eitaa logo
شعر معاصر-ادبیات پایداری و حماسه و ایثار
578 دنبال‌کننده
37 عکس
4 ویدیو
2 فایل
گلچین اشعار شاعران معاصر ایران ارتباط با ادمین: @Kakaeimohammadreza کانالهای مرتبط: https://eitaa.com/mohammadrezakakaei https://eitaa.com/behesht_e_hashtom
مشاهده در ایتا
دانلود
پشت این پنجره تکرار بقیع غم توست هر شب از داغ دل آینه ام بارانی است (علیه السلام) @mohammadrezakakaei 🌐@sher_moaser
بقیع... میراث دار معرفت انبیا بقیع گلزار با طراوت آل ابا بقیع تاریخ بر ستیغ امامت نگاشته میعادگاه و ملجأ ِ شاه و گدا بقیع در معرض هجوم شب اما امیدوار بر صبح روشن علی ِ مرتضا بقیع بی شمع و بی چراغ،ولی برج انور است سرشار از نجابت خیرالنسا بقیع ام البنین که مظهر باب الحوائج است دارد همیشه مژده ی مشکل گشا بقیع ما را همیشه روضه ی اخلاص می دهد با عشق و همت ِ حسن مجتبا بقیع او شیعه را صحیفه ی الغوث داده است در راستای گریه ی مولای ما بقیع عالم به علم حضرت باقر مفخّر است از ابتدای خلقت و تا انتها بقیع خورشید می درخشد از این کوثر جلیل از مکه تا مدینه ی ِ بی انتها بقیع می سوزم از شهادت صادق چنان که غم بر سینه ام نشسته به زهر جفا بقیع آی و‌ بیار تسلیتی را به عمق جان آرامگاه ِ رافت و صاحب عزا بقیع امشب دلم هوای همان خاک کرده است خاکی که‌ هست خاک در کبریا بقیع آنجاست تربت شهامت فرهنگ مهدوی با ظاهری غریب ، ولی آشنا بقیع من را به خاک‌ درگه ایشان امیدهاست تا بر کشم به دیده ، چنان توتیا بقیع حاجی همین که نیت حج‌می کنی به شوق نیت کن‌ و به شوق وصالش بیا بقیع خوشدل به این شفاعت و این اعتماد باش دروازه ی ستایش  راه ِ خدا بقیع در انتظار رویت خورشید سالهاست ما راست ملجأ و مساعدت و مقتدا بقیع ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
در سوگ نشسته شیعه و غرق غم است هر چه بنویسیم و بخوانیم کم است در سوگ امامی که قیامش بی شک برداشتن قلم به جای علم است ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
با آفتابِ صبحِ فروردین می‌روید از قلبِ زمین گندم فصل بهار و کار و بوی خاک من روستایی‌زاده‌ام مردم یک چای با آویشن و آتش کم می‌کند دل‌خستگی‌ها را عصرِ حجر یک روزِ تعطیل است که می‌تکاند زندگی‌ها را گُل می‌کند آرام هر شاخه پروازها، آوازهای شاد جیغ پسرها می‌رود تا کوه موهای دخترها رها در باد عصرِ حجر دیگِ سیاهِ آش عصرِ حجر عصرِ خبر با دود ظرفِ بدون دستکش شستن با حسِ خوبِ ماسه‌های رود... ◇◇◇ ای رود رودم زیر این آوار ای زخم‌های تا ابد بسیار باشد برای بعد داغ تو از شانه‌هایم کوه را بردار من یک زنم که داغ‌هایم را هر شب میانِ خاک می‌کارم بعدش به میدان می‌روم با بغض ابرِ بهارم که نمی‌بارم از دردهایم آه می‌سازم فرصت برای گریه بسیار است هر داغ یک هر داغ یک وجدانِ بیدار است با ریشه‌هایی در زمین محکم پای وطن با جان و تن هستیم ما را نترسانید از چیزی با جان و تن پای وطن هستیم ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
ای کاش ز خیل لاله هایت باشیم در مسلخ عشق جانفدایت باشیم تو باشی و تا ابد هزاران چون من قربانی خاک با صفایت باشیم ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
درست در مرز بین صبح وظهر درمینابِ سکوت موج سهمگین صدا چیره شد بر روز دبستانی که پیش ازاین کبوترها برایش سرود باران می‌خواندند حالا در بزنگاه جولان خون از نفس افتادند پرستوهای کودک‌بالِ گشوده آغوش برای پروازی تا عمق لاجوردی شفق برای رصد ستاره ها خبر سنگین بود وداغ ،داغ صد وشصت وپنج پرنده که از مدرسه با  دفترهایی سپید بال به آسمان کشیدند تا  مادران درنازکای خیال به خشمِ  این سنگدلی گیسو چنگ بزنند و باباها از دردِ توأمان دوری پیراهن چاک کنند با چهره هایی شبیه مردگان در قفس که روحشان کلاس به کلاس آوار را می بلعد درجستجوی پاره های تنِ تنهایشان که دستهای بی پناهی شان را درصف صبحگاه جا گذاشته اند با مژگان هایی درخون با بدن‌هایی در تلی از خاکستر با مغنعه هایی درتلاطم  خاک با صورت هایی بی جان و صداهایی خاموش درنفس‌کش اندوه در خاکروبه های ناامیدی وجنگ که چه نابرابرانه موجی ازحمله را پرتاب می‌کند وسط درس امروزشان تا با لهجه جنوبی خود بغل بگیرند آفتاب را وازشرم شرارت دشمن بسوزد آه جگرسوز جهانی این جسارت بی شرمانه را آری جهان در بازتاب این غم سترگ درکمرکش این اندوه بی پایان هنوز در رنج است دوربین ها کمر راست نمی کنند خبرها تلخ مخابره می شود تلفن ها زنگ های ترس آلود دارند زمین در بهت کوچ پرستوهاست ابرها با حسرت اشک می بارند دستهای خالی دعا بارانی ست خنده ها ازنفس افتاده اند ونسیم، بوی شهادت را که پیچیده در موهای دختران درحیاط پخش  می کند صدای  اذان بلند است: الله اکبر ... وچشمها هنوز درسرمه دان تاریکی نور درو می‌کند باد شروه می خواند وهنوز از نهاد ایران، مادرمان آه بلند است . ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
برای وصف تو باید قلم صاحب قدم باشد همیشه نام تو بر سر در خانه علم باشد جهان ما را به نامت می شناسد وای بر ما که تو‌ را «شیخ الائمه» شیعه نشناسد، ستم باشد «حنیفه» می کند شاگردیت را چون «مفضَّل» ها هنر آموز درگاهت ،«هشام بن حکم» باشد علی با ذوالفقارش حافظ اسلام احمد شد و مکتب خانه ات مثل همان تیغ دو دم باشد شدی صادق که از کذاب ها باشی جدا مولا برای حفظ دین اما دلت لبریز غم باشد چه می ترسند بعضی ها ز قال الباقر و صادق و می خواهند نسل پر فروغ شیعه کم باشد تویی فرزند ابراهیم و در آتش نمی سوزی اگر نمرود های این زمان صدها رقم باشد به کوری دو چشم دشمنان اثنی عشر هستیم اگرچه مرقد «شیخ الائمه» بی حرم باشد... ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
هر چند هزاره های پر غم داری میلیونها پهلوان چو رستم داری خاکت حرم است و پیش دشمن از جان ایران ایران خط مقدم داری ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
به پایان می رسی نه نه به پایان می رسانیمت از آن غوغای سرمستی به پایین می کشانیمت غباری نحس هستی بر فلسطین عزیز ما به نام نامی غیرت به بیرون می تکانیمت نجاست غدّه ی چرکین به هر اندازه که باشی میان چاه نابودی به زودی میپکانیمت‌! که با گردن کشی هایت هوای قله را داری؟! عجب بیهوده رویایی به درّه می نشانیمت قسم خوردست یک ایران برای کشتنت صهیون که دیگر لحظه ای حتی نبینیمت نخوانیمت به پایان برده مکر تو هزاران زندگانی را عدالت میشود اجرا به پایان می رسانیمت ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
روزگاری ستیغ‌های جهان، محوِ چشمان عاشقت بودند رودهای زلال دشت‌به‌دشت، سالکان مناطقت بودند ای شمیم تو عطر شب‌بوها! اوج سرمستی پرستوها! مرغزاری که بچّه‌آهوها! نافه‌چین شقایقت بودند مثنوی‌مثنوی، ترانه: دلت، از خزر تا مدیترانه: دلت رود بودی و گوش‌ماهی‌ها، قدر صدموج عاشقت بودند نام تو راز هشتمین خنده، ششمین ماهتاب تابنده روح نورانی‌ای که مغرب‌ها، سایه‌بوس مشارقت بودند ای رخت آفتاب را مصباح! روی بگشا که فالق الاصباح ای تو که صبح‌های کاذب  هم عاشق صبح صادقت بودند سوره‌سوره پر از شکوفه شدی، سبز کردی خزان زندان را شب قدری که پاسبانان هم، محو قرآن ناطقت بودند تو پُر از نور و آسمان دل تو، تو علی بودی و مقابل تو_ ناکثینی که عهد کین بستند، ناکسانی که مارقت بودند پیشِ رو یا امام می‌گفتند، پشت سر با تو تیغ و خون بودند دشمنان هزار رنگی که دوستان منافقت بودند شعله‌شعله زبانه آتش شد، ایستادیّ و خانه آتش شد در و دیوار شعله‌ور تنها شیعیان موافقت بودند "مارقان" از تو پیش افتاده، "زاهقان" خسته، پشت بر جاده اندکی پابه‌پای تو ماندند لازمانی که "لاحقت" بودند کوچه‌های مدینه آن ایّام، ریگ‌در‌ ریگ با درود و سلام هم‌نوا با کبوتران بقیع زائران دقایقت بودند وصف شیخ‌الائمه درخور توست، ای که منصور و ریزه‌خوارانش گیج و انگشت بر دهان یک عمر، آفرین‌گوی خالقت بودند تو همان نجم ثاقبی که هنوز، شب تاریک مست هیبت توست جبل‌الطارقی که طوفان‌ها خیره در برق طارقت بودند نه فقط حنبل از تو فقه آموخت، از کلام ابوحنیفه بپرس سال‌ها شافعی و مالک هم جزوه‌خوان حقایقت بودند ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
قلم به دست گرفتی که شاهکارکنی که فتنه های نفس گیر را مهارکنی کدام جبر ؟ کدام اختیار ؟ ما تنها مقیدیم به آنچه تو اختیار کنی تو آمدی که به لطف کلام صادق خود هزار نکته‌ی پوشیده آشکار کنی و در عزای حسینت گریستی همه عمر که قطره قطره غمش را ادامه دار کنی شمیم پیرهنت را به دشت بخشیدی که خشکسالی تاریخ را بهار کنی مرا به راه بیاور شبیه آن مستی که خواستی دل او را به خود دچار کنی پناه میبرم از شب به خانه ات که مرا به صبح صادق این راه رهسپار کنی ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
ایــران وطـن من، وطـن من، وطـن من بگــــذار بگــــویم؛ همه‌ی جان و تنِ من جان بر کف و ســـربازِ تو تا لحظهٔ مرگم این پرچــــمِ خونینِ تو، تنهــــــا کفنِ من این باغ اگـــــر چه شده از درد خزان ‌رنگ سبزاست به نامت همه دشت‌ودمنِ من هربار که از کـــوچه‌ی من یـــــاد تو رد شد گل داد بهــــــــار از نفس پیـــــــرهــــــنِ من می‌ســــوزم و ســــوگند به لبخنــد شهیدت ققنوس به پا خیـــــزد از این سوختنِ من هـــــرگز ندهـــــم ذره‌ای از خـــــاک تنت را ایــــران وطـن من، وطـن من، وطـن من ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser