eitaa logo
شـــهــــدای مسـجدسـلیمان
1.8هزار دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
1.2هزار ویدیو
17 فایل
شهدای مسجدسلیمان به حول و قوه الهی برای آشنایی با سبک زندگی شهدای مسجدسلیمان ارتباط با ما: @mandir_268 دعوت شهدا هستید 👇 به ما بپیوندید🌷
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
7.43M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹امام مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف: أكثِروا الدُّعاءَ بِتَعجيلِ الفَرَجِ فَإنَّ ذلِكَ فَرَجُكُم براى تعجيل در فرج بسيار دعا كنيد، كه فرج من فرج شما نيز هست 📗كمال الدین ص۴۸۵ (عج) ♡ شـــهــــ مسـجدسـلیمان ـــــدای @shohada_masjedsoleiman
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄* 🕊کبوتر عاشق مسجدسلیمان🕊 شهید اسفندیار صالحپور فروردین‌ماه۱۳۴۵درشهر«مسجدسلیمان» چشم به جهان هستی گشود. کمی که بزرگ‌تر شد به مدرسه رفت و جزو دانش‌آموزان فعال و باایمان بود. او از ۱۰ سالگی مبارزه‌اش را علیه انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها آغاز کرد. اسفندیار از دوران دبیرستان وارد بسیج شد و فعالیتش را ابتدا در مسجد «کولرشاپ» و سپس در «مسجد چهاربیشه» ادامه داد. چندی بعد به پیشنهاد سپاه پاسداران، فرماندهی «پایگاه المهدی» را پذیرفت و در سال ۱۳۶۱راهی میدان جنگ شد و فرماندهی «گردان سلمان» را پذیرفت. «اسفندیار» اولین‌بار که به جبهه اعزام شد، به «جزیره‌ مجنون» رفت و با این‌که در عملیات بدر مجروح شده بود، تا پایان عملیات هم‌چنان مقاومت کرد.«صالح‌پور» در ماه‌های محرم و صفر، شورای مسجد و شورای پایگاه مقاومت را دور هم جمع می‌کردو برای این ایام برنامه‌های متنوعی را تدارک می‌دید. وی در جذب نیرو، هدایت و ارشاد آن‌ها بسیارهنرمندانه عمل می‌کرد و در شهر با عنوان فرمانده پایگاه المهدی چهاربیشه و در جبهه باسمت «فرمانده دسته» با پشتکار و جدیت فعالیت کرد. سرانجام درتاریخ چهارم اسفندماه سال ۱۳۶۴ هجری شمسی در شب عملیات «» بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سر و کتف، در سن ۱۹ سالگی شهد شیرین شهادت را نوشید و در بهشت برین ساکن شد. مزار پاک شهید اسفندیارصالح‌پور در گلزار شهدای چهاربیشه قرار دارد. 🌷هدیه به ارواح طیبه شهدا و امام شهدا وشهید اسفندیار صالحپور صلوات🌱 (عج) ♡ 🕊 شـــهــــ مسـجدسـلیمان ـــــدای @shohada_masjedsoleiman
🕊یادی از شهید اسفندیار صالح پور🕊 🌷شب حادثه    وقتی اسفندیار سال اول دبیرستان بود، یک­شب موشکی از ناحیه دشمن به مرکز شهر مسجد­سلیمان اصابت کرد که باعث مجروح شدن و به شهادت رسیدن عده­ بسیاری از مردم شد. اسفندیار با شنیدن صدای انفجار، به اتفاق پسرعمه­ ام، خسرو طاهری، راهی مکان حادثه شد. پدرم او را صدا زد و گفت: اسفندیار، نباید بروی! مگر نمی­دانی که رفتن به آنجا خطرناک است. اما وی با قاطعیت گفت: نه پدر، ما باید برویم. الان پیکرهای مجروحان و شهدا بر روی زمین افتاده است. ما باید به کمک امدادگران برویم. خلاصه، آن­ شب اسفندیار و خسرو به خانه بازنگشتند و صبح که برگشتند سراپا گل­ آلود بودند. 📌راوی : توران صالح­پور «خواهر شهید» 📌 منبع : http://hezarvand.blogfa.com/post/76 ⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️ (عج) ♡ 🕊 شـــهــــ مسـجدسـلیمان ـــــدای @shohada_masjedsoleiman
🕊یادی از شهید اسفندیار صالح پور🕊 🌷 آهنگ سفر سبز اوایل سال ۱۳۶۱ بود که سیدمحمدرضا موسوی، تصمیم گرفت به جبهه برود. اما این موضوع را با اسفندیار در میان نگذاشت؛ زیرا معتقد بود که رفتن به جبهه برای اسفندیار زود است. از قضا، روزی من و عده­ ای از دوستان دور هم جمع شده بودیم اسفندیار نیز حضور داشت. بچه­ ها صحبت جبهه را پیش کشیده بودند که اسفندیار گفت: بچه­ ها، من اعزام بعدی به جمع رزمندگان ملحق خواهم شد. از آن­روز به بعد سیدمحمدرضا و عده­ ای دیگر از دوستان مرتب با او صحبت می­ کردند تا بلکه از رفتن به جبهه منصرف­اش کنند. اما اسفندیار چنان عاشق و شیدای جبهه بود که حرف­ های دیگران تأثیری در تصمیم او نداشت. 📌راوی : بهرام احمدی «همرزم شهید» 📌 منبع : http://hezarvand.blogfa.com/post/76 ⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️ (عج) ♡ 🕊 شـــهــــ مسـجدسـلیمان ـــــدای @shohada_masjedsoleiman
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا