eitaa logo
شعر معاصر-ادبیات پایداری و حماسه و ایثار
587 دنبال‌کننده
37 عکس
4 ویدیو
2 فایل
گلچین اشعار شاعران معاصر ایران ارتباط با ادمین: @Kakaeimohammadreza کانالهای مرتبط: https://eitaa.com/mohammadrezakakaei https://eitaa.com/behesht_e_hashtom
مشاهده در ایتا
دانلود
صدای ذکر تو شب را فرشته‌باران کرد حضور تو لب «شیراز» را غزل‌خوان کرد «کرم نما و فرود آ که خانه خانهٔ توست» بیا که چشم تو، این شهر را چراغان کرد چه اشک‌ها که ضریحت به گونه‌ها جاری، چه دردها که خداوند، با تو درمان کرد چه لحظه‌ها که نگاه تو، جان حافظ را به جرعه‌ای غزل، از جام غیب مهمان کرد چراغ قلب تو، تفسیر صبح صادق بود عجیب نیست که شب را چنین هراسان کرد چه کرده نور تو با شب؟ که دست خونریزش رواق و صحن تو را هم گلوله‌باران کرد شهید راه رضایی، شهید صحن توایم تو را، خدای تو، شاهِ چراغ ایران کرد به قلب تو، غم دوری‌ست از برادر و آه! فراق خواهرت، این داغ را دوچندان کرد سفر، اگر چه چنین ناتمام ماند، ولی صدای پای تو، شیراز را خراسان کرد ☫ادبیات مقاومت... | 🌐@sher_moaser
(ترانهٔ شکوفه‌های گلگون) شکوفه‌های گلگون تُو خاک و خون نشستن سقفِ کلاسا ریخته پنجره‌ها شکستن از بال صد فرشته یه تیکّه پر نمونده موهای بافته شونو موج آتیش سوزونده یه خط: داغِ ستاره یه خط: ‌شعله شکفتن دشمنا بمب زدن به نقاشیِ تو و من (تُو این خاک صبور و سبز تُو این مدرسه جا داریم چه دستای قشنگی رو واسه پرواز می‌کاریم) با ساقهٔ دستاشون به این قفس نباختن قد کشیدن تا اَبرا اونجا مدرسه ساختن نیمکتِ گُرگرفته کیف و کتابا، خونا دقیقه‌های درسن واسه تموم دنیا آی دخترای خورشید بچّه‌های بی گناه جشن پیروزی دارین فردا رو شونهٔ ماه (تُو این خاک صبور و سبز تُو این مدرسه جا داریم چه دستای قشنگی رو واسه پرواز می‌کاریم) ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
من آشنای توام مو سپید و روی سیاه بتاب بر من تاریک و بی پناه ای ماه پناه نیست مرا خسته ام توانم نیست که مثل گرد نشستم به صحن، بر درگاه بگو مرا که ز صحن تو بر نگیرد باد بگو به خیل غلامان شاه عالی جاه بدل به زر بشود گر مقابل حرمت اگر که برگ نشیند اگر که کوه و کاه به سلطنت برسد هر گدا که زائر توست به بندگی برسد، زائرت شود گر شاه 🌐@sher_moaser
دیده مشتاق زیارت شد ، دل از او بیشتر می کشد شوق حرم ما را به این سو بیشتر دیده اند اهل نظر از منظرِ باب الجواد گوشه چشم و اشارت های ابرو بیشتر می کند در پیشگاه عشق ، کسب آبرو هر خداجویی که اینجا می‌زند رو بیشتر نور این سرچشمه ی خورشید عالم گیر شد هرچه اطراف حرم شد برج و بارو بیشتر ای دلِ غافل ! به گِرد معصیت کمتر بگرد تا شوی مهمان لطف و رحمت او بیشتر ای که بیمار گناهی ، رو به این درگاه کن دارد این دارالشفا از درد، دارو بیشتر دوست می‌دارد ضریح سبز این دارالسلام اشک های بی‌صدا را از هیاهو بیشتر ضامن هر بی‌پناه است او ، نمی‌دانم چرا در فضای شعر ما ، گل کرده آهو بیشتر!؟ شاهراه معرفت را زودتر پیموده است هرکه در فرمان بری ، دارد تکاپو بیشتر تا شود قلب سحرخیزان مشهد نقره پوش ماه در دلهای شب افشانده گیسو بیشتر در غزل نام غزال آوردم و بی اختیار دیده مشتاق زیارت شد دل از او بیشتر ☫ادبیات مقاومت... "شفق " 🌐@sher_moaser
یک سینه پر از هوای غم آورده باران باران دیده نم آورده ابری که به روی گنبدت می بارد پیش کَرَمت دوباره کم آورده ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
خنده کن دختر من، گریه پنهان با من زندگی سهم تو و رد شدن از جان با من زندگی با قلم و دفتر بی خط، باتو عاشقی روی خط زرد خیابان، با من خواب رنگی تو ببین، «بزبز قندی»تو بخوان شب و شبخوانی و بیداری وباران با من شادی و بازی و لبخند عروسک با تو «لانچر»و خوف و خطر های بیابان با من آسمان با تو، دلی ابری و باران با تو «اِپستین»؛خانه ی پوشالی شیطان،با من تو روایت گر خوبان «هلال احمر» باش تا ابد شاعری خون شهیدان با من خانه و شادی و شادابی خانه با تو حفظ شأن و شرف و شوکت ایران با من ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
تو را آیینه ی راز آفریدند همان آغاز با ناز آفریدند تو را ناز آفرینان روز آغاز چراغ شهر شیراز آفریدند ششم ذیقعده روز بزرگداشت حضرت شاهچراغ (ع) 🌐@sher_moaser
حالش شده بود باز بد دیوانه باز از خط عقل داد رد، دیوانه از تنگی تنگه بد به تنگ آمده بود در ایکس دو تا توئیت زد دیوانه ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
فاطمه در دفتر مشق اش از ایران می نوشت ازدل آلاله ها با قلب سوزان می نوشت چتری موهای خود را می‌زد از صورت کنار با با ترانه باز باران می نوشت یک سبد گیلاس می چید از لب باغ از قشنگی های فراوان می نوشت دختر بود و از تبار با نگاه پاکش از اندوه انسان می نوشت داشت از مرد آمد ، مرد جنگ و اقتدار در میادین خطر از مرد میدان می نوشت از دلاور مردم گمنام پاک میهن اش را در کنار نام می نوشت از# سلیمانی و ،از و خطبه اش از ، ، کرمان می نوشت را بر بلندای نگاهش می نشاند با دلی خورشید وار از صبح می نوشت یک به یک می گفت از عشق میان مردمش طاقت را بر پای می نوشت گاه می رفت از شمالستان کشور تا جنوب در جنوبستان آن از موج طوفان می نوشت از دل تنگه ، و خاک از و از ازدرد می نوشت در خیال خود نبردی تن به تن می ساخت و از هر یک تیغ بران می‌ نوشت آن طرف تر میداد دست مرد ایل با و‌ و تجدید پیمان می نوشت همکلاسی را درون مدرسه گم کرده بود بر فراز آسمان یار دبستان می نوشت بازی اش با بچه ها قايم شدن در کوچه بود روزگار از بازی زیبای می نوشت آرزوهایش سوار زورقی بر دست باد با دل دریایی اش از زخم پنهان می نوشت موشکی زد گرچه دفتر دستکش را پاره کرد دستهای "بی سر" کماکان می نوشت ☫ادبیات مقاومت... تقدیم به روح بلند فاطمه یزدان پناه دخترشاعرمیناب 🌐@sher_moaser
با نسیم روضه‌ات دیوانه کردی باد را صحن‌ها هو می‌کشند این شور و این فریاد را چون شباهت داشت با گلدسته‌های مرقدت شاعران گفتند وصف قامت شمشاد را هرکسی یک کاسه از حوض طلایت آب خورد تا قیامت بیمه دارد خاطر آباد را هست خورشیدی فراز این شبستان روز و شب دوست دارم آفتاب داغ گوهر شاد را حضرت عشقی و عشق از گنبدت پر می‌کشد می کنی مجنون شبی صد خسرو و فرهاد را تیر صیادی مرا تا آستان عشق برد عاشقم من این چنین صیادی و صیاد را تا که رنگ روشن فیروزه در ایوان زدی بند کردی رود‌های سرکش و آزاد را این کبوتر باز امشب آسمانی گشته است دوست دارد قفل‌های پنجره فولاد را ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
خبر آمد که خونین شد پر و بال کبوترها فراتر از تصور ، دورتر ، آن سوی باورها بدان از  ابتدا در ذهن ها زندست جان بازی نمی دانند دشمن ها چه رویایی ست در سرها صف اول صف دوم صف سوم صف پنجم... حیاط مدرسه چیدست در قلبش چه لشگرها نشسته کودکانه در مسیری سبز و رویایی به پشت میزها در مدرسه یا پشت سنگرها نشان  دادند سربازند جان بر کف ، کف میدان کنار سروها ، آلاله ها ، گلها ، صنوبرها به جای خط و سر مشق و به جای درس و تکلیفش به روی خون سرخش وا شده آغوش دفترها نوشته ننگ بر پیشانی انسان بی ریشه دمی که جوهر سرخی چکید از موی دخترها دلی که از غم میناب دردش هم نمی آید به رویش مهربانی ، عاشقی ، بسته ست این درها غزل اشکش در آمد بیت آخر قبر کوچک بود بمیرم واژه کم آورده باز از صبر مادرها ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser