بدرقۀ کاروان دانشجویان دانشگاه فرهنگیان به کربلای معلی در حرم حضرت عبدالعظیم(علیه السلام)
(مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع)
جانان اگر در راه باشد وای بر من
اینجا چه سود از بدرقه از صبر کردن
در راه مشایه همه همدوش یارند
همدوش یارند و به جان در فکر کارند
آنجا رئیسی حاج قاسم دیده بستند
مشتاق یارانند و ظلمت را شکستند
بسم الله ای اردوی حق جانا بپاخیز
بر ذکر یا قیوم جانانه درآویز
بسم الله ای آموزگاران ای دبیران
بیدار و هشیاران این ره خوش ضمیران
بسم الله ای آنکه به دلبر راه بردی
رو سوی خورشیدی و هم بر ماه بردی
اشراقها اشراقهایی لایزال است
لبخندها پرتو به پرتو از جمال است
از مشرقی رو سوی مغرب میبری ره
همراه با خوشید اینجا تا گذرگه
از یک حرم تا یک حرم پروازها کن
بالی بزن اعجازها اعجازها کن
عبدالعظیم استاده با یک چشمه از آب
در بدرقه کاسه به کاسه پشت مهتاب
از کربلا تا کربلا یعنی سعادت
یعنی سعادتمند گردی با عبادت
از کربلا تا کربلا یعنی ولادت
مولود گشتی بیاثر از هر شقاوت
از کربلا تا کربلا یعنی نشانه
از میزبان تا میزبان رو عاشقانه
از کربلا تا کربلا دل نزد یار است
بادا همیشه نزد یار این اعتبار است
از کربلا تا کربلا دل تنگ هستی
صافی و خالص، روشنی، بیرنگ هستی
از کربلا تا کربلا هی گریه داری
بر شانهای که داغ دیده سر گذاری
از کربلا تا کربلا زخمیست دلها
از کربلا تا کربلا روضهست تنها
روضه ز بی آبی عطش هم تیرباران
از لای لاییهای مادر بر علی جان
طفلی که بابایش دگر چاره ندارد
سرباز غیر از یک گلو پاره ندارد
روضه بخوان از دختری با آه و ناله
بابا ندارد یار جز طفلی سه ساله
روضه ز بی دستی بخوان فرقی شکسته
عباس در آغوش یارش چشم بسته
زینب به لب واویلتاگویان و دلزار
آماده گشته بر اسیری کوی و بازار
بر زائران مرثیهها تا حشر خوانده
گریهکنان را تا جنان بالا کشانده
با خنجری تیز از برادر سر بریدند
در چشم زهرا آن سر از پیکر بریدند
خصمش چهها با پیکری بیسر نمایند
در زیر سم، اسبان تنش پرپر نمایند
والشمر جالس را که در ناحیه آمد
مهدی دوبار از صبح هردم خون بگرید
این راه آخر قتلگاهست ای برادر
مشایه را شیون کنندش هرچه خواهر
زارالحسین اینجاست (طاهر) اذن برگیر
تا کربلا امضا شود با اشک دلسیر
✍🏻مجیدطاهری
(23مرداد1403)
نوحه1
این کاروان سوی جانان روان است
نشان ظهور صاحب زمان است
آماده هستیم در جاده هستیم
از ری تا کربلا دلداده هستیم
لبیک یا حسین لبیک حسین جان
بر مشامم رسد بوی کربلا
در دل دارم آرزوی کربلا
تشنۀ یاریم آرزو داریم
اجل مهلت بده توشه برآریم
لبیک یا حسین لبیک حسین جان
عبدالعظیم کند بدرقه ما را
از کربلا رویم تا به کربلا
داریم نیابت در این زیارت
از جمع شهدای با سعادت
لبیک یا حسین لبیک حسین جان
(همان)
نوحه2
همه جا کربلا- همه جا نینوا- یاحسین یاحسین آمدم کربلا
عقده دارد دلم- کربلا حاصلم- فرج مهدی است حاجت و مشکلم
سیدناالکریم- چه بلا شد عظیم- غزه در خاک و خون- وضعشان شد وخیم
لشکر انس و جان- شو مهیا به جان- حمله کن بر سر- صهیونیسم بی امان
(همان)
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
💠 #حدیث روز 💠
🚩 ثمره گریه برای اهل بیت (ع)
🔻امام صادق علیهالسلام:
من ذُكِرنا عِندَهُ فَفاضَت عَيناهُ حَرَّمَ اللّه ُ وَجهَهُ عَلَی النّارِ
◼️ هر كسی که در نزد او از ما یاد شود و اشک چشمش جاری شود، خداوند چهرهاش را بر آتش حرام گرداند.
📚 كامل الزیارات، ۱۰۴
•┈┈••✾••┈┈•
خم نخواهد کرد حتی بر بلندِ دار سر
هر کسی بالا کند با نیت دیدار سر
هر زمان یک جور باید عشق را ابراز کرد
چون تو که هر بار دل میدادی و این بار سر
عشق! آری عشق وقتی سر بگیرد، میرود
بر سر دروازهها سر، بر سر بازار سر
ای شکوه ایستا! نگذار بر دیوار دست
تا جهان نگذارد از دست تو بر دیوار سر
کاشفالاسرار میخواهد گرهگیسوی عشق
خوش به هم پیچیده است این رشتۀ بسیار سر
لیلةالقدر است این افتاده در گودال، ماه
مطلعالفجر است این برکرده از نیزار سر
در مسیر وصل سر از پا اگر نشناختی
میکند پندار پا تا میکند رفتار سر
حاصل مرگ گل سرخ است عطر ماندگار
پس ملالی نیست از گل میبُرد عطار سر
شمع بی سر زنده میماند که من باور کنم
روی دوش مرد گاهی میشود سربار سر
جای دارد صبح بگذارند نام شام را
چون که دیگر میشود خورشیدِ شامِ تار، سر
چون طلب کردهست از اهل وفا دلدار دل
در طبق با عشق اهدا میکند سردار سر
دل به یک دست تو دادم سر به دست دیگرت
زیر سر بگذار دل یا زیر پا بگذار سر
العطش گفتی ولی آب از سر دنیا گذشت
یک نفس آخر کشیدی جام را انگار سر
زندگی یعنی عبادت، زندگی یعنی نماز
مرگ یعنی والسلام از سجدهات بردار سر
آسمان! از ماه بالاتر نبر خورشید را
نیزه را پایین بیاور، نیست یار از یار سر
✍️محمد زارعی
#امام_زمان_عجل_الله
#مناجات
#دیر_راهب
ای کاش که انتظار، واجب میشد
دلها به ظهورِ عشق، راغب میشد
آن یار سفر کرده به ما سر میزد
این شهر اگر چو دِیْرِ راهب میشد
#محمود_مربوبی
ورود به نجف
آمدم بر درگهت با چشم گریان یا علی
تو کریم عالمی، من بر تو مهمان یا علی
گرچه سر تا پا گناهم زائر قبر توأم
روی لطف و مرحمت از من مگردان یاعلی
بوده عمری آرزوی من که در شهر نجف
آیم و بوسم ضریحت از دل و جان یا علی
آمدم چون کعبه قبرت را بگیرم در بغل
با تو بندم بار دیگر عهد و پیمان یا علی
آمدم تا از تو پرسم از چه بعد از قرن ها
مانده قبر همسرت از دیده پنهان یا علی
آمدم تا با تو گویم سائلم در مانده ام
باز کن بر من ز رحمت باب احسان یا علی
آمدم تا با تو گویم مرغ جانم را بگیر
از کرم دور ضریح خود بگردان یا علی
آمدم تا با تو گویم آخر ای چشم خدا
یک نگه کن بر من آلوده دامان یا علی
آمدم تا با تو گویم با همه جرم و خطا
هر که هستم دوستت دارم به قرآن یا علی
ای که می دادی غذای خویش را بر قاتلت
لطف کن بر من که هستم از محبان یا علی
✍️حاج غلامرضاسازگار
نخل 3 ص 120