🔆زیارتنامه_شهدا
✨اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَولِیاءَ اللهِ وَ اَحِبّائَهُ ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَصفِیَآءَ اللهِ وَ اَوِدّآئَهُ ، اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصَارَ دینِ اللهِ ، اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ رَسُولِ اللهِ ، اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَمیرِالمُومِنینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسآءِ العالَمینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبی مُحَمَّدٍ الحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ الوَلِیِّ النّاصِحِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبی عَبدِ اللهِ ، بِاَبی اَنتُم وَ اُمّی طِبتُم ، وَ طابَتِ الاَرضُ الَّتی فیها دُفِنتُم ، وَفُزتُم فَوزًا عَظیمًا ،فَیا لَیتَنی کُنتُ مَعَکُم فَاَفُوزَمَعَکُم✨
#دفاع_مقدس
#شهیدسیدمهدیشبیری
🌷شادی روح مطهر شهدا صلوات
الّلهُمَّصَلِّعَلَیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍوَعَجِّلْفرَجَهُمْ
اللهمعجللولیکالفرج
@shohaday_gommnam
✳️ تعالی #سید_مهدی_شبیری
💢 جبهه غرب برای او صرفاً محلی برای محاربه با شیاطین انسی نبود. او جنگ را فرصتی برای تعالی روحی و ایمانی خود و دیگران میدید. او که پیش از این به حرفه بنایی و ساخت و ساز مشغول بود هر کجا فرصتی را مغتنم میدید مسجدی کوچک برای خود و رزمندگان و همسنگرانش بنا میکرد.
🌹 او همیشه سعی میداشت مؤدب و با اخلاق باشد. هرگاه کسی از الفاظ بدی هر چند به شوخی استفاده میکرد از کوره در میرفت و او را مورد ملامت خود قرار میداد. او در انگیزه خود خالص بود و با آرزو شهادت نیز به شهادت رسید.
#شهید_سید_مهدی_شبیری
شهادت ۲۱ مهر ۱۳۶۱
📥 رزمندگان
#دفاع_مقدس
اللهمعجللولیکالفرج
@shohaday_gommnam
•ڪاڹاݪ شھداےگمناݦ•🇵🇸
#زندگینامه #شهید_محمد_معماریان قسمت هجدهم حالا كه از همهچيز دل بريده بود، تازه معناي دل را ميفه
#زندگینامه
#شهید_محمد_معماریان
قسمت نوزدهم
دشمن آتشبارياش شدت عجيبي داشت. عمليات لو رفته بود. كار خيلي سختتر از آنچه فكر ميكردند شد. بچهها مقاومت ميكردند. گوشت بچهها سپر گلولهها بود. محمد از جايش بلند شد و داشت ميرفت عقبتر. فرمانده فكر كرد محمد ترسيده. صدايش زد و پرسيد: كجا ميروي؟ مگر وضعيت را نميبيني؟ كمي نيرو و آتش دشمن را؟ محمد گفت: حاج آقا، خيالت راحت باشد، دارم ميروم نماز بخوانم. امام حسين(علیهالسلام) هم ظهر عاشورا در موقع اذان، اول نماز خواند، حاج آقا آسمان را نگاه كرد. وقت نماز بود. محمد با پوتين و اسلحهبهدست قامت بست. زير آن باران گلوله نماز خون خواند و سريع برگشت. يكساعتي از ظهر نگذشته بود. درگيري نفس بچهها را بريده بود. لحظهبهلحظه يك گل پرپر ميشد كه ناگهان محمد بلند شد و تمام قامت ايستاد. با تعجب نگاهش كردند. محمد دستش را به طرف بچهها بلند كرد و با صداي رسايي گفت: بچهها من هم رفتم، خداحافظ. آرام زانو زد و افتاد. حاجي دويد طرف محمد و ديد كه گلولة آرپيجي پشت محمد را كاملاً برد و تنها صورتش است كه سالم مانده. محمد رفت مثل همة دوستانش، اما جنگ ادامه داشت. بدن محمد ماند زير آفتاب داغ جنوب، سه روز پيكرش تندي خورشيد را تحمل ميكرد. . . .
ادامه دارد...
اللهمعجللولیکالفرج
┄┅═✧❁🌹❁✧═┅┄
@shohaday_gommnam
📗#نهج_البلاغه
🔰 امیرالمؤمنین #امام_علی علیه السلام:
أخرِجوا مِنَ الدُّنيا قُلوبَكُم مِن قَبلِ أن تَخرُجَ مِنها أبدانُكُم ، فَفيهَا اختُبِرتُم ولِغَيرِها خُلِقتُم؛
🔆 پيش از آنكه بدنهايتان از دنيا بروند، دلهايتان را از آن بيرون ببريد؛
زيرا دنيا آزمايشگاه شماست و براى غير آن، آفريده شدهايد.
📚 نهج البلاغة، خطبه ۲۰۳
#اللهمعجللولیکالفرج
@shohaday_gommnam
9.06M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌺 جلوه ای از ایثار در دفاع مقدس
#روایتی شنیدنی از نوجوان چهارده ساله #دفاع_مقدس
🔸نیم خیز رفتم در جعبه مهمات رو باز کردم بعد خیلی گریه کردم....🥺
👌🏻حتما ببینید
اللهمعجللولیکالفرج
@shohaday_gommnam
خاطره_شهدایی
🔹 نشسته بودم کنار سید مقاومت.به خودم اجازه دادم و پرسیدم:
«سیدنا،آقای ما!بعد از امام زمان (عجلالله)و حضرت آیت الله #خامنه_ای چه کسی در دل شماست؟ چه کسی را خیلی دوست دارید؟»
🔸 لبخندی زیبا روی لبهای سید نقش بست و گفت:«تا حالا کسی چنین سؤالی ازم نپرسیده بود،#حاج_قاسم_سلیمانی.»
و بعد ادامه داد:«اتفاقا دو سه روز پیش بعد از نماز صبح به فکر فرورفتم.به ذهنم آمد اگر ملک الموت،حضرت عزرائیل از من سؤال کند که باید یا روح تو را بگیرم یا روح حاج قاسم را،کدام را بگیرم؟
🎐 بدون درنگ میگویم روح من را بگیرد. چون میدانم حاج قاسم برای حضرت آقا وزنه سنگینی است.
حاج قاسم برای ما و جبهه مقاومت خیلی زحمت کشیده است.»
✨با اینکه خودش نصرالله بود اما حاضر بود پیشمرگ حاج قاسم شود.
راوی:حجت الاسلام هاشم الحیدری، معاون حشد الشعبی عراق
اللهمعجللولیکالفرج
┄┅═✧❁🌹❁✧═┅┄
@shohaday_gommnam
da(11).mp3
5.21M
#کتاب_صوتی 🎧
📕 دا ( قسمت11)
#سیدهزهراحسینی
اللهمعجللولیکالفرج
┄┅═✦❁🌴❁✦═┅┄
قسمت 10👇🏻
https://eitaa.com/shohaday_gommnam/24215
پارت بیست سوم بزرگ مرد کوچک🌷🌿
#کتاب_سرو_قمحانه
#شهیدحسین_معز_غلامی🌹
"رفاقت برای خدا"
رفاقت کردنش بی نظیر بود. بعد از حسین هیچ کس رو من ندیدم و امکان نداره ببینم که اینجوری رفاقت کنه. وقتی با کسی ، رفاقت رو شروع می کرد ، چند تا راه کار داشت ، اول اینکه بعد از چند وقت می گفت : رفیق ، بدی های من رو بگو ، اون بنده خدا هم می گفت : من بدی از تو ندیدم که بگم ، همش خوبی دیدم چی بگم ؟ حسین ادامه میداد پس من بدی های تورو می گم شروع می کرد تو خودمونی این هارو بهش می گفت اینکار رو نکن! اینجوری لباس نپوش! با فلانی رفاقت نکن! یا تولد بچه ها می شد ، کسی شلوار لی می پوشید ایشون می رفت شلوار شش جیب براش می خرید می گفت این شش جیب بیشتر بهت میاد. اینجوری بپوش یک بار یادم هست برای یکی از بچه ها دوتا پیراهن بلند خرید و بهش گفت پیراهن آستین بلند بپوش!رفاقت کردن ها و محبت کردن های حسین فقط واسه خدا بودش بار ها به من پیام می داد می گفتش دوست دارم برای خدا! می گفتم حالا برای خدا رو ننویسی چی میشه؟ می گفت نه من باید بهت بگم که بدونی برا خدا دوست دارم ، برا خودت نیست که دوست دارم.
[دوست شهید