eitaa logo
🌷دایرةالمعارف شهدا🌷
228 دنبال‌کننده
10.9هزار عکس
3.6هزار ویدیو
14 فایل
⭕این کانال حاوی مطالب مربوط به شهدای انقلاب ، شهدای جنگ تحمیلی ، شهدای ترور ، شهدای محور مقاومت و شهدای مدافع حرم می باشد. شامل زندگی نامه و ابعاد شخصیتی شهدا🌷 🆔 @shohada_tmersad313 ❤زندگی زیباست اما شهادت زیباتر❤
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
شهید امروز، متولد تیره؛ ۲۱ تیر ۱۳۷۰ اهل نجف آباد اصفهان☺️؛همونجا که میگن نصف جهانه😊فرزند سوم آقا محمدرضا و زهرا خانم🌷 سه تا خواهر و یه برادرم داره😊 🌸🌿🌸🌿🌸
بابا محمدرضا، رزمنده ی جبهه و جنگ بود. از همون کودکی با فضای شهید و شهادت و فرهنگ حسینی به واسطه ی باباش آشنا بود😃میگن از بچگی عشق عجیبی به امام حسین داشت❤️ طوری که تو ۷ سالگی زیارت عاشورا رو از حفظ کرده بود و برا بقیه میخوند😘 البته با مامان و بابایی که عمرشون تو مجالس روضه ی اباعبدالله سپری شده بود، شاید بچه ی این مدلی داشتن، عجیب هم نباشه🌷 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
یکی از علاقه هاش از همون دوران کودکی، کتاب و کتابخوانی بود📚📚 🌸🌿🌸🌿🌸
شاید براتون جالب باشه که بدونین همین کتاب، باعث آشنایی محسن و خانمش شد❤️😊 حالا این باشه، جلوتر قضیه اش رو براتون میگم😉 میگن زیاد مطالعه میکرد و زیاد هم کتاب قرض می داد... بزرگتر که شد، این روند براش ادامه پیدا کرد. سالها تو کتاب شهر نجف آباد، کتابفروشی میکرد... با نشر شهید کاظمی هم همکاری زیادی داشت. کلا کتاب و مشتقاتش جزوی از محسن بودن😉 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
فکر کنین اونقدر به کتاب و کتابخوانی اهمیت میداد که وقتی رفت سربازی، تو پادگان بین کتاب پخش میکرد تا بخونن😂🙈 🌸🌿🌸🌿🌸
طوری شده بود که داد مسوولین پادگان هم دراومده بود😉😉 هم خدمتی اش میگه: کمد لباس محسن، کتابخونه پادگان بود و ما سربازا هر وقت کتاب میخواستیم، میرفتیم سراغ کمد لباس محسن😂😂😂 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
با دوستاش میرفتن مناطق محروم و به مردم کمک میکردن👏از بنایی گرفته تا آموزش دانش آموزان و...هر کاری از دستشون برمیومد، میکردن.حتی میگن آقا محسن درآمدش از کتابفروشی رو صرف اردوهای جهادی میکرد 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
وقتی تو زندگی جهادی آقا محسن دقت کردم، متوجه یه چیز شدم محسن تو اردوهای و کارای جهادی به یه چیز مهم رسیده بود که خیلی حرف مهمیه می گفت: 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
کنار کار فرهنگی و اردوهای جهادی و...، هم از دستش در نمیرفت... مگه میشه عشق حسین، تو رو به پیاده روی اربعین نکشونه. 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
دوستش میگه: همیشه تو روی_اربعین، یه دستش می گرفت و میشد از همه و بود. اگه کسی عقب می افتاد، محسن همراهیش میکرد☺️ 🌸🌿🌸🌿🌸