eitaa logo
شعر معاصر-ادبیات پایداری و حماسه و ایثار
587 دنبال‌کننده
37 عکس
4 ویدیو
2 فایل
گلچین اشعار شاعران معاصر ایران ارتباط با ادمین: @Kakaeimohammadreza کانالهای مرتبط: https://eitaa.com/mohammadrezakakaei https://eitaa.com/behesht_e_hashtom
مشاهده در ایتا
دانلود
از یاد نمی‌روندغمنامه های سرخ تو وسپیدی مشتق شده از نامت ای شکوه همیشه‌ی سبز قامت کوه‌ها ای آواز آب در دل سنگ‌های خسته "ای‌ایران" "تو را می‌شناسم" تو در دستهای گشوده‌ی کویر در نفس گرم بادهای جنوب و در آن نگاه عمیق آسمان تبریز که ستاره‌ها را تا سحر می‌شمارد و خستگی نمی‌گیرد جاری هستی ندای تو را ای ایرانِ جان در نبض تنگ جاده‌های پیچاپیچ شمال در زمزمه‌ی برف‌های روی شانه‌های دماوند در رنگِ سرخی که پیش از طلوع آفتاب بر گونه‌های بیابان یزد می‌نشیند می‌توان شنید مادری… و تنها این واژه کافی نیست تو جغرافیای جان ما هستی خطِّ نازکی میان اشک و لبخند بین"بودن" و "باید بودن" درتبلور نامت‌... خانه‌‌ای داری با پنجره‌هایی رو به وسعت تاریخ که گاه با باد مغول لرزیده گاه از شوق شکفتن‌گل‌های شقایق بر دیوارهای خشتی‌ات از خون جوانانت‌جوانه زده و تو همیشه در میان این همه رفت و آمدهای قرن‌ها دشواری چراغی را روشن نگه داشته‌ای پشت پنجره‌ی بشکوه اصالتت … چراغ روشن مقاومت چراغ صبوری چراغ رشادت تو را در دستان پینه‌بسته‌ی کشاورز دشت خوزستان دیدم که با وجود حرارت آتش با خون خویش برکت را به خاک می‌سپارد در نگاه دختری در متروی تهران دیدم که کتابش را می‌خواند و آینده‌اش را با هر ورق زدن می‌سازد ای سرزمین آینه‌ها که در هر قطره از نجابتت تصویردیگری از خودت را نشان می‌دهی گاه چون کارون،خروشان و رؤیایی گاه چون زاینده‌رود،بی‌قرار و گریان گاه چون خلیج همیشه‌فارس آرام و در اعماق،سرشار از راز اما همیشه… درلحظه های که فکر می‌کنند پایانِ خط است آوازی بلند می‌شود از جایی میانِ خرابه‌های بم یا از دلِ آوازِ یک فاخته در جنگل‌های شمال که می‌گوید:«هنوز…» هنوز اسمِ تو با واژه‌ی «زندگی» همقافیه است ایران ای تلفظِ دشوار و شیرینِ امید ای خانه‌ی بی‌درِمهر بر آستانه‌ات ایستاده‌ام با همه‌ی فراز  وفرودها و با دلِ پر از آرزو… چشمانت را می‌بوسم که همچون دریاچه‌ی چشمانِ مادرم وسعت دارد و عمق و در آن‌ها آسمانِ فردا روشن‌تر از همیشه طلوع می‌کند ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
در خواب مگر جای عبورت بشود نزدیکی‌اش آرزوی دورت بشود یک بار تلاش کن خودت را برسان تا قعر خلیج فارس گورت بشود ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
تن به تن تا سر به سر ، آماده ی رزمیم ما در خیابان ها و میدان واجب العزمیم ما گوشِمان بر امر رهبر ، تابع آتش بسیم آری آری ، تابع ِ این امر و این نظمیم ما ..... دشمن دریوزه اکنون صلح می خواهد ز ما بس که رفته زین خطای خویشتن در انزوا گر شود تسلیم ما با صلح خوب و پایدار می شود از حمله های عالم و ایران رها ...... لحظه ای بر صحبت دشمن نداریم اعتماد وای بر حالش اگر  زین اعتماد و انعقاد قصد تحمیل نظرهای کریه ِخود کند می دهیم این بار تومار کثیفش را به باد ..... دست را از روی ماشه ای برادر بر ندار تا که دشمن بر گزیند از جهادت الفرار کر کند یک لحظه ی کوتاه ، دست از پا خطا مثل باران موشک ِ سجّیل را بر او ببار .... این ترامپ بی حیا را اَفت و خار و خس کنیم بیش تر از پیش او را زار و دلواپس کنیم صحنه پرداز نتانیابو  ، ترامپ نا کس است نه به یابو اعتماد و نه به این نا کس کنیم ..... خوشدل از یاری ِ یزدان ، جانفدای میهنیم مشت محکم بر دهان یاوه گویان می زنیم جبهه ی ما استقامت می کند بی چون و چند ریشه ی نحس تجاوز کارها را می کنیم .... تا ابد از جان و دل خونخواه ِ خون  رهبریم هاکذا کز ذهن ، خون یاورانش را بریم قتلگاه ِ گلشن ِ میناب پیش چشم ماست تا که خصم مملکت را در هزیمت آوریم ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
ساعت به وقت کودکی در زنگ تفریح ساعت به وقت کودکی در زنگ انشا ساعت به وقت کودکی در زنگ ورزش ساعت به وقت کودکی در زنگ املا آتش به جان شادی و لبخند افتاد گل غنچه های آرزو بی دست وسر شد یک آسمان معصومیت روی زمین ریخت میناب درسیلابی از خون غوطه ور شد چیزی نماند از دفتر وکیف وکتابش حتی مدادش هم شهادت را چشیده از اخرین سرمشق او ردی نمانده است دشمن گمانم روی آن هم خط کشیده ای کاش من جای تو می رفتم... نه ای کاش... من مادرم این غم نمی گنجد درونم هر روز میگردم پی ات هر جای خانه گمگشته و شبگرد صحرای جنونم تاریخ فصل تازه ی غم را ورق زد فصلی که دنیا فرصت اندیشه دارد فصلی که در باغ بهارش پیش از اینها صد ها زمستان قد کشیده ، ریشه دارد ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
تقدیم به رهبرم آقا سید مجتبی حسینی خامنه ای: دلت شکسته و داری به سینه داغِ جهان را چشیده قلب نجیبت تمام رنج زمان را شکوه صبر تو را دیده اند عالم و آدم چه صبر؟ صبر به داغی که خورده شیره ی جان را گشوده دشمن غَدّار‌، تیغ را به کمین ات چه نقشه ها که کشیدند مجتبی جوان را... چقدر روضه بخوانم به یاد صبح غریبی که دست های پلیدی، گرفت رهبرمان را به دست زخمی اش ای دوست، زیر آتش و آوار بمیرم آن همه داغی که دیده ی نگران را... به آن عبای عزیزی که سوخت در نظر تو چقدر زخم به تن داشت، آه...زخم زبان را شکوه نام بلندش همیشه زنده به عشق است سرآمد است به تاریخ رهبران جهان را ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
با خودش آرامش و امن و امان آورده است باز کن در را برایت میهمان آورده است یک بغل گل، یک بغل نان، یک بغل صلح و صفا کوری چشم حسودان، توأمان آورده است تا که بشناسیش در گرد و غبار فتنه‌ها از شهیدان، داغ سرخی را نشان آورده است مثل رودی سربلند از سدّ تحریم مدام دشمنانش را از اعجازش به جان آورده است نام: «جمهوری اسلامی ایران»... شهرتش، لرزه بر بتخانهٔ مستکبران آورده است در هوایش هر نفس چون بوی باران تازگی‌ست گوش کن یک آسمان صوت اذان آورده است عصر، عصر انقلاب قلب‌های منتظر... این خبر را آفتاب از جمکران آورده است ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
امروز بهترینی و عمری‌ست لشکرت جنگیده است در پی فردای بهترت خواندند نه فلک به شب غم سرود صبح تا سر زد از افق به جهان مهر خاورت امروز اگرچه مثل علی در نبرد کفر صف بسته است لشکر شیطان برابرت ایران من! مترس که پیروز می‌شوی پشت و پناه باشد اگر دست حیدرت مهرت فروغ دیدۀ حق‌باوران شده‌ست کورند مردمی که ندارند باورت هر لاله‌ات شده‌ست شهیدی که تا ابد با ریشه‌های خویش گرفته‌ست در برت از چشمه‌ای که سر زده از خون هر شهید جوشیده است نسل شهیدان دیگرت آری نمرده‌اند شهیدان و تا هنوز خالی نمانده است دمی پشت سنگرت هر کوهت آرشی‌ست که بر قلّۀ سپهر شد پاسدار دامن سردارپرورت.. تا بشنود از آن سخن عشق را جهان پاینده باد رفعت الله اکبرت هرگز نمی‌شوی به شب گم‌شدن دچار تا آفتاب هشتم عشق است رهبرت نام تو عشق! نام تو جان است ای وطن تنها نشاید این‌که بنامیم کشورت ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
باز باید به خیابان زد و از وحدت گفت تا نفس هست از این مردم و این بعثت گفت جان‌فدایند همه مردم و باید به همه «نفست حق» و «دمت گرم» و «خدا قوت» گفت سنگ بر پهنۀ دریا زده از بی‌خردی کر و کوری که به این قوم اقلیت گفت دارد این ملک بقایی که جهان معترف است تا ابد باید از ایرانِ ابرقدرت گفت ما به برگشتن یاران سفرکرده خوشیم اعتقادی که در آن می‌شود از رجعت گفت باز پرسیدم از آن خوب‌تر از ماه... و زمین، با دلِ تنگ من از فلسفۀ غیبت گفت ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
نامه بیست و‌ سهٔ ذی‌القعده باید در سفر باشد هرچند فرصت کم، زیارت مختصر باشد حتی اگر ماشین برای او ضرر دارد حتی اگر پادرد با او همسفر باشد از نان خشک بقچه کمتر می‌خورد، شاید سهم کبوترهای آقا بیشتر باشد خرج سفر این بار یک انگشتر کهنه‌ست هرچند ارث مادرش، بی‌بی‌گُهر باشد آرام می‌گوید: «خدایا! کاشکی می‌شد مشهد به ما دلتنگ‌ها نزدیک‌تر باشد...» این ساحل آرامش است و پیش روی اوست هرچند یک دریا تلاطم پشت سر باشد چشمش به گنبد می‌خورد‌... بغضش ترک خورده‌ست گاهی همان بهتر زبانش، چشمِ تر باشد: «آقای خوبم! آفتابی که لب بام است تا کی برای یک خبر چشمش به در باشد؟ پیراهنی... تکه پلاکی... ساعتی... چیزی... کو آن که مثل قاصدک‌ها خوش‌خبر باشد؟ حالا برای مهدی‌ام یک نامه آوردم شاید یکی از کفترانت نامه‌بر باشد...» :: هر سال مهدی مادرش را مشهد آورده زنده‌ست او... هرچند مفقودالاثر باشد... ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
«اُدخُلوها بِسَلامٍ آمِنین»... در باز شد از میان جمعیت راهی به این سر باز شد در حرم سهل است، حتی در دل میدان مین هر زمان که «یا رضا» گفتیم معبر باز شد اولِ نامش که آمد بر زبانم سوختم در دلم بال صد و ده تا کبوتر باز شد از صدای گریۀ زن‌ها یکی واضح‌تر است خوش به حالش بعد عمری بغض مادر باز شد دار قالی... پنجره فولاد... مادر سال‌ها بس که روی هم گره زد بخت خواهر باز شد نان حضرت، آب سقاخانه، اشکی پر نمک سفرۀ یک شعر آیینی دیگر باز شد :: مادر از باب الرضا رد شد، به من رو کرد و گفت بچه که بودی زبانت پشت این در باز شد... ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
می‌روم گاهی خراسان گاه‌گاهی کربلا یک طرف شمس‌الشموس و یک طرف شمس‌الضحی هر دو تنها، هر دو دور افتاده، هر دو خون‌جگر کار عشق این است آری اَلبلاءُ لِلولا از علی هر کس نشان دارد به غربت مبتلاست او حسین بن علی شد، این علی موسی‌الرضا او جوانان بنی‌هاشم شهیدانش شدند «ای جوانان عجم! جان من و جان شما» اصفهان، شیراز، مشهد، فکّه، خرّمشهر، فاو سوریه، لبنان، فلسطین... «کلُّ ارضٍ کربلا» ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
باران زده تا دشت غزل‌خوان تو باشد باد آمده تا گوش به فرمان تو باشد رود آمده تا از طرف حسرت کوهی یک جرعه در این میکده مهمان تو باشد خورشیدِ خجالت زده از شرم نیامد تا ماه تماشاگرِ ایوان تو باشد تاریخ کهن‌سال به شوق تو دویده تا عابر شب‌های خراسان تو باشد شیراز در آیینهٔ سلمان به سفر رفت تا پیش‌تر از خویش مسلمان تو باشد این خاکِ طلا سلسله در سلسله چرخید جان داد و جوان داد که ایران تو باشد سلطان تویی و هرکه در این مُلک کسی هست از پیر و جوان گوش به فرمان تو باشد میدان حرم توست خیابان به خیابان خلق آمده تا بر سر پیمان تو باشد هیهات که جز پرچم آزادی ایثار در خیل خروشان خیابان تو باشد ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser