eitaa logo
شعر معاصر-ادبیات پایداری و حماسه و ایثار
578 دنبال‌کننده
37 عکس
4 ویدیو
2 فایل
گلچین اشعار شاعران معاصر ایران ارتباط با ادمین: @Kakaeimohammadreza کانالهای مرتبط: https://eitaa.com/mohammadrezakakaei https://eitaa.com/behesht_e_hashtom
مشاهده در ایتا
دانلود
آئينه علم مصطفي يعني تو فرزند علي مرتضـي يعني تو ديروز شهيد زنده عاشــــورا امروز تمام كربـــــلا يعني تو ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
تمام کربلا را یاد دارد نشان از غربت سجّاد دارد میان قلب هر یک از محبّان ضریح و پنجره فولاد دارد (ع)_تسلیت 🌐@sher_moaser
بیابان بود و صحرا بود آنجایی که من بودم هزاران خیمه برپا بود آنجایی که من بودم شمیم یاس یاسین دشت را پر کرده بود اما گلاب اشک زهرا بود آنجایی که من بودم قیام عاشقان راست‌قامت بود عاشورا قیامت آشکارا بود آنجایی که من بودم تمام سورۀ ایثار و آیات جوانمردی به هفتاد و دو معنا بود آنجایی‌ که من بودم پیام روشن «اَلموت اَحلی مِن عسل» یعنی شهادت هم گوارا بود آنجایی که من بودم چرا آتش بگیرند از عطش گل‌های داودی؟ اگر بین دو دریا بود آنجایی که من بودم کسی از اسب می‌افتاد پشت نخل‌ها، آری عَلم در دست سقا بود آنجایی که من بودم صدای بت شکستن در فضا پیچیده بود اما خلیل‌الله تنها بود آنجایی که من بودم شعاع آفتاب از مشرق گودال سر می‌زد که ثارالله پیدا بود آنجایی که من بودم عدالت زیر سُم اسب‌ها پامال شد، آری ستم در حد اعلا بود آنجایی که من بودم شدم محو نگاه عمه‌ام زینب که در چشمش تمام دشت زیبا بود آنجایی که من بودم چرا آن روز تل زینبیه اوج عزت شد؟ که چشم‌انداز فردا بود آنجایی که من بودم چه گل‌هایی که زیر بوته‌های خار پرپر شد مگر پاییز گل‌ها بود آنجایی که من بودم؟ هلال ماه نو وقتی نمایان می‌شد از محمل فقط یک نیزه بالا بود آنجایی که من بودم پدر از شام می نالید و ناموس خدا زینب جگر خون از تماشابود آنجایی که من بودم تماشایی نبودند اهل‌بیت مصطفی، اما دم دروازه غوغا بود آنجایی که من بودم ☫ادبیات مقاومت... (شفق) گوشه هایی از نهضت عاشورای حسینی به روایت حضرت امام محمد باقر سلام الله علیه 🌐@sher_moaser
مانده ز فهم تو دلم بی‌نصیب معجزۀ عشق، غرور غریب نام تو را بردم و قلبم شکست مثل شهیدان تو غریبی، غریب بیرق افراشتۀ زخم تو حادثه‌ای پر ز فراز و نشیب می‌وزد از خاک تو بوی بهشت بوی خدا، بوی ظفر، بوی سیب خاک تو سرمنزل مقصود عشق ای وطن عشق! نداری رقیب قلب زمین، قبلۀ خون، قاف زخم معجزۀ سرخ، عجیبی عجیب مژدۀ آزادی تو، دل‌نواز خندۀ پیروزی تو، دل‌فریب باز بخوان سورۀ «اَلنّازِعات» باز بخوان آیۀ «اَمّن یُجیب» خُرّم و سرسبز بمان تا ابد ای وطن چلچله‌های نجیب فتح تو یک معجزۀ روشن است «نَصرُ مِنَ الله و فَتحٌ قریب» ☫ادبیات مقاومت... | 🌐@sher_moaser
شهر آزاد شد اما تو نبودی که ببینی دلمان شاد شد اما تو نبودی که ببینی گیسوان غزل سوختۀ نخل قدیمی همدم باد شد اما تو نبودی که ببینی خاکِ رنگین شده از بادۀ شیرین شهادت، سهم فرهاد شد اما تو نبودی که ببینی شعر ایمان شدی و از تو و آن جملۀ نابت همه جا یاد شد اما تو نبودی که ببینی مسجد و مدرسه و کوچه و آن خانۀ کوچک باز آباد شد اما تو نبودی که ببینی شهر آزاد شد اما تو نبودی که ببینی سه خرداد شد اما تو نبودی که ببینی ☫ادبیات مقاومت... | 🌐@sher_moaser
تو را آن روز با هم خوانده بودند تو را با لهجهٔ غم خوانده بودند برایت نخل‌ها «مَمَد نبودی» به آهنگ محرم خوانده بودند ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
ماه هر شب لب دیوار و خدا نزدیک است پشت این پنجره‌ها عطر شما نزدیک است «أَنتَ مِن شیعتِنا»، کاش به ما می‌فرمود این دل تیره به آن شیعه کجا نزدیک است؟ حال ما شیعهٔ پیمان‌شکنِ دنیادوست کِی به اصحاب وفادار شما نزدیک است؟ نه کُمیتیم و اَبانیم و ابوحمزه، ولی سر سوزن دلمان با صلحا نزدیک است فتنه‌ها از در و دیوار جهان می‌بارند مثل دوران شما فتنه به ما نزدیک است در حدیثی ز شما نقل شده، شیعهٔ ما به گرفتاری و انواع بلا نزدیک است.. لشکر شمر و یزیدان زمان صف بستند دل من! واقعهٔ کرب‌وبلا نزدیک است پُرم از جامعه «کُنتُم شُفعایی» آقا لحظهٔ بارش بارانِ دعا نزدیک است ای شکافندهٔ دانش! به تو رو آوردیم به اجابت نفس گرم شما نزدیک است ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
موعود خدا، مرد خطر می‌خواهد آری سفر عشق، جگر می‌خواهد ای جامعۀ میلیونی عصر ظهور! او سیصد و سیزده نفر می‌خواهد! ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
محو نفسِ بهارتان، رُستنِ ما در چشمهٔ نور، گَردِ غم شستنِ ما تحویلِ قلوب و نیّتِ قربان است... از عطرِ منا، حضورِ دل جستنِ ما! استاد گروه فرهنگ و هنر بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی 🌐@sher_moaser
محبوب كه راضي به رضايت اي عشق ليس لقضائه ... دعايت اي عشق از مكه به قصد حج برو كرببلا! ني كرببلا كه در منايت اي عشق ا عليه السلام ا ا 🌐@sher_moaser
غزل (به استقبال شعر محمدحسین ملکیان) گفتمت با چشم خود، اعجاز قرآن را ببینی یک شبِ آرام، طوفان در بیابان را ببینی گفتمت میدان سجیل و ابابیل است این‌جا چشم تا برهم زنی از سنگ، باران را ببینی هرزمان در کار ایران است یزدان؛ پیر ما گفت: رستخیز ملت مبعوث ایران را ببینی آی فرعون زمان با ناوهایت زود برگرد قبل ازآن که معجز دریا و توفان را ببینی جغد شومی در شب خود مست می‌چرخی همه عمر کی توانی حشمت خورشید تابان را ببینی؟ ای شتر در خواب دیدی پنبه دانه، خیر باشد کی زوال یزد و تبریز و خراسان را ببینی؟ جمع کن آن رقص شمشیر و شراب و نفت و خون را پیش از آن‌که در قمارت، نرد پایان را ببینی ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
همواره خانه داشته‌ای بر چکادها ای ایستاده‌پرچمِ در تندبادها فریادهای دادگر کاوه را هنوز می‌آورد خروش بلندت به یادها در چاه فتنه‌ای که برای تو کنده‌اند جان‌ می‌کنند آخر قصه شغادها با شوق، داستان تو را گوش می‌کنند بعد از هزار و یک‌ شب غم، شهرزادها با آرزوی دیدنت از راه می‌رسند از پشت کوه‌های جهان بامدادها همراه اهتزار تو فریاد می‌کشند سبز و سفید و سرخ‌ترین اعتقادها با نعرۀ مداوم الله‌اکبرت آماده‌ایم سخت برای جهادها نامت سرود ملی این خاک عاشق است ای لهجه‌های مختلف اتحادها در پای ایستادنت، ای سرو می‌دمد هر صبح دشت لاله‌تری بر چکادها ☫ادبیات مقاومت... | 🌐@sher_moaser