eitaa logo
شعر معاصر-ادبیات پایداری و حماسه و ایثار
587 دنبال‌کننده
37 عکس
4 ویدیو
2 فایل
گلچین اشعار شاعران معاصر ایران ارتباط با ادمین: @Kakaeimohammadreza کانالهای مرتبط: https://eitaa.com/mohammadrezakakaei https://eitaa.com/behesht_e_hashtom
مشاهده در ایتا
دانلود
مثل گل واژه ی معطر عشق نور تو گرچه می وزد سویم چندروزی ست ازتو میخواهم صفحه صفحه فقط غزل گویم بازهم تشنه ی کلام توأم ابر چشمان تو چنان بارید آسمانم ستاره باران شد بس که چشمت به آسمان خندید عطر گلهای پونه کنج کلاس شد عجین باکلام شیرینت جان تازه گرفتم از لحنت من فدای امید دیرینت هرکجا رنگ عشق می‌بینم رد پای حضور تو پیداست هرکجا نامی از معلم هست یک سبدعشق روی دفترماست حاصل رنج سال‌های توست آن پزشک و رئیس وهر رده ای تو خودت را برای خاطر ما به دل غربت و شرر زده ای جزخدایی که آفریده تو را آن که قدر تورا شناسد کیست چشم فانوس ها گواهی داد واژه ای بهتر از معلم نیست ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
هرگز دلم نشانِ گذار از تو را نداشت بی تو جهان به خانه ی چشمم صفا نداشت تو کوه طاقت و دل من شیشه ای که ریخت بعد از تو گریه های غریبم صدا نداشت هر شب به جستجوی نگاهت روانه ام بیچاره آن که گفت: به راه تو پا نداشت در راه عشق، جان که متاعی عزیز نیست سر می دهم به دوست، نگو جان فدا نداشت حاشا که دل ز خون شهیدان جدا کنم دردا اگر که یار بگوید وفا نداشت کشتی نشینِ کشتی نوحم در این زمان سکان به دست اوست نگو، ناخدا نداشت ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما خصم است آنکه نام پلیدش بقا نداشت ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
کربلا شهر قصه‌های دور نیست کربلا اتفاق روزگار قبل یا صدای سنج و طبل یا فقط حکایت تنور نیست کربلا داستان روز و روزمرّه‌های ماست هر نظر به آب و آفتاب هر نظر به کوچه و گذر به در هر نظر به پیرهن به خویشتن هرکجا که چشم وا کنیم، کربلاست ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
باید به دنبال صدایی در خودم باشم در جستجوی کربلایی در خودم باشم حالم به‌هم‌خورده از این «ابن‌سیاهی»ها باید به فکر روشنایی در خودم باشم بعد از هزار و سیصد و خورشید عاشورا باید به فکر جابه‌جایی در خودم باشم زینب شوَم در سعی زنجیر و صفای خون میراث‌دار کربلایی در خودم باشم باید سراپا زخم باشم، بگذرم از خویش تا صاحبِ خون خدایی در خودم باشم غمگینم و از غم بساط گریه‌ام جور است باید شب ماتم‌سرایی در خودم باشم :: هر شب گرفتار بلایی در خودم هستم چشم انتظار کربلایی در خودم هستم حال غریبی دارم و از داغ لبریزم محتاج تغییر هوایی در خودم هستم گاهی ابوسفیانی‌ام... گاهی یزیدی... گاه، در جستجوی نینوایی در خودم هستم روز و شبم ویران‌تر از ویرانۀ شام‌ست هر شب عزادار عزایی در خودم هستم حسِّ غریبی دارم از خشکیدن لب‌ها دنبال ردِّ چشمه‌هایی در خودم هستم هر شب گلویم را به زیر نیزه می‌گیرم هر شب به دنبال منایی در خودم هستم... ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
تا چند بر این گردن، هر سوی بگردی؟ ای کاش که می‌خوردی از امروز به دردی ای سر! بنشین گوشه‌ای و خوب بیندیش یک عمر بر این خاک چه کردی؟ چه نکردی؟ دل از تو چه می‌خواست به‌جز مصرع سرخی؟ دارایی تو چیست به جز دفتر زردی؟ باید بشوی همدم خون، خون گلویت حیف است که دلگرم شوی با دم سردی حیف است که بر بالشی آرام بگیری ای کاش شوی دست به دامان نبردی ای کاش تو هم حرّ شوی و لحظۀ آخر مردانه بیارامی بر زانوی مردی ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
ای چهل‌روز مانده تا غم تو جان عالم فدای ماتم تو بوی پیراهن تو می‌آید چه عجب‌عالمی‌ست عالم تو بی‌تو هر روز، روز عاشوراست هر طرف روضهٔ مجسّم تو تو به دنبال اسم اعظم عشق همه دنبال اسم اعظم تو ای شکوهِ به گریه پیچیده ای غمِ با حماسه توأم تو متحیّر صفوفِ سینه‌زنان در پریشانیِ منظّم تو! شرح نهج‌البلاغه می‌گوید اهتزاز بلندِ پرچم تو تا قیامت تکان نخواهد خورد عَلم خیمه‌گاه محکم تو اشکم و چکه‌چکه می‌سوزم تا شوم ذره‌ذره مَحرم تو یک دل سیر، بغض خواهم کرد تا شب اول محرّم تو ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
علیه‌السلام 🔹یار مظلومان🔹 كسی كه جان عزیزش، عزیز،‌ پیشِ خداست به جان هرچه عزیز است، سیدالشهداست برای مردِ خدا نیست، ‌بیم جان هرگز كه در مصاف، خطرآشنا و بی‌پرواست حسین یاور دین بود و یار مظلومان حسین خاطره‌ای تا همیشه پا برجاست تو را كه مانده به دل حسرتی ز عاشورا بیا ببین كه جهان صحنه‌ای ز عاشوراست به خونِ خلق خدا دست ظلم رنگین است غریو خلقِ ستم‌دیده روز و شب برپاست كجاست دست رهانندهٔ خداجویان؟ كه فتنه‌های زمان در كمین آدم‌هاست اگر تو یاور دینی، حسین را دریاب كه وقت یاری خورشید كربلا حالاست ز خدمتی كه برآید ز دست، دست مدار كه در حمایت خلق خدا،‌ خدا با ماست برای رونق این دین، قیام كرد حسین قیام او به حقیقت قوام دین خداست قیام كرد كه برپا بماند اصل نماز كه این چراغ به ما روشنی‌رسان، فرداست حسین دین خدا را، ز خون بهاری كرد بهار دین خدا در گل نماز شماست ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
امروز بهترینی و عمری‌ست لشکرت جنگیده است در پی فردای بهترت خواندند نه فلک به شب غم سرود صبح تا سر زد از افق به جهان مهر خاورت امروز اگرچه مثل علی در نبرد کفر صف بسته است لشکر شیطان برابرت ایران من! مترس که پیروز می‌شوی پشت و پناه باشد اگر دست حیدرت مهرت فروغ دیدۀ حق‌باوران شده‌ست کورند مردمی که ندارند باورت هر لاله‌ات شده‌ست شهیدی که تا ابد با ریشه‌های خویش گرفته‌ست در برت از چشمه‌ای که سر زده از خون هر شهید جوشیده است نسل شهیدان دیگرت آری نمرده‌اند شهیدان و تا هنوز خالی نمانده است دمی پشت سنگرت هر کوهت آرشی‌ست که بر قلّۀ سپهر شد پاچسدار دامن سردارپرورت.. تا بشنود از آن سخن عشق را جهان پاینده باد رفعت الله اکبرت هرگز نمی‌شوی به شب گم‌شدن دچار تا آفتاب هشتم عشق است رهبرت نام تو عشق! نام تو جان است ای وطن تنها نشاید این‌که بنامیم کشورت ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
از یاد نمی‌روندغمنامه های سرخ تو وسپیدی مشتق شده از نامت ای شکوه همیشه‌ی سبز قامت کوه‌ها ای آواز آب در دل سنگ‌های خسته "ای‌ایران" "تو را می‌شناسم" تو در دستهای گشوده‌ی کویر در نفس گرم بادهای جنوب و در آن نگاه عمیق آسمان تبریز که ستاره‌ها را تا سحر می‌شمارد و خستگی نمی‌گیرد جاری هستی ندای تو را ای ایرانِ جان در نبض تنگ جاده‌های پیچاپیچ شمال در زمزمه‌ی برف‌های روی شانه‌های دماوند در رنگِ سرخی که پیش از طلوع آفتاب بر گونه‌های بیابان یزد می‌نشیند می‌توان شنید مادری… و تنها این واژه کافی نیست تو جغرافیای جان ما هستی خطِّ نازکی میان اشک و لبخند بین"بودن" و "باید بودن" درتبلور نامت‌... خانه‌‌ای داری با پنجره‌هایی رو به وسعت تاریخ که گاه با باد مغول لرزیده گاه از شوق شکفتن‌گل‌های شقایق بر دیوارهای خشتی‌ات از خون جوانانت‌جوانه زده و تو همیشه در میان این همه رفت و آمدهای قرن‌ها دشواری چراغی را روشن نگه داشته‌ای پشت پنجره‌ی بشکوه اصالتت … چراغ روشن مقاومت چراغ صبوری چراغ رشادت تو را در دستان پینه‌بسته‌ی کشاورز دشت خوزستان دیدم که با وجود حرارت آتش با خون خویش برکت را به خاک می‌سپارد در نگاه دختری در متروی تهران دیدم که کتابش را می‌خواند و آینده‌اش را با هر ورق زدن می‌سازد ای سرزمین آینه‌ها که در هر قطره از نجابتت تصویردیگری از خودت را نشان می‌دهی گاه چون کارون،خروشان و رؤیایی گاه چون زاینده‌رود،بی‌قرار و گریان گاه چون خلیج همیشه‌فارس آرام و در اعماق،سرشار از راز اما همیشه… درلحظه های که فکر می‌کنند پایانِ خط است آوازی بلند می‌شود از جایی میانِ خرابه‌های بم یا از دلِ آوازِ یک فاخته در جنگل‌های شمال که می‌گوید:«هنوز…» هنوز اسمِ تو با واژه‌ی «زندگی» همقافیه است ایران ای تلفظِ دشوار و شیرینِ امید ای خانه‌ی بی‌درِمهر بر آستانه‌ات ایستاده‌ام با همه‌ی فراز  وفرودها و با دلِ پر از آرزو… چشمانت را می‌بوسم که همچون دریاچه‌ی چشمانِ مادرم وسعت دارد و عمق و در آن‌ها آسمانِ فردا روشن‌تر از همیشه طلوع می‌کند ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
در خواب مگر جای عبورت بشود نزدیکی‌اش آرزوی دورت بشود یک بار تلاش کن خودت را برسان تا قعر خلیج فارس گورت بشود ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
تن به تن تا سر به سر ، آماده ی رزمیم ما در خیابان ها و میدان واجب العزمیم ما گوشِمان بر امر رهبر ، تابع آتش بسیم آری آری ، تابع ِ این امر و این نظمیم ما ..... دشمن دریوزه اکنون صلح می خواهد ز ما بس که رفته زین خطای خویشتن در انزوا گر شود تسلیم ما با صلح خوب و پایدار می شود از حمله های عالم و ایران رها ...... لحظه ای بر صحبت دشمن نداریم اعتماد وای بر حالش اگر  زین اعتماد و انعقاد قصد تحمیل نظرهای کریه ِخود کند می دهیم این بار تومار کثیفش را به باد ..... دست را از روی ماشه ای برادر بر ندار تا که دشمن بر گزیند از جهادت الفرار کر کند یک لحظه ی کوتاه ، دست از پا خطا مثل باران موشک ِ سجّیل را بر او ببار .... این ترامپ بی حیا را اَفت و خار و خس کنیم بیش تر از پیش او را زار و دلواپس کنیم صحنه پرداز نتانیابو  ، ترامپ نا کس است نه به یابو اعتماد و نه به این نا کس کنیم ..... خوشدل از یاری ِ یزدان ، جانفدای میهنیم مشت محکم بر دهان یاوه گویان می زنیم جبهه ی ما استقامت می کند بی چون و چند ریشه ی نحس تجاوز کارها را می کنیم .... تا ابد از جان و دل خونخواه ِ خون  رهبریم هاکذا کز ذهن ، خون یاورانش را بریم قتلگاه ِ گلشن ِ میناب پیش چشم ماست تا که خصم مملکت را در هزیمت آوریم ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
ساعت به وقت کودکی در زنگ تفریح ساعت به وقت کودکی در زنگ انشا ساعت به وقت کودکی در زنگ ورزش ساعت به وقت کودکی در زنگ املا آتش به جان شادی و لبخند افتاد گل غنچه های آرزو بی دست وسر شد یک آسمان معصومیت روی زمین ریخت میناب درسیلابی از خون غوطه ور شد چیزی نماند از دفتر وکیف وکتابش حتی مدادش هم شهادت را چشیده از اخرین سرمشق او ردی نمانده است دشمن گمانم روی آن هم خط کشیده ای کاش من جای تو می رفتم... نه ای کاش... من مادرم این غم نمی گنجد درونم هر روز میگردم پی ات هر جای خانه گمگشته و شبگرد صحرای جنونم تاریخ فصل تازه ی غم را ورق زد فصلی که دنیا فرصت اندیشه دارد فصلی که در باغ بهارش پیش از اینها صد ها زمستان قد کشیده ، ریشه دارد ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser