خوش اومدی تو از سفر بابا،
تورو خدا منو ببر بابا
کجا یهو تو بی خبر بابا،
گذاشتی رفتی
دیگه تمومه گریه و زاری،
تمومه این شبای بیداری ✿♯
آخه نگفتی دختری داری،
گذاشتی رفتی
نذار بازم بهم جسارت شه
همین لباس پاره غارت شه
منو ببر که عمه راحت شه
بابا بابایی
🌹نبودی از همه کتک خوردم
یه جوری زد که عمه گفت مردم
به خاطر تو طاقت آوردم
بابا بابایی
بیابونا نمیره از یادم
بابا تو راه کوفه جون دادم
تو خواب من از رو ناقه افتادم ✿♯
رو نیزه بودی
سه سالتو چقدر دادن آزار
گوشای خونیمو دیدی انگار
بذار بگم چی شد توی بازار
رو نیزه بودی
مارو بهم دیگه نشون میدن
به زور النگوهامو دزدیدن
بابا نامحرما منو دیدن
بابا بابایی
#دودمه
نیزه شکستهها را بزن کنار زینب حسینت اینجا خفته حسینت اینجا خفته
کنار قتلگاهم قدم گذار زینب حسینت اینجا خفته
ـــــــــــــــــــــــــ
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است مکن ای صبح طلوع
عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است مکن ای صبح طلوع
ــــــــــــــــــــــــــــ
جوانان بنی هاشم بیایید علی را بر در خیمه رسانید
خدا داند که من طاقت ندارم علی را بر در خیمه رسانم
ــــــــــــــــــــــــ
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد علمدار نیامد علمدار نیامد
سقای حسین سید و سالار نیامد علمدار نیامد علمدار نیامد
ـــــــــــــــــــــــــ
حسین سرباز ره دین بود عاقبت حق طلبی این بود از سر نی گفت شبه پیمبر الله اکبر الله اکبر
عمه بیا گمشُده پیدا شده ، کنج خَرابه شب یلدا شده||♫♬
آمده بابا از پیِ دختر ، الله اکبَر الله اکبر!
زینب من مدافع حرم باش مدافع چادر دخترم باش نیفتد از سر چادر و معجر الله اکبر الله اکبر
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
لعل لب بگشا بگو الله اکبر اکبرم ای اذان گوی حرم ای اذان گوی حرم
کم بکش پا بر زمین پیش دو چشمان ترم
ای اذان گوی حرم ای اذان گوی حرم
ـــــــــــــــــــــــــ
مادرم زهرا در این گودال مهمان من است
عیدقربان من است عید قربان است
شهدای کربلا همه عزیزان منند عید قربان من است عیدقربان من است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بسم الله الرحمان الرحیم یا رب العالمین
همان نامی که عالم را به نورش چراغان میکند نام حسین است
همان نامی که هر فصل خزان را بهاران میکند نام حسین است
اگر بر آتش دوزخ بخوانـــم گلستان
میکند نام حسین است
به یک دم خیل درد بی دوا را، آن که درمان میکند نام حسین است
همان نامی که ذکرش عالمی را، پریشان میکند نام حسین است
الهی کربلا تا بر لب آمد، مرا یاد حسین و زینب آمد
همان زینب که غمخوار حسین بود، چهل منزل عزادار حسین بود....
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
*لااله الا الله فقط دوکلمه روضه...
رو کرد به سر بریده ی داداش..
داداش تو داغ برادر دیدی منم دیدم
تو داغ پدر، مادر، جوون، برادرزاده دیدی منم دیدم...
همه ی مصیبتارو زینب کنارت بود داداش...
اما دیگه اینجارو منه زینب با تو نبودم... کجا؟؟؟
سرت بالای نیزه سر منه زینب سالمه... 😭
لا اله الا الله...
راوی میگه یه وقت دیدم از چوب محمل داره خون تازه میاد... سر بی بی زینب به چوبه ی محمل شکسته...
ای وای.. ای وای...
ــــــــــــــــــــــــــــ
ته سر ره من جدا بدیمه آخِر
الهی بمیره زینب تی خواخــر
برار تی سر دره نیزه ی بالا
مَگِر زهرای بَغِــل نَیـه تی جا
بیابون تا بیابـون شومبه برار
تی شام غریبون ره گِرمه برار...
ــــــــــ
(کربِلا کربِلا، داغِدار بهیمه، داغِدار بهیمه
بَسوته پَـر و بال، بی برار بهیمه، بی برار بهیمه)(۲)
( اهل عالم گوش هادین مه دلِ زار
کربلا بوردمه با شیش تا بِــــرار ) (۲)
عون و عبدالله و عباسِ رشیـــــد
غرق خون بدیمه پِــــره یادگار
دل ندارنه قرار بهیمه بی برار (۲)
(کربِلا کربِلا، داغِدار بهیمه، داغِدار بهیمه
بَسوته پَـرو بال، بی برار بهیمه، بی برار بهیمه)(۲)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مِن و می بِــرار بَهیمی همسَـــفِر
بوردیمی دیار خون غــیر خَطِـــر
از ازل می سرنوشت بیه چنین
بَـوینــِم داغ برار و شه پِــسِــر
دل نِدارنه قِــرار، بهیمه بی بِـرار(۲)
(کربِلا کربِلا، داغِدار بهیمه، داغِدار بهیمه
بَسوته پَـرو بال، بی برار بهیمه، بی برار بهیمه)(۲)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مه پلی بدیمه مِن ره زو رَمه
دست و سر جِدا جِدا کَته بِنه
دشمنون شادی کاردن و هلهله
روی خاک، نـَـعـــشِ عزیز فاطــمه
دل ندارنه قرار، بهیمه بی برار(۲)
(کربِلا کربِلا، داغِدار بهیمه، داغِدار بهیمه
بَسوته پَـرو بال، بی برار بهیمه، بی برار بهیمه)(۲)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اسیری بوردمه دیار به دیار (۲)
می گَلی نیزه ی سَر، سَرِ بــــرار (۲)
بِمونه مردم کوفه تِــماشا
مثل اون اسیرون، دیار به دیار
دل ندارنه قِــرار، بهیمه بی برار (۲)
(کربِلا کربِلا، داغِدار بهیمه، داغِدار بهیمه
بَسوته پَـرو بال، بی برار بهیمه، بی برار بهیمه)(۲)
ـــــــــــــــــــــــ
ته ره مِن کامبه از مَحمِل نظاره
ته سر بالای نِی چون ماهه پاره
غُروبــــا وقتِ اذان، شـــو سِتاره
ته ره من کامبه از مَحمِل نظاره
دل ندارنه قِــرار، بهیمه بی برار (۲)
(کربِلا کربِلا، داغِدار بهیمه، داغِدار بهیمه
بَسوته پَـرو بال، بی برار بهیمه، بی برار بهیمه)(۲)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود
سر نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود
و سَیَعلَمُ الّذین ظَلموا اَیَّ مُنقَلَبٍ ینقلبون
هدیه نثار ارواح طیبه شهدا،شهدای مدافع حرم،شهدای دفاع مقدس،شهدای روستای الارز اموات جمع حاضر،امواتی که به گردن ما حقی داشتن
روح همه شان شاد و یاد اجماعا رحم الله لمن قرأ الفاتحة مع الصلوات
#مرثیه_حضرت_زینب #مصائب_شام
«اول ماه صَفر بد سَفری بود حسین
ساربانِ من عجب بدنظری بود حسین»
راهِ یکساعته یک روز به طول انجامید
کار این بی شرفان ، پرده دَری بود حسین
سنگ خوردم سرِ بازار عجب دردی داشت
دردِ سَر داشتَنَم ، دردسری بود حسین
ای جگردارترین مَحرَم زینب ، بر نِی
آنکه زن میزند از بی جگری بود حسین
بعدِ بازار همه صورت مان نیلی شد
بخدا از اَثرِ بی سپری بود حسین
ته بازار یکی نام محلّی را گفت
مردک مست عجب فتنه گری بود حسین
آن محل چشمِ خریدار به ما داشت فقط
کاش این شام بلا را سحری بود حسین
حرف بد زد به ربابه بخدا آب شدم
بی سبب بود فقط رهگذری بود حسین
سر تو بر روی نِی بند نمی شد دیگر
نیزه دارِ سر تو ، خیره سری بود حسین
چه شد آنشب که تو به خانه ی خولی رفتی
بعد از آن زلف سرت مختصری بود حسین
ما عزیزان تو بودیم ولی خوار شدیم
بعد تو قسمت ما دربه دری بود حسین
🌷🌹🌷🌹🌷🌹🌷🌹🌷🌹🌷
==========================
#روضه_امام_رضا_علیه_السلام
#ماه_صفر
بسم الله الرحمن الرحیم
یا رحمن و یا رحیم
🔸ای غریبی که ز جد و پدر خویش جدایی
ای امام رضا آقا جانم...
🔸خفته در خاک خراسان تو غریب الغربایی
قربون غریبیت برم امام رضا...
🔸اغنیا مکه روند و فقرا سوی تو آیند
🔸جان به قربان تو شاها که تو حج فقرایی
شب شهادت امام رضاست...
آی اونایی که آرزوی حرم با صفاش رو دارید اما چند ساله نرفتید...
( بعد منزل نبود در سفر روحانی)
امشب کبوتر دلتون رو با من همراه کنید...
بریم کنار پنجره فولاد امام رضا...
🔸جان به قربان تو شاها که تو حج فقرایی
فرمود اباصلت من میرم مجلس مامون...
ساعتی بعد برمیگردم
اگه دیدی عبا رو سرم کشیدم
دیگه با من حرف نزن...
بدان کارم تمامه...
یا صاحب الزمان...
اباصلت میگه دیدم امام رضا از مجلس مامون بیرون اومدن...
عبا روی سر کشیدن...
حالشون منقلبه...
هی روی زمین میشینه...
هی بلند میشه...
وارد حجره شد...
صدا زد اباصلت...
درها رو ببند...
میخام تنها باشم...
یه گوشه ای داخل حجره...
این فرش ها رو کنار زد...
روی زمین نشست...
مثل مار گزیده ای از شدت درد به خودش میپیچه وناله میزنه...
خدایا یدفعه دید یه جوانی اومده...
یه گوشه ای ایستاده...
اباصلت میگه اومدم نزدیکتر...
عرضه داشتم...
من تمام درها رو بسته بودم شما از کجا وارد شدید...
فرمود اباصلت...
اون خدایی که منو از مدینه تا طوس آورده...
از در های بسته هم عبور میده...
میگه دیدم تا این آقازاده وارد حجره امام رضا شد...
حضرت خوشحال شدند...
از جاشون بلند شدند ...
هی صدا میزدند...
پسرم خوش آمدی بابا...
جوانم جواد... خوش آمدی بابا...
فهمیدم میوهی دل امام رضا...
آقام جوادالائمه است...
سر بابا رو در آغوش گرفت...
دارن با هم نجوا میکنن ...
عجب لحظات سختیه...
امام رضا داره وصیت میکنه...
اما طولی نکشید...
یه دفعه دیدن حضرت آرام آرام چشمانشون رو از این دنیا بستند...
صدای اقا جوادالائمه به ناله بلند شد...
اما خود امام رضا فرمودند...
یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْ ءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ
همه روضه ها به کربلا ختم میشه...
اگر اینجا پسر سر بابا رو در آغوش گرفت...
کربلا قضیه برعکس بود...
ابی عبدالله سر پسر رو در آغوش گرفت...
آماده ای بگم یا نه...
🔸سپه کوفه و شام استاده
🔸به تماشای شه و شهزاده
🔸شه به روی پسرش افتاده
🔸همه گفتن حسین جان داده
اومد کنار جوانش نشست...
سر علی اکبرش رو به دامن گرفت...
دلش طاقت نیاورد...
سر جوانش رو به سینه چسباند...
دید دلش طاقت نمیاره...
لحظات آخره...
خدایا... ابی عبدالله چکار کنه...
علی اکبرش داره جلو چشماش جان میده...😭
یدفعه دیدند حسین صورت به صورت علی چسباند...
هی صدا میزنه...
عَلَى الدُّنْیا بَعْدَکَ الْعَفا
علی جان... بابا...
اُف بر این دنیا بعد از تو علی...
تسلای دل ابی عبدالله...
ناله بزن یاحسین...
الا لعنت الله علی القوم الظالمین
هدایت شده از اشعار مذهبی من
خادما گریه کنون صحنتو جارو میزنن
همه نقاره ی یا ضامن آهو میزنن
یکی بین ازدحام میگه کربلا میخوام
یکی میبنده دخیل
بچم مریضه به خدا برام عزیزه به خدا
آقا جون آقا جون♬♪•
شب اول ماهه همه دلها پر آهه♬♪•
ببین خواهشم امشب♬♪•
فقط یه نیم نگاهه♬♪•
چی میشه آقا منو کفتر گنبد کنی♬♪•
راهی مشهد کنی♬♪•
کاش منم مثال آهو؛ توی صحرا بودم♬♪•
صید تو مولا بودم♬♪•
(علی موسی الرضا، یا علی موسی الرضا )(۳)
هرکی روش دست بذاری
آتیش حروم اون میشه
پیرزن میگه چرا خمیر من نون نمیشه
گفتی زائرم بشی یا مسافرم بشی
سه جا میام سراغ تو
میشم تو قبر چراغ تو
آقاجـــون آقاجــــون...
شب راز و نیازه آقام آهو نوازه
نگو غرق گناهم حرم رو همه بازه
عده ای با کرمت مجنون و با صفا شدن
خیلی ها از حرمت راهی کربلا شدن
دل که مبتلا میشه
جنسش از طلا میشه
میگه برم امام رضا تا بگیرم یه کربلا
آقاجون آقاجـــون...
شب شیون و شینه شب شور حسینه
دلم پنجره فولاد یا بین الحرمینه
چی میشه یه شب آقا مست و هوایی بشم
کرببلایی بشم
کاش میشد منم یه شب غرق عبادت بشم
اهل شهادت بشم
(علی موسی الرضا یا علی موسی الرضا)(۳)
شور؛ پرچم یا زهرا.mp3
2.95M
#فاطمیه
#شور
🔹پرچم یا زهرا🔹
موج پرچما این شبها
ذکر «فاطمه، یا زهرا»
میبره دلای ما رو
سمت عرش اعلا
لحظههای خوب دنیاست
چشمامون شبیه دریاست
وقتی روی دوش میگیریم
پرچم یا زهرا
الهی که اسم تو از لبم نیفته
مادرم از خوبی تو همیشه گفته
چی میشه قسمتم، بشه دعای تو
الهی که بشم، یه روز فدای تو
«یا فاطمه مدد، یا فاطمه مدد»
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کوچه کوچه تو شهر ما
گوشه گوشه میشه برپا
خیمۀ عزای مادر
توی فاطمیه
هر جایی که روضه برپاست
واسۀ ما بیت الزهراست
پر شده تموم شهر از
بوی فاطمیه
سایۀ چادرت همیشه رو سر ماست
دنیا خبر داره که زهرا مادر ماست
میخوام شبیه تو، یار ولی بشم
منم فداییِ راه علی بشم
«یا فاطمه مدد، یا فاطمه مدد»
شاعر: #جمعی_از_شاعران
نغمهپرداز: #سیدرضا_حسینی
🌐 shereheyat.ir/node/5985
✅ @ShereHeyat_Nohe
امام زمان
مهدی بیا که بی تو ,عالم صفا ندارد
بازآ که بی تو خورشید, نور و ضیاء ندارد
مهدی بیا که بی تو, افسرده گشته دلها
در گلشنی که گُل نیست, بلبل نوا ندارد
مهدی بیا که بی تو, روزی سیاه داریم
درد فراق رویت, جز تو دوا ندارد
مهدی بیا که طی شد, ایام ما به حسرت
صبر از فراق تا کی, پیمانه جا ندارد
مهدی بیا و بنگر, زهرا در آن میانه
بر لب به جز نوای, مهدی بیا ندارد
مهدی بیا و بنگر, این جمع بینوا را
جز دامن تو حاجت, دستان ما ندارد
مهدی بیا و بنگر, این جمع شیعیان را
با (حیدری) در این جمع, جز تو صفا ندارد...
دلبرم یوسف زهراست خدا میداند
یادش آرامش دلهاست خدا میداند
علت غیبت او هست گناه من وتو
خون جگر،از گنه ماست خدا میداند
بر عطا و کرمش جن و ملک محتاجند
از دمش زنده مسیحاست خدا میداند
همه دنبال زر و سیم و گرفتار دلند
پسر فاطمه تنهاست خدا میداند
*الان کجای عالم داره مناجات می کنه،کجا داره برامن و تو دعا می کنه،چرا هر کی آقا رو زیارت کرده،خیمه نشین زیارتش کرده؟چرا هر کی یوسف زهرا رو دیده تو بیابونا دیده؟مگه این آقا تو بین ما،تو شهر ما،توخونه های ماجا نداره؟از امیرالمومنین طلب کردن مهدی فاطمه رو برا ما معرفی کنید،حضرت با سه چهار جمله معرفی کرد،فرمود:"صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ ان الشَّرِیدُ الطَّرِیدُ الْفَرِیدُ الْوَحِیدُ" یعنی مهدی من غریبه،مهدی من تک و تنهاست،مهدی من از شهرها رانده شده*
*
آری اعمال من و توست حجاب من و تو
ورنه آن چهره هویداست خدا میداند
از همه بیشتر آنکس که بود منتظرش
مادرش حضرت زهراست خدا میداند
*حالا آماده ای گریه هات با گریه های امام زمانت عجین بشه،مگه نفرمود،یا جدا ،آگه نبودم کربلا یاریت کنم" اما صبح و شام برات گریه می کنم،نه تنها گریه می کنم،بلکه فرمود:"لاََبْکِیَنَّ لَک َ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً" یعنی برات خون گریه میکنم،برا کدوم مصیبت امام زمان خون گریه می کنه؟*
آن مصیبت كه كند گریه برایش شب و روز
روضه زینب كبری است،خدا میداند
*انقده به روضه ی عمه جانش امام زمان،ارادت داره که به شیخ حسین سامرایی هم دستور داد،به شیعیان ما بگو،خدا رو به حق عمه جانم زینب قسم بدن،موانع فرج من برطرف بشه؛امشب دلاتونو کجا ببرم،کدوم گوشه ی روضه رو بخوانم؟ان شاالله چشمی نباشه که گریان نباشه،پیغمبر فرمود فاطمه جان،همه چشمها قیامت گریانه،غیر از اون چشمی که بر حسین تو گریه کنه،حالا آماده ای یا نه؟دلاتونو ببرم اون روضه ای که راوی میگه،زینب کاری کرد که دوست و دشمن به گریه افتادن،بی مقدمه میرم وارد روضه میشم*
وقتی رسید قافله در مجلس یزید
بالا گرفت قائله در مجلس یزید
زینب رسید و دور و برش جمع خسته ای
با پای پر ز آبله در مجلس یزید
*
*یاصاحب الزمان،چه گذشت به عمه جان شما در این مجلس،الان این مسجد و جلسه به این وسعت خدام محترم جایگاه بانوان مجلله رو جدا کردن،اگه یه بانو اشتباهی وارد قسمت مردانه بشه،همه ی مردهای غیرتی بهش تذکر میدن،راه رو براش باز می کنن،مبادا اثباب مزاحمتی براش فراهم بشه،اما عمه ی امام زمان وارد مجلس نامحرم" اونم مجلسی که همه مشغول لهو و لعبن،همه مشغول می گساری اند،همه مشغول شادی اند،سرهای بریده رو بالا نیزه زدن،این زن و بچه ابی عبدالله رو در لباس اسیری*
زینب رسید و دور و برش جمع خسته ای
با پای پر ز آبله در مجلس یزید
*ابی عبدالله یه لحظه چشمانشو باز کرد،اشک سر بریده درآمد"دیدن سر بریده داره اشک میریزه*
اشک سر بریده درآمد که پا گذاشت
زینب میان سلسله در مجلس یزید
*ای حسین*
اماامشب میخوام اسم یه بانویی رو ببرم،که خیلی تو کربلا مضطر شد،تا به مقام اضطرار نرسی،نمی تونی با آقات درد دل کنی*
داغ رباب تازه شد آن لحظه ای که دید
بالا نشسته حرمله در مجلس یزید
*این زن و بچه رو به سلسله و غل و زنجیر بسته بود،چجوری وارد شدن،بماند" همه دارن نظاره میکنن،این بانوی مجلله ای که تا کربلا چشم نامحرمی سایه شم ندیده بود،این دختر علی که یحیی مازنی میگه،بیست سال با علی همسایه بودم،یه بارم نشد قد و قامت دختر علی رو ببینم،حالا بین نامحرما گیر افتاده" یا صاحب الزمان"وقتی با خطبه خوانیش یزید رو رسوا کرد،دیدن یزید دستور داد،سر بریده ابی عبدالله رو از رو نیزه بیرون بیارن،بزارن تو تشت طلا،آخ بمیرم این تشت طلا رو زیر پای نحسش گذاشت،میز قمارشو رو تشت طلا قرار داد،اینجا زینب کاری کرده که دوست و دشمن به گریه افتادن،حریف خطبه ی زینب نشد،دیدن چوب دستیشو بالا میبره، انقده با چوب خیزران بر لب و دندان حسین،بچه ها دیدن چوب یزید که بالا میاد دو دست عمه هم بالا میاد،چوب که به تشت پایین میاد عمه چنان با سیلی به سر و صورت میزنه،ناله بزن یا حسین*
هرچه سفارش کرد مزن ظالم که او از ره رسیده
لبان غنچه اش زهرا مکیده
مردم از شما میپرسم،قاری قرآن محترم هست یا نه؟پیغمبر لب های قاری قرآن رو میبوسید،امیرالمومنین به قاری و معلم قرآن جایزه میداد،امامن یه قاری قرآن میشناسم،تا شروع کرد به قرآن خوندن،نه تنها احترامش نکردن،بلکه جلو زن و بچه انقده با چوب خیزران بر لب و دندانش زدن.. 😭😭😭
مناجات شب ۲۲ماه رمضان
حاج محمود کریمی
بر درگهت آمدم دوباره
با جرم و خطای بیشماره
گویم به دو چشم پر ستاره
تو لطف نمودهای مرتّب
ما را به «علی» ببخش یاربّ
ما را سر سفره راهدادی
از لطف، به ما پناهدادی
یکعالمه اشک و آه دادی
مهمان توییم در دل شب
ما را به «علی» ببخش یاربّ
گفتی که بیا به میهمانی
از فیض کریم، جا نمانی
با اینهمه لطف و مهربانی
این بندهی تو، نشد مودّب
ما را به «علی» ببخش یاربّ
گفتی که بیا و بخشش از من
از تو گره و گشایش از من
دلخسته! بیا؛ نوازش از من
این نفس ولی نشد مُهَذَّب
ما را به «علی» ببخش یاربّ
با اینهمه بیحیایی من
گستاخی و بیوفایی من
اعمال بد و ریایی من
از شرم چرا نکردهام تب
ما را به «علی» ببخش یاربّ
دانی چه شد و چهکار کردم
از درگه تو، فرار کردم
من لغزش بیشمار کردم
پیمانهی جرم شد لبالب
ما را به «علی» ببخش یاربّ
از درگه تو، شرف گرفتم
دامان تو را به کف گرفتم
اذن سفر نجف گرفتم
حالا که «علی علی» است بر لب
ما را به «علی» ببخش یاربّ
سوگند به آیههای قرآن
ما را به علی، امیر مردان
دور سر مرتضی بگردان
تا اینکه شوم کمی مقرّب
ما را به «علی» ببخش یاربّ
صد شکر که آبرو نبردی
ما را بغل خودت فشردی
ما را به حسین خود سپردی
تا اینکه شوم «حسین مذهب»
ما را به «علی» ببخش یاربّ
سوگند به داغ شاه عطشان
بر آن سر روی نی نمایان
بر اشک مخدرات گریان
سوگند به اضطرار زینب
ما را به «علی» ببخش یاربّ