eitaa logo
شعر معاصر-ادبیات پایداری و حماسه و ایثار
578 دنبال‌کننده
37 عکس
4 ویدیو
2 فایل
گلچین اشعار شاعران معاصر ایران ارتباط با ادمین: @Kakaeimohammadreza کانالهای مرتبط: https://eitaa.com/mohammadrezakakaei https://eitaa.com/behesht_e_hashtom
مشاهده در ایتا
دانلود
به پایان می رسی نه نه به پایان می رسانیمت از آن غوغای سرمستی به پایین می کشانیمت غباری نحس هستی بر فلسطین عزیز ما به نام نامی غیرت به بیرون می تکانیمت نجاست غدّه ی چرکین به هر اندازه که باشی میان چاه نابودی به زودی میپکانیمت‌! که با گردن کشی هایت هوای قله را داری؟! عجب بیهوده رویایی به درّه می نشانیمت قسم خوردست یک ایران برای کشتنت صهیون که دیگر لحظه ای حتی نبینیمت نخوانیمت به پایان برده مکر تو هزاران زندگانی را عدالت میشود اجرا به پایان می رسانیمت ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
روزگاری ستیغ‌های جهان، محوِ چشمان عاشقت بودند رودهای زلال دشت‌به‌دشت، سالکان مناطقت بودند ای شمیم تو عطر شب‌بوها! اوج سرمستی پرستوها! مرغزاری که بچّه‌آهوها! نافه‌چین شقایقت بودند مثنوی‌مثنوی، ترانه: دلت، از خزر تا مدیترانه: دلت رود بودی و گوش‌ماهی‌ها، قدر صدموج عاشقت بودند نام تو راز هشتمین خنده، ششمین ماهتاب تابنده روح نورانی‌ای که مغرب‌ها، سایه‌بوس مشارقت بودند ای رخت آفتاب را مصباح! روی بگشا که فالق الاصباح ای تو که صبح‌های کاذب  هم عاشق صبح صادقت بودند سوره‌سوره پر از شکوفه شدی، سبز کردی خزان زندان را شب قدری که پاسبانان هم، محو قرآن ناطقت بودند تو پُر از نور و آسمان دل تو، تو علی بودی و مقابل تو_ ناکثینی که عهد کین بستند، ناکسانی که مارقت بودند پیشِ رو یا امام می‌گفتند، پشت سر با تو تیغ و خون بودند دشمنان هزار رنگی که دوستان منافقت بودند شعله‌شعله زبانه آتش شد، ایستادیّ و خانه آتش شد در و دیوار شعله‌ور تنها شیعیان موافقت بودند "مارقان" از تو پیش افتاده، "زاهقان" خسته، پشت بر جاده اندکی پابه‌پای تو ماندند لازمانی که "لاحقت" بودند کوچه‌های مدینه آن ایّام، ریگ‌در‌ ریگ با درود و سلام هم‌نوا با کبوتران بقیع زائران دقایقت بودند وصف شیخ‌الائمه درخور توست، ای که منصور و ریزه‌خوارانش گیج و انگشت بر دهان یک عمر، آفرین‌گوی خالقت بودند تو همان نجم ثاقبی که هنوز، شب تاریک مست هیبت توست جبل‌الطارقی که طوفان‌ها خیره در برق طارقت بودند نه فقط حنبل از تو فقه آموخت، از کلام ابوحنیفه بپرس سال‌ها شافعی و مالک هم جزوه‌خوان حقایقت بودند ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
قلم به دست گرفتی که شاهکارکنی که فتنه های نفس گیر را مهارکنی کدام جبر ؟ کدام اختیار ؟ ما تنها مقیدیم به آنچه تو اختیار کنی تو آمدی که به لطف کلام صادق خود هزار نکته‌ی پوشیده آشکار کنی و در عزای حسینت گریستی همه عمر که قطره قطره غمش را ادامه دار کنی شمیم پیرهنت را به دشت بخشیدی که خشکسالی تاریخ را بهار کنی مرا به راه بیاور شبیه آن مستی که خواستی دل او را به خود دچار کنی پناه میبرم از شب به خانه ات که مرا به صبح صادق این راه رهسپار کنی ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
ایــران وطـن من، وطـن من، وطـن من بگــــذار بگــــویم؛ همه‌ی جان و تنِ من جان بر کف و ســـربازِ تو تا لحظهٔ مرگم این پرچــــمِ خونینِ تو، تنهــــــا کفنِ من این باغ اگـــــر چه شده از درد خزان ‌رنگ سبزاست به نامت همه دشت‌ودمنِ من هربار که از کـــوچه‌ی من یـــــاد تو رد شد گل داد بهــــــــار از نفس پیـــــــرهــــــنِ من می‌ســــوزم و ســــوگند به لبخنــد شهیدت ققنوس به پا خیـــــزد از این سوختنِ من هـــــرگز ندهـــــم ذره‌ای از خـــــاک تنت را ایــــران وطـن من، وطـن من، وطـن من ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
بغض ستاره می‌شکند قلب شیشه را وا کن به صبح پنجره‌های همیشه را با بمب، خواب نازک گل را چه نسبتی‌ست؟ با غنچه‌ها چه رابطه سندان و تیشه را؟ نم‌نم ببر به خندهٔ گل‌های رنگ‌رنگ پروانه‌های زخمی اندوه‌پیشه را بیهوده در خیال درختان نمی‌وزد طوفان اگر که فهم کند عمق ریشه را شکر خدا که گلهٔ کفتار لحظه‌ای خالی ندیده از شرفِ شیر، بیشه را حالا تویی و طرح جدید هزاره‌ها بخت بلند من که شکستی کلیشه را ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
در معرکه حضور مرا امتحان کنید آماده ام که شور مرا امتحان کنید چشم همیشه شور شما کور می شود تابیده ام که نور مرا امتحان کنید مادر نزاد آنکه به من حمله ور شود از روی خود عبور مرا امتحان کنید محکم اگر مقابل تان ایستاده ام باغیریتم! غرور مرا امتحان کنید دیگر زمان صبر و مدارا گذشته است وقت است تا تنور مرا امتحان کنید جنگنده های محکم تان پودر می شود گر برنوی غیور مرا امتحان کنید در خاک خویشتن هوس گور می کنید گر دوزخ قبور مرا امتحان کنید در باتلاق جنگ فقط دست و پا زدید باشد!! دوباره زور مرا امتحان کنید ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
از همان لحظه‌ء کذایی که با سقوطی، سکوت شهر شکست در دلم جای خنده‌ات خالی‌ست خانه از جایِ خالیِ تو پر است تو که با فرم قهوه‌ای رفتی، پس چرا با سفید برگشتی!؟ صبح با کیف صورتی رفتی ظهر اما شهید برگشتی... پر گشودی ولی نمی‌دانی چه بلایی سر من آوردی! دخترم! من هنوز منتظرم که برای ناهار برگردی! چند وقتی‌ست از نبودن تو، سینه‌ام یک جهانِ شعله‌ورست دست‌های تو کوچکند اما غصه‌ات از دلم بزر‌گ‌ترست باز می‌بینمت میان اتاق... آه... می‌بینمت... ولی وهم است... صورتت مثل برگ گل‌ها بود، بشکند دست‌شان که بی‌رحم است کافری ای نسیم! گر نبری، محضر کردگار، آهم را؛ "به چه جرمی حرامیان کشتند طفل معصوم بی‌پناهم را؟" ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
کافی‌ست عاشقانه، رجز دست و پا کنید بذر حماسه می‌شکفد لب که وا کنید غم‌ناله را نگاه ندارید در گلو این شروه را میانۀ میدان رها کنید طبعِ لطیف اگر نشود نوحه‌‌خوان چه سود؟ وقتی بناست شرحِ غم ماجرا کنید هرچه قریحه خرج سرِ زلف شد بس است این دِین را به موی پریشان ادا کنید نازک‌دلی برای همین‌ روزها خوش است یک‌چند بشکنید و دوچندان دعا کنید این سو طنین غربت و آن سو هزار چشم... از بی‌تفاوتان، صف خود را جدا کنید ماهی به نی شکفته که فریاد می‌زند هم خود رَوید، هم همگان را صدا کنید خون شد، شکست از غم و در خود مچاله شد فکری به حالِ این دلِ دردآشنا کنید ای ساکنان قریۀ خوش‌ْ آب و رنگ شعر وقت قیام آمده، شوری به پا کنید ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
ای سر که گرم قافیه و استعاره‌ای اینک تویی و جنگ! ببینم چکاره‌ای اینک رجز بخوان که سرودن پس از نبرد رختی‌ست بعد عید، به بام مناره‌ای عنوان «شاعری» به غزل‌باف بی‌وطن زرباف‌جامه‌ای‌ست تن بدقواره‌ای.. من سر به راه عشقم و در بند امر او از من به سر دویدن و از او اشاره‌ای آن‌کس که سوخت با سر بر نیزۀ حسین سر خم نمی‌کند به یزید دوباره‌ای :: ای بی‌هنر‌! به هلهلۀ اینکت مبال فردا تویی و لهلهۀ جشنواره‌ای ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
آن‌کس که سکوت را هم‌آوازی کرد تاریخ نخوانده، قصه‌پردازی کرد یک سمت یزیدیان و یک سمت حسین جنگ است! وسط نمی‌توان بازی کرد! ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
چنین که خاک وطن، خاک کربلا شده است یقین که بیشتر از پیش پر بها شده است چقدر سرو رشید ایستاده در میدان چقدر لاله که بر دامنش رها شده است چقدر داغ شقایق نشسته بر دل‌ها چقدر نخل تناور که جان‌فدا شده است چقدر جوش و خروش است در خیابان‌ها چه موج‌های عظیمی که یک‌صدا شده است چه رستخیز شگفتی! بیا تماشا کن چقدر زلزله در معرکه به پا شده است چقدر بعثت مردم به وجدمان آورد چنان که قوت قلب من و شما شده است اگر که پرچم افراشته رجزخوان شد به دست‌های علمدار اقتدا شده است چقدر لطف خدا را به چشم خود دیدیم چه خیرهای کثیری به ما عطا شده است و کاروان شهیدان خوشا به حال شما که پر کشیدنتان، حاجتِ روا شده است چقدر حنجرهٔ سرخ رنگ، وقت سحر به اشتیاقِ اذان، گرم ربنا شده است مکرر است شب قدر، قدر بشماریم تمام پنجره‌ها رو به صبح وا شده است برای حفظ حریمش هزار جان بدهیم کجا برای وطن دینِ ما ادا شده است؟ ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser