🕊🍂 🕊
✍ #سردار_سلیمانی:
باشهدا بودن سخت نیست
باشهدا ماندن سخته
مثل شهدا بودن سخت نیست
مثل شهدا ماندن سخته
راه شهدا یعنی...
نگه داشتن آتش در دستانت
🌹 #سردار_دلها
🆔 @shohada_tmersad313
"فرازی از وصیت نامه"
هرخانمی که #چادر به سر کند و عفت ورزد و هر جوانی که درحدتوان #نماز_اول_وقت را شروع کند اگر دستم برسد سفارشش را به مولایم امام حسین (ع)خواهم کرد و او را دعا خواهم کرد باشد تا مورد لطف حق تعالی قرار گیرد... .
#شهدا_را_یاد_کنیم_با_ذکر_صلوات
🆔 @shohada_tmersad313
شهید امروز، متولد تیره؛ ۲۱ تیر ۱۳۷۰ اهل نجف آباد اصفهان☺️؛همونجا که میگن نصف جهانه😊فرزند سوم آقا محمدرضا و زهرا خانم🌷 سه تا خواهر و یه برادرم داره😊
#شهید_محسن_حججی
🌸🌿🌸🌿🌸
بابا محمدرضا، رزمنده ی جبهه و جنگ بود. #محسن از همون کودکی با فضای شهید و شهادت و فرهنگ حسینی به واسطه ی باباش آشنا بود😃میگن از بچگی عشق عجیبی به امام حسین داشت❤️ طوری که تو ۷ سالگی زیارت عاشورا رو از حفظ کرده بود و برا بقیه میخوند😘 البته با مامان و بابایی که عمرشون تو مجالس روضه ی اباعبدالله سپری شده بود، شاید بچه ی این مدلی داشتن، عجیب هم نباشه🌷
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
یکی از علاقه هاش از همون دوران کودکی، کتاب و کتابخوانی بود📚📚
#شهید_محسن_حججی
🌸🌿🌸🌿🌸
شاید براتون جالب باشه که بدونین همین کتاب، باعث آشنایی محسن و خانمش شد❤️😊 حالا این باشه، جلوتر قضیه اش رو براتون میگم😉 میگن زیاد مطالعه میکرد و زیاد هم کتاب قرض می داد... بزرگتر که شد، این روند براش ادامه پیدا کرد. سالها تو کتاب شهر نجف آباد، کتابفروشی میکرد...
با نشر شهید کاظمی هم همکاری زیادی داشت. کلا کتاب و مشتقاتش جزوی از محسن بودن😉
#شهید_محسن_حججی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
فکر کنین اونقدر به کتاب و کتابخوانی اهمیت میداد که وقتی رفت سربازی، تو پادگان بین #سربازا کتاب پخش میکرد تا بخونن😂🙈
#شهید_محسن_حججی
🌸🌿🌸🌿🌸
طوری شده بود که داد مسوولین پادگان هم دراومده بود😉😉 هم خدمتی اش میگه: کمد لباس محسن، کتابخونه پادگان بود و ما سربازا هر وقت کتاب میخواستیم، میرفتیم سراغ کمد لباس محسن😂😂😂
#شهید_محسن_حججی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
با دوستاش میرفتن مناطق محروم و به مردم کمک میکردن👏از بنایی گرفته تا آموزش دانش آموزان و...هر کاری از دستشون برمیومد، میکردن.حتی میگن آقا محسن درآمدش از کتابفروشی رو صرف اردوهای جهادی میکرد
#شهید_محسن_حججی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸