده
داغِ تو خون به دلِ مردم ایران کرده
بغضِ مانده به گلو با غم و فریاد شکست
قلبمان باز دمی یادِ تو افتاد شکست
حرفهایت همگی بویِ محبت میداد
به دلِ خستهی ما عطرِ طراوت میداد
در تو دیدیم همه وصفِ مسلمانی را
معنیِ واقعیِ غیرتِ ایرانی را
هم عمل هم سخنت بود که: ذلت هرگز
با هرآنکس که یزیدی شده، بیعت هرگز
همهیِ عمر تو در یادِ شهیدان بودی
فکرِ آبادی و آزادی ایران بودی
بی تو روز و شبِ ما هر نفسش تاریک است
راستی ماه محرم چِقَدَر نزدیک است
باز برگرد بیا روضه بگیر آقا جان
کوریِ حرملهها روضه بگیر آقا جان
سالها بود که در شوق زیارت بودی
از دلت باز گذشتی، پیِ خدمت بودی
اربعینها چِقَدَر روضهیِ غربت خواندی
همه رفتند زیارت تو نرفتی، ماندی
ولی آن روزِ دهم، هجر به پایان آمد
وَ به دیدار تو سالارِ شهیدان آمد
ناب بودی تو، ولی گوهرِ نایاب شدی
هر شب جمعه دگر زائرِ ارباب شدی
پر گرفتی برسی تا به اباعبدالله
برسان بیعتِ ما را به اباعبدالله
رفتی و با دلِ آسوده میان حرمی
بعدِ تو مانده ولی در دلِ ما کوهِ غمی
بذرِ غم کاشته آن #مشت_گره_کرده ی تو
حرفها داشته آن مشتِ گره کردهیِ تو
حرفت این بود که این راه، تماماً نور است
فتح با ماست ولی دیدهی دشمن کور است
آخر و عاقبتِ راهِ خدا، حجتِ اوست
او که عالم همگی در کنفِ بیعتِ اوست
وعدهی صادقِ حقّ است، "ولی" میآید
پسرِ فاطمه، تکرارِ علی میآید
☫ادبیات مقاومت...
#علی_گلچین_پور
#پایداری_حماسه_ایثار
🌐@sher_moaser
سلام مادر! چهل روزه که نیستی
ولی هر شب جلو چشمامی انگار
میام سمت صداتو رو سر من
تموم خاطراتت میشه آوار
زمستونه تموم خونه بی تو
چه پنهون از تو مادر، خیلی سردم
تو رو توو مدرسه گم کردم اما
دارم توو خونه دنبالت میگردم
برام کفشای خونیتو آوردن
میذارم روی چشمام جای پاتو
خدا لعنت کنه بمبی که نگذاشت
برام یک صفحه از نقاشیاتو
نجُستم کوله پشتیتو عزیزم
یه جایی زیر آواره گمونم
ندیدم دفتر املاتو مادر
دلم میخواد که مشقاتو بخونم
دارن همشهریامون از تو میگن
میگن میناب مِثلِت رو ندیده
تو خیلی خاص بودی مهربونم
که حتی کوله پشتیتم شهیده
عزیزم! مادرت روزی هزاربار
کنار تخت تو جون داد و پژمرد
دلم با خندههات خوش بود، اما
هواپیما صداتو با خودش برد
دلم وقتی که میگیره میامو
میگم توو روضه هرشب؛ یا رقیه
تصور میکنم توی بهشتی
داری همبازی میشی با رقیه
میگن آقا همونجا پیشتونه
مث اون جشن تکلیفی که داشتین
شما که دستهجمعی خوبه جاتون
چرا ما رو توو دنیا جا گذاشتین؟
عزیزم وقت بازی با رقیه
مواظب باش، چون پاهاش کبوده
هوای دست زخمیشو نگهدار
آخه دردونهٔ ارباب بوده
مواظب باش حرفات روضههاشو
میون بازیات یادش نیاره
عزیزم روضهها سختن، رقیه
هنوزم از خرابه ترس داره
برام سخته که میبینم توو هیأت
نشستن مادرا با دختراشون
الهی دختراشون زنده باشن
الهی غم نبینن مادراشون
☫ادبیات مقاومت...
#محسن_ناصحی
#پایداری_حماسه_ایثار
🌐@sher_moaser
#مثنوی
چهل روز است خوابیده در آغوش زمین، جانم
سرود غم برای دخترم آهسته میخوانم
چهل روز است در هجر رخش آتش به جان دارم
فغان دارم، فغان دارم، فغان دارم، فغان دارم
گلم در زیر آتش سوخت، مثل لاله، پرپر شد
شهادت را بغل کرد و فدای راه رهبر شد
چهل روز است از سنگ مزارش عشق میجوشد
جوانه میزند هر گل، کنارش عشق میجوشد
چهل روز است بی تاباند مادرهای مینابی
نباشد سهم مادر، جز پریشانی و بیتابی
شرار ظلم برگردد به سوی ظالم جانی
برای ظلم و ظالم نیز آید روز پایانی
☫ادبیات مقاومت...
#سیدروح_الله_مؤید
#پایداری_حماسه_ایثار
🌐@sher_moaser
هدایت شده از شعر معاصر-ادبیات پایداری و حماسه و ایثار
#غزل
هنوز عشق در این شهر طفل مکتب هاست
هنوز قصة خوابت هزار و یک شب هاست
روا مدار بگیرند از تو و این شهر
دریّ ترین رُطب ناب را که بر لب هاست
بسوز و دم نزن ای آتش هزاره ی درد
که اولین اثر عاشقی همین تب هاست
کلید دار حرم تا زبیرها هستند
دل زمانه پراز انتقام مصعب هاست
بپرس از همه قانون شناس های بزرگ
که این فرشته کُشی در کدام مذهب هاست
دلت هوائی گل های دست چین شده است
دلم هوائی ترجیع بند یارب هاست
غزل تمام شد و چشم من سیاهی رفت
به روی کفش تو خون است یا مرکب هاست؟
غزل تمام نشد، چشم ها سیاهی رفت
«پیاده آمده بودی ، پیاده خواهی رفت»
☫ادبیات مقاومت...
#عباس_شاه_زیدی
#پایداری_حماسه_ایثار
#شهدای_میناب
🌐@sher_moaser
#غزل
چقدر باغ پس از باغبان معطر شد
محبتش به دلم بود، صدبرابر شد
کجاست او که به جای تمام گلهایش
خودش مقابل آتش نشست و پرپر شد
گلایه میکنم از روزهای تلخی که
بدون صوت دلانگیز و محکمش سر شد
به جای گریه، گره خورده مثل او مشتم
که ایستاده بمیرم اگر مقدر شد
چهل شب است که پرچم به دوش میگیرم
چهل شبی که خیابان شبیه سنگر شد
چهل شب است که خونخواهم و رجزخوانم
طنین حنجرهام تیغ تیز خنجر شد
چهل حماسه، چهل شور و شعر و شیدایی
و عشق قدرت بیانتهای کشور شد
بمان سپاهِ خیابان بمان که پیروز است
کسی که جوشن او آیههای کوثر شد
اگرچه داغ پدر مانده بر دل اما شُکر
پسر تفنگ به دستش گرفت و رهبر شد
☫ادبیات مقاومت...
#نرگس_سادات_موسوی
#پایداری_حماسه_ایثار
🌐@sher_moaser
#غزل
بعد از تو چهل شب است طوفانگردم
من بی تو هنوز ابر بارانگردم
از داغ کشنده ات زمین گیرم؟...نه!
بعد از تو تمام شب، خیابانگردم
☫ادبیات مقاومت...
#صامره_حبیبی
#پایداری_حماسه_ایثار
#چهلم_امام_شهید
🌐@sher_moaser
#غزل
هر قدر هم شب باشد و شب، ماه زندهست
آن چشم بیدار شهادتخواه زندهست
میزاید از نو قطرهقطره، لالهزاری
خونِ روان بر سنگ قربانگاه، زنده است
دارد چه رازی مرگ در میدان که هر کس
سر میگذارد در کف این راه، زنده است
مسرور باش ای چاکچاک از خنجر داغ
قلبی که دارد در بساطش آه، زندهست
با آرزوهای شهیدان شریفش
تا عرش حق بر پاست، حزبالله زندهست
☫ادبیات مقاومت...
#اعظم_سعادتمند
#پایداری_حماسه_ایثار
🌐@sher_moaser
#غزل
به خانه.. به خانه.. به خانه بیندیش
به این سرزمین عاشقانه بیندیش
غزل گریه کن بیت بیت وطن را
به بغض غریب ترانه بیندیش
کنار همه سروهای تناور
به داغ هزاران جوانه بیندیش
خیابان و میدان گره خورده با هم
به خیل خروش شبانه بیندیش
به فتح الفتوح بدیع شهیدان
به عمق نگاه زمانه بیندیش
به شرق و به غرب و شمال و جنوبش
به ایران، به این بیکرانه بیندیش
ببین کودکان تا کجا پر کشیدند
دل من بیا کودکانه بیندیش
وطن را.. وطن را.. به سختی بغل کن
به این سرزمین عاشقانه بیندیش
☫ادبیات مقاومت...
#زینب_خاکباز_مقدم
#پایداری_حماسه_ایثار
🌐@sher_moaser
#رباعی
در تیررس هر چه خطر، ما بودیم
در سمت دفاع، بیشتر، ما بودیم
هم #نه_به_شما و #نه_به_آتشبستان
آغازگر جنگ مگر ما بودیم؟!
☫ادبیات مقاومت...
#مطهره_عباسیان
#پایداری_حماسه_ایثار
🌐@sher_moaser
#غزل
غمت را شمردم، چهل شب گذشت
چهل شب در اندوه و در تب گذشت
چه میدانی از حسرت تلخ من؟
چهل روز بر من، چهل شب گذشت
زمان ایستاد و مرا زجر داد
زمان از تنم، مثل عقرب گذشت
خبر داری از لحظهء رفتنت،
چه بر دفتر و این مرکّب گذشت؟
همه روزهایم به اندوه و بغض،
چه شبها به یا رب... به یا رب گذشت
به امید برگشتنت روزها،
به اشک و به ذکر مجرّب گذشت
تو را تشنه کشتند... آه... ای علی!
بمیرم... چه روزی به زینب گذشت...
☫ادبیات مقاومت...
#زهرا_علیدوستی
#پایداری_حماسه_ایثار
🌐@sher_moaser
هرچه غم را مرور میکردم
آتشم پر زبانه تر میشد
دفتر مشق و برگهی املا
کوله ها محرمانه تر میشد
رود رود عمیق مادرها...
مدرسه رودخانه تر می شد
دست سارا به دست مهدیّه
رابطه دوستانه تر میشد
همه جا سرخ، صورتی، آبی
حادثه دخترانه تر میشد
و انار کلاس انگاری
پرترک، دانه دانه تر میشد
مادری با خودش میاندیشید
دخترم چارشانه تر میشد؟
وقت و بی وقت ناز کردن هاش
بیشتر، ماهرانه تر میشد؟
یا اگر اول کلاس نبود
پیکرش بی نشانه تر میشد؟
دم به دم، ثانیه به ثانیه
حسرتش بی کرانه تر میشد
دشمن از این پلید و وحشی تر
جنگ از این وحشیانه تر میشد؟!
☫ادبیات مقاومت...
#مارال_افشون
#پایداری_حماسه_ایثار
#مدرسه_میناب
🌐@sher_moaser