eitaa logo
🌷دایرةالمعارف شهدا🌷
229 دنبال‌کننده
10.9هزار عکس
3.6هزار ویدیو
14 فایل
⭕این کانال حاوی مطالب مربوط به شهدای انقلاب ، شهدای جنگ تحمیلی ، شهدای ترور ، شهدای محور مقاومت و شهدای مدافع حرم می باشد. شامل زندگی نامه و ابعاد شخصیتی شهدا🌷 🆔 @shohada_tmersad313 ❤زندگی زیباست اما شهادت زیباتر❤
مشاهده در ایتا
دانلود
تقریبا یک هفته قبل از اینکه حاجی از دو پا مجروح شود با خود فکر کردم که اگر شهید شود چکار کنم بخاطر همین از حضرت عباس(ع) خواستم یا دو دستش یا دو پایش قطع شود اما من تنها نمانم که کمتر از یک هفته نشدکه فهمیدم حاجی جانباز شده و دو پایش قطع شده 😭😭 ⬇️⬇️⬇️⬇️
در مورد خبر اطلاع از جانبازی حاج آقا، ابتدا دوست حاج آقا به من گفتند حاجی مجروح شده و وی را برده اند تبریز آماده شوید که شما هم بیایید من به ایشان گفتم واقعیت را بگویید من میدانم چه شده من خودم از خدا خواستم 😭 ⬇️⬇️⬇️⬇️
در آن روزها با توجه به اینکه پسرم در بمباران نهاوند از ناحیه چشم ضربه خورده بود و با وجود اینکه همه خانواده من به شهر رفته بودند چون حاجی را برای معالجه به آلمان برده بودند من در منزل خودمان ماندم و گفتم چشم امید حاجی از راه دور به همین زنگی هست که به ما میزند و اصلا به حاجی نگفتم که چشم پسرش آسیب دیده است.😭 ⬇️⬇️⬇️⬇️
حاجی حتی بعد از جانباز شدن هم دست از نبرد بر علیه باطل برنداشت و در عملیات مرصاد هم شرکت کرد.😭😭 ━━━💠🌸💠━━━
کتاب «آب هرگز نمی‌میرد» به قلم حمید حسام روایتگر خاطرات بنده از دوران دفاع مقدس است که موفق شد تقریظ رهبر انقلاب را دریافت کند.. ━━━💠🌸💠━━━
به دلیل عوارض ناشی از استنشاق گازهای شیمیایی دوران دفاع مقدس و جراحات جانبازی مدتی را در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان بهشتی همدان بستری بودم. ━━━💠🌸💠━━━
خب دوستان بزرگوارم 😊 سرانجام من هم در صبح روز (پنج‌شنبه) چهاردهم فروردین‌ماه 99 پس از تحمل سال‌ها رنج ، به آرزوم رسیدم وبه شهادت رسیدم 😊✋ ━━━💠🌸💠━━━
پیکرم بعداز مراسم تغسیل که در همدان برگزار شد به نهاوند منتقل شد، ودر نهاوند خاکسپاری شد 💐 نهاوند تشریف آوردید خوش حال میشم بهم سربزنید 😊✋ ━━━💠🌸💠━━━
💞شادی ارواح طیبه ی شهدا،امام شهدا، شهدای دفاع مقدس،شهدای مدافع حرم💞 و علی الخصوص شهید 💠 شهید حاج میرزا محمد سلگی 💠 🌷 صلوات 🌷‌ ✨ التماس دعای فرج𓬨 ✨ یاعلی🖐 ━━━💠🌸💠━━━
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
این اواخر یک بعد از ظهر حسین آقا به من گفت: شما چرا دعا می‌کنی من شهید نشوم؟ تو هنوز شهادت را درک نکرده‌ای. دعا کن من شهید شوم که آن دنیا شفاعت شما را بکنم.من گفتم: مگر می‌شود یک زن برای شهادت شوهرش دعا کند؟ گفت: هنوز شما بهشت را درک نکرده اید. من گفتم: انشاءالله همیشه باشی، نذر حضرت زینب باش. بروی مدافع حرم حضرت زینب باشی. می‌گفتم: من حاضرم یک سال تو را نبینم فقط زنگ بزنی بگویی من سالمم. من هم بگویم من سایه سر دارم. حسین آقا گفت: می‌دانی اجر شهید گمنام چقدر است؟   گفتم: تو را به خدا نگو! حالا می‌خواهی شهید بشوی شهید شو اما شهید گمنام نشو دیگر! راوی:همسر گرامی شهید 🍃🌹صلوات 🌹🍃 یادش گرامی و راهش پر روهرو باد🌹🍃
🕊 🦋 🍃عباس خیلی اهل هیئت و مسجد بود و از هر فرصتی برای حضور در مجالس اهل بیت استفاده می کرد. او می گفت زنده بودن من ماه محرم و صفر است. بیشتر اوقات صبح ها به یاد امام حسین(ع) روضه می خواند و بر سینه می زد به گونه ای که به او می گفتم عباس جان قلبت پاره می شود اینقدر بر سینه میزنی. در جواب لبخند می زد و می گفت آن کس که برای او سینه می زنم خودش محافظ من خواهد بود. 🍃عباس چندان موافق محیط دانشگاه نبود و گاهی می گفت اشتباه کردم که وارد دانشگاه شدم باید به حوزه علمیه می رفتم. این اواخر هم کتب عربی و حوزه را گرفته بود. 🍃همیشه با وضو و مراقب رفتارش با دیگران به خصوص نامحرمان بود. هیچ گاه از او اخمی ندیدم. بسیار با اخلاق و با تقوا بود. هر چه از او بگویم کم گفته ام. 🍃در امور مختلف دینی، فقهی، سیاست و مسائل دیگر بسیار مطلع بود چرا که با مطالعه بسیار خود تلاش می کرد معلومات خود را بالا ببرد. 🍃آرام و خاموش کارهایش را می کرد و هیچ گاه خودرا مطرح نمی کرد. اخلاق و رفتارش همیشه زبانزد خاص و عام بود. 🍃بعد از شهادتش خانواده ای به خانه ما آمدند و با گریه گفتند مدتهاست این شهید بزرگوار با کمک های مادی و معنوی خود از آنها حمایت می کند. 🌷 💔