eitaa logo
شعر معاصر-ادبیات پایداری و حماسه و ایثار
578 دنبال‌کننده
37 عکس
4 ویدیو
2 فایل
گلچین اشعار شاعران معاصر ایران ارتباط با ادمین: @Kakaeimohammadreza کانالهای مرتبط: https://eitaa.com/mohammadrezakakaei https://eitaa.com/behesht_e_hashtom
مشاهده در ایتا
دانلود
چقدر باغ پس از باغبان معطر شد محبتش به دلم بود، صدبرابر شد کجاست او که به جای تمام گل‌هایش خودش مقابل آتش نشست و پرپر شد گلایه میکنم از روزهای تلخی که بدون صوت دل‌انگیز و محکمش سر شد به جای گریه، گره خورده مثل او مشتم که ایستاده بمیرم اگر مقدر شد چهل شب است که پرچم به دوش می‌گیرم چهل شبی که خیابان شبیه سنگر شد چهل شب است که خون‌خواهم و رجزخوانم طنین حنجره‌‌ام تیغ تیز خنجر شد چهل حماسه، چهل شور و شعر و شیدایی و عشق قدرت بی‌انتهای کشور شد بمان سپاهِ خیابان بمان که پیروز است کسی که جوشن او آیه‌های کوثر شد اگرچه داغ پدر مانده بر دل اما شُکر پسر تفنگ به دستش گرفت و رهبر شد ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
بعد از تو چهل شب است طوفانگردم من بی تو هنوز ابر بارانگردم از داغ کشنده ات زمین گیرم؟...نه! بعد از تو تمام شب، خیابانگردم ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
هر قدر هم شب باشد و شب، ماه زنده‌ست آن چشم بیدار شهادت‌خواه زنده‌ست می‌زاید از نو قطره‌قطره، لاله‌زاری خونِ روان بر سنگ قربانگاه، زنده است دارد چه رازی مرگ در میدان که هر کس سر می‌گذارد در کف این راه، زنده است مسرور باش ای چاک‌چاک از خنجر داغ قلبی که دارد در بساطش آه، زنده‌ست با آرزوهای شهیدان شریفش تا عرش حق بر پاست، حزب‌الله زنده‌ست ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
به خانه.. به خانه.. به خانه بیندیش به این سرزمین عاشقانه بیندیش غزل گریه کن بیت بیت وطن را به بغض غریب ترانه بیندیش کنار همه سروهای تناور به داغ هزاران جوانه بیندیش خیابان و میدان گره خورده با هم به خیل خروش شبانه بیندیش به فتح الفتوح بدیع شهیدان به عمق نگاه زمانه بیندیش به شرق و به غرب و شمال و جنوبش به ایران، به این بیکرانه بیندیش  ببین کودکان تا کجا پر کشیدند دل من بیا کودکانه بیندیش وطن را.. وطن را.. به سختی بغل کن به این سرزمین عاشقانه بیندیش ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
در تیررس هر چه خطر، ما بودیم در سمت دفاع، بیشتر، ما بودیم هم و آغازگر جنگ مگر ما بودیم؟! ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
غمت را شمردم، چهل شب گذشت چهل شب در اندوه و در تب گذشت چه می‌دانی از حسرت تلخ من؟ چهل روز بر من، چهل شب گذشت زمان ایستاد و مرا زجر داد زمان از تنم، مثل عقرب گذشت خبر داری از لحظه‌ء رفتنت، چه بر دفتر و این مرکّب گذشت؟ همه روزهایم به اندوه و بغض، چه شب‌ها به یا رب... به یا رب گذشت به امید برگشتنت روزها، به اشک و به ذکر مجرّب گذشت تو را تشنه کشتند... آه... ای علی! بمیرم... چه روزی به زینب گذشت... ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
هرچه غم را مرور می‌کردم آتشم پر زبانه تر می‌شد دفتر مشق و برگه‌ی املا کوله ها محرمانه تر می‌شد رود رود عمیق مادرها... مدرسه رودخانه تر می شد دست سارا به دست مهدیّه رابطه دوستانه تر می‌شد همه جا سرخ، صورتی، آبی حادثه دخترانه تر می‌شد و انار کلاس انگاری پرترک، دانه دانه تر می‌شد مادری با خودش می‌اندیشید دخترم چارشانه تر می‌شد؟ وقت و بی وقت ناز کردن هاش بیشتر، ماهرانه تر می‌شد؟ یا اگر اول کلاس نبود پیکرش بی نشانه تر می‌شد؟ دم به دم، ثانیه به ثانیه حسرتش بی کرانه تر می‌شد دشمن از این پلید و وحشی تر جنگ از این وحشیانه تر می‌شد؟! ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
جان به کف رو به سوی قربانگاه یکصدا گفته ایم بسم الله بانک الله اکبر فتح است رجز رعد و خیبر و فتاح می تپد در رگ خیابان ها پرچم لا اله الا الله مانده بر گونه های سرخ وطن ای دریغا هزار زخم سیاه روز و شب عاشقانه می‌بندیم عهد خون با تو ای امید و پناه تا که راهی برای آمدنت بازگردد در این شب اشباح ما به نصر خدا یقین داریم بعد هر ظلمتی است نور پگاه دست بیعت به دست تو دادیم ای تو با پای خستگان همراه گرچه از غم پر است خاطرمان گرچه دلها پر است از غم و آه روضه ها را نگاه میداریم صبح بعد از ظفر به اذن الله ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
ز داغ تو برخاست هر سو فغان‌ها رسید آه عشاق تا کهکشان‌ها چهل شب گذشت و ندیدیم رویت در اندوه و تشویش و هول و تکان‌ها من اینجا یتیم و تو نزد نیاکان من اینجا اسیر و تو در بیکران‌ها پناهم تو بودی... نخواهد رسیدن، به تار عبای تو این سایبان‌ها بمیرم برایت که با دست زخمی رخی داشتی سرخ چون ارغوان‌ها در اوج سیادت فقیری گزیدی به رغم فلان تیره و خاندان‌ها بمیرم برایت که نشناختندت به غیر از شهیدان و عرش‌آشیان‌ها نه تنها تو را کشت خصم حرامی خودی نیز کشتت به تیغ و سنان‌ها نه تنها سگ زرد یا گرگ صهیون تو را پیش از این کشت زخم زبان‌ها شریکند در قتلت ای جان عاشق فلان‌ها، فلان‌ها، فلان‌ها، فلان‌ها... هم‌آنان که از ظلمشان خشم مردم به ناگه بدل شد به آتشفشان‌ها هم‌آنان که تزویر و بی‌عرضگی‌شان زد آتش دمادم به روح و روان‌ها شریکان قدرت، حریصان ثروت سهیمان هلدینگ‌ها و دکان‌ها تو را کشت جولان بی‌عرضگی‌ها تو را کشت کم‌کاری ناتوان‌ها چه کس داد جرأت به دشمن که ریزد شرر بر کنام هژبر زمان‌ها؟ که داد این جسارت به قاتل که آید پی کشتن اسوۀ قهرمان‌ها؟ پی کشتن رادمردی مجاهد که تاریخ گوید از او داستان‌ها یلی شرزه و... روبه‌رویش رجزخوان، بسی پنبه در کسوت پهلوان‌ها لبانش دعاگوی ملت ولیکن به دشنام او باز هر سو دهان‌ها به جای مقامات خاطی به سویش کشیدند بس تیر کین از کمان‌ها چپاول‌گران، خود مصون از قضاوت ولی رهبر، آماج حدس و گمان‌ها چه رندان به نام جناح سیاسی پی ساز و برگ از دل سازمان‌ها زغن‌ها و زاغان که کردند با هم بهار وطن را شبیه خزان‌ها هم‌آنان که جای رجز پیش دشمن ز تسلیم گفتند چون نوحه‌خوان‌ها پی نفی آموزه‌های بلیغت نوشتند فهرست سود و زیان‌ها نیندوختند از تو زاد معانی نیاموختند از تو طرز بیان‌ها بمیرم که مرگ تو شد آرزوشان گروهی دل‌آزرده زین حکمران‌ها جفا از چپ و راست دیدی ولیکن روادار بودی به این‌ها و آن‌ها چه شیّادها در پی کاخ‌سازی چو شدّادها نزد بی‌خانمان‌‌ها.. کسانی که دادند دریای ثروت به افراد کوچک‌تر از استکان‌ها رئیسان اخمو، مدیران فاسد که از خلق بر لب رساندند جان‌ها در این خون شریکند زاهدنمایان که شد برملا فسقشان در نهان‌ها چه نوکیسگانی که با پول مردم رسیدند از خاک تا آسمان‌ها به چشمت خلیدند بس هرزه‌خاران گلویت فشردند بس استخوان‌ها بسا نورچشمی که گمنام و نادان رسیدند یک‌یک به نام و نشان‌ها شریکند در خونت ای پیر عاشق رفیقان مردود در امتحان‌ها شریکند در خونت آن هم‌رکابان که دادند در دست دشمن، عنان‌ها من از قاتلانت ننالم که گشتی شهید قلم‌ها، شهید زبان‌ها ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
از هجر تو لاله لاله داغیم همه باران چهل شب فراقیم همه گر زخمی سرخ سیلی پاییزیم مبعوث بهار سبز باغیم همه ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
در این فضای سلطه ى دنيا مدارها کل کرده باز گرمی بازار دارها در جای جای شب زده ی کوچه ی زمان شد تیره روزگار عدالت مدارها صافی دلان به ماتم پاکی نشسته اند هرگز دلی نسوخت بر این سوگوارها هرجا که طبل فتنه و آشوب می زنند باشند گرد معركه آتش بيارها تا کارها به دست خطا باوران بود ماييم و تلخ کامی این روزگارها یک کوره راه بیش نمانده ست پیش رو باید گذر کنیم از این سنگ و خارها اینجا دگر نه جای درنگ است ای رفیق همت گمار در صف این کارزارها دیو ستم به ریشه ی ما تیشه می زند دل را نمانده طاقت و صبر و قرارها باید《فراز》 دار عدالت به پا شود با دست های حق طلب سربدارها ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
زیر بار ستم نمی‌مانیم ریشه‌مان در خزان نمی‌پوسد رود مردم به کوه خواهد زد سینه‌ها را گلوله می‌بوسد بنویسید جان من ایران روی دیوار برج آزادی این همه زخم و درد پنهان را ای وطن تو چگونه جا دادی دین ما رمز رنج دیرین است تا به ذلت کسی امان ندهد وحدت ما به نام یک مقصد خاک مان را به دیگران ندهد خون ما از سپیده می‌جوشد شب اگر مانده چاره خواهد شد دست در دست، زیر یک پرچم آفتابی دوباره خواهد شد ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser