eitaa logo
کانال خبری شهدای روستای مار و منطقه برزاوند🌹🌷
347 دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
1.3هزار ویدیو
14 فایل
اطلاعات و اخبار روز و خاطرات و تصاویر شهدا و مناسبت ها و نکات اخلاقی و تربیتی و حکایات آموزنده .... 🍃اَلَـیسَ الـلّـهُ بِـکَـافٍ عَـبـدَه🍃 آیا خدا برای بنده اش کافی نیست🌿 ارتباط با ادمین 👇 @asum14_17 https://eitaa.com/joinchat/3038838807C016c571c98
مشاهده در ایتا
دانلود
🔸موج گرویدن به اسلام اینروزها بسیار تعجب برانگیزه 🔹خصوصا بانوان در کشورهای غربی (علتش هم خودتون میدونید) ✍همونطور که قبلا در پست مربوط به استاد حائری قید کردم، در دوره‌ای هستیم که غربال‌ها شدت گرفته و نفاق و ایمان داره از هم جدا میشه و یک خالص سازی و دوقطبی جهانی در حال شکل گیریه. 🇵🇸و نقطه عطفش هم فلسطینه.🇵🇸 کانال خبری شهدای روستای مار🌹🌷👇🌹https://eitaa.com/joinchat/3038838807C5bd8ee8e84
❤️فلسطینی که ۴۵ سال پیش امام خمینی روش دست گذاشت و گفت مسئله اصلی فلسطینه. 🌹امروز میبینیم فلسطین تبدیل شده به مبدا خوبی‌ها و جداکننده بدی‌ها. 👹محلی که اوج شیطانی بودن رو با اوج ایمان به خدا میبینیم.🌹 کانال خبری شهدای روستای مار🌹🌷👇🌹https://eitaa.com/joinchat/3038838807C5bd8ee8e84
ارسال از کاربر👉 باهم گوشه ای از سرگذشتش رو مطالعه کنیم: وقتی شیمیایی میزنند به گفته خودش: ۱۲تاهواپیما ساعت۵عصر اومدن و شیمیایی کردن که یکی از بمبها۱۰متری من افتاد. همونجا ماسکشو میده به یکی از همرزماش وقتی پرستار میگه چرااینکارو کردی میگه: ماسک و لباس تاحدی دوام دارن جایی که خداداره ماسک چه‌کاره. تمام این مکالمات رو روی کاغذ مینوشته چون ریه و حنجره و دهانش بخاطر شیمیایی سوخته بود و از آب منع شده بود. لحظات آخرش روی کاغذ مینویسه: جگرم سوخت، آب نیست؟ کانال خبری شهدای روستای مار🌹🌷👇🌹https://eitaa.com/joinchat/3038838807C5bd8ee8e84
شهید شیمیایی نعمت الله ملیحی
سلام و شب بخیر طبق قرار هفت شب گذشته امشب قسمت هشتم از روایت و قصه ی ننه علی مادر دو شهید 🌹🌷 👉
فصل اول : خداحافظ بهار! قسمت هشتم چیزی تا پایان یک سال کارگری من نمانده بود. یک روز مشغول نظافت خانه بودم، میز عسلی را کنار کشیدم تا زیر فرش را جارو بزنم، یک دفعه سنگ مرمر روی میز افتاد زمین و شکست! آسیه خانم به طرفم دوید. عصبانی شد و سرم داد کشید. تا آن روز عصبانیتش را ندیده بودم. به زور خودم را نگه داشتم تا گریه نکنم. نفسم بالا نمی آمد، بغض کردم. زل زد به من، نیشخندی شیطانی زد و گفت: «زهرا! چرا حواست رو جمع نمیکنی؟! می دونی پولش چقدره؟! میتونی خسارت این میز گرون قیمت رو بدی یا نه؟! فکر خونه رفتن رو از سرت بیرون کن! » چشمانم سیاهی رفت. نزدیک بود از حال بروم. تلفن را برداشتم و شماره ی محل کار مادرم را گرفتم. مادرم فوری خودش را به آنجا رساند و به آسیه خانم گفت: «خانوم! ارزش دختر من خیلی بیشتر از ایناست! بگو پول میز چقدر میشه تا بدم. » آسیه خانم گفت: «خسارت میز صد تومن میشه. » مادرم جا خورد! پول زیادی بود؛ بیشتر از حقوق یک ماه من! نداشت که پرداخت کند. آسیه خانم گفت: «اگه میخوای دخترت رو ببری، باید خسارت میز رو بدی؛ وگرنه...! » چسبیدم به مادرم و گفتم: «نه! مامان نمی خواد منو ببری. می مونم، دوست ندارم بری به خاطر من پول قرض کنی. » مادرم دستی روی سرم کشید و گفت: «گریه نکن دخترم! پول رو جور می کنم؛ اصلا میرم به داییت میگم. نمیذارم اینجا بمونی. » با اینکه آسیه خانم زن خوبی بود و هیچوقت به من سخت نمی گرفت، اما برایم عجیب بود با آن همه ثروت و دارایی، چرا به خسارت این میز قدیمی پیله کرده. مرا به گوشه ای از خانه برد و گفت: «زهرا جان! اینجوری گریه نکن دخترم! جیگرم پاره شد. پول ارزشی نداره، صدتا میز فدای سرت. من شکستن میز رو بهونه کردم تا تو بیشتر پیشم بمونی! نمی خوام تو رو از دست بدم عزیزم. » با حرفهایش خیالم را راحت کرد. از طرفی هم شرط خروج من از آن خانه پرداخت خسارت شده بود! دلم نمی خواست مادرم با این همه گرفتاری، خسارتی که من به آنها زدم را پرداخت کند. به مادرم گفتم میمانم! هرچه اصرار کرد، قبول نکردم خسارت را پرداخت کند. آسیه خانم هم با مادرم صحبت کرد تا بالاخره راضی شد برای یک سال دیگر در آن خانه بمانم. روایت زندگی زهرا همایونی؛ مادر شهیدان 📙 کانال خبری شهدای روستای مار🌹🌷👇🌹https://eitaa.com/joinchat/3038838807C5bd8ee8e84
🔸بدیهیه که دلهای پاک فطرت باید از نفاق دور بشن و به سمت جبهه خدا جذب بشن چون دیگه آدم تا یک حدی میتونه از جرم و جنایت چشم پوشی کنه و خودشو به خواب بزنه و با دیدن اینهمه جنایت راه خودشو از راه شیطان جدا نکنه. 😱این مسئله تا جداسازی اکثر (یا همه) مردم جهان ادامه خواهد داشت. 🤯تا جایی که از یک کافر (یا حامی شیطان و صهیونیسم) و نسلهای بعدیش هیچ خیری به جهان نخواهد رسید و این یعنی اون فرد شر محض خواهد بود. 🧟‍♂و تمام جنگهای آخرالزمانی و پساغیبت رو این گروهها بپا خواهند کرد. 🔸و همینها جلوی امام‌مهدی خواهند ایستاد. 👌و با وجود هدایتها و معجزات حضرت بازهم تعدادی از این افراد با برافروختن جنگی مجدد زمینه نابودی‌شان را توسط حضرت رقم خواهند زد تا جایی که تمام جهان از لوس وجودشان پاک خواهد شد.ان شاءالله 💐 کانال خبری شهدای روستای مار🌹🌷👇🌹https://eitaa.com/joinchat/3038838807C5bd8ee8e84
🌹سلام سه شنبه های مهدوی یادتون نره❤️ ،،،امروز حتما یه کار حتی کوچک به اندازه یک لیوان آب خوردن برا امام زمان خود انجام بدید🌹
..... شهدایے زندگے ڪردن به؛ پروفایل شهدایی نیست... اینڪه همون شهیدے ڪه من عڪسشو پروفایلم گذاشتم↓ - چے میگه مهمه . . - چے از من خواسته مهمه . . - راهش چے بوده مهمه . . - چطورزندگےمیڪرده مهمه . . - باڪے رفیق بوده مهمه . . - دلش ڪجاگیربوده مهمه . . - چطورحرف میزده . . - چطورعبادت میڪرده . کانال خبری شهدای روستای مار🌹🌷👇🌹https://eitaa.com/joinchat/3038838807C5bd8ee8e84
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
❌ رسم بسیار غلط در مراسم تشییع و تدفین ! حتما ببینید و بفرستین برای همه تا این رسم غلط از بین بره ! کانال خبری شهدای روستای مار🌹🌷👇🌹https://eitaa.com/joinchat/3038838807C5bd8ee8e84
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
مراقب باشیم که جزو غافلین نباشیم که ظهور در اوج غفلت خواهد بود ما در آخرالزمان هستیم.... امام باقر علیه السلام: قائم قیام نمیکند مگر در زمانی که مردم در ترس شدید هستند و زلزله های زیادی رخ داده و فتنه و بلایی که گریبان مردم را گرفته و بیماری که قبل از آن بجان مردم افتاده. ❤️ کانال خبری شهدای روستای مار🌹🌷👇🌹https://eitaa.com/joinchat/3038838807C5bd8ee8e84
🔸عکسی که به شدت در حال وایرال شدنه. این‌روزها تفسیر سوره نصر رو به چشم ببین. 🔸هنگامى كه يارى خدا و پيروزى فرارسد، 🔸و ببينى مردم گروه گروه وارد دين خدا مى‏شوند 🔸پروردگارت را تسبيح و حمد كن و از او آمرزش بخواه كه او بسيار توبه‏پذير است! کانال خبری شهدای روستای مار🌹🌷👇🌹https://eitaa.com/joinchat/3038838807C5bd8ee8e84
به قولِ شهید سید مرتضی آوینی : این چنین مردانی مأمور به تحول تاریخ هستند و آمده انـد تا عاشقانه زمینه سٰاز ظُهور باشند. . . روزتون شهدایی_🌷 نشر‌معارف‌شهدا‌درپیامرسان‌ایتا🇮🇷👇🏿 کانال خبری شهدای روستای مار🌹🌷👇🌹https://eitaa.com/joinchat/3038838807C5bd8ee8e84
امام علی - علیه السلام - فرمودند: به راستی که خداوند سبحان، بندگان را دستور داده است که به عدل و احسان کار کنند و از زشتیها و ستمکاری، نهی فرموده است. غرر الحکم، ج ۱، ص ۲۳۶. (ع) کانال خبری شهدای روستای مار🌹🌷👇🌹https://eitaa.com/joinchat/3038838807C5bd8ee8e84
سلام با عرض پوزش و عذر خواهی خدمت کاربران عزیز که هشت قسمت از روایت و قصه ی ننه علی مادر دو شهید را دنبال کردند شب گذشته به علت قطعی سراسری پیام رسان ایتا موفق به ارسال قسمت جدید نشدم . ( ان شاءالله امشب قسمت اول از فصل دوم را دنبال کنید ) ☘☘🌹🌿🌿
👈 فصل دوم : آن دو چشم آبی! 👉 قسمت اول 👉 یکی از روزهای مردادماه همراه مادرم رفتم خانه‌ی دایی محمد. داخل اتاقِ میهمان‌ها چند نفری نشسته بودند، ما به اتاق دیگری رفتیم. زنْ دایی آمد کنار مادرم نشست و رو به من گفت: «زهرا! پسر داییت، رضا رفته بلیط بخت آزمایی خریده، دیشب خواب دیدم برنده شده! قربون دستت براش فالِ وجب بگیر ببینم چی میشه؛ شانس داره بچه‌م یا نه؟!» فال وجب، سرگرمی خنده‌دار من و دختر دایی بود. با کف دست راست، دست چپمان را از نوک انگشت اشاره تا آرنج وجب می‌کردیم؛ اگر از گودی وسط دست بیرون می‌زد، بازنده بودیم و برعکس آن، برنده. موقع وجب کردن دستم متوجه شدم یک جفت چشم آبی از اتاق میهمان من را زیر نظر دارد. پسر خاله‌ی زن دایی بود که زیرچشمی به من نگاه می‌کرد. خیلی بدم آمد؛ اخم کردم و صورتم را برگرداندم. او هم سرش را پایین انداخت و خودش را جمع و جور کرد. چند هفته بعد دوباره رفتیم خانه‌ی دایی محمد. سوار اتوبوس شدیم. مثل همیشه به تماشای خیابان و مردم نشسته بودم که مادرم سر حرف را باز کرد. - زهرا جان! بی‌بی خانوم رو می‌شناسی؟! - کیه مامان؟! - خاله‌ی زن داییت دیگه! با تعجب گفتم: «نه! از کجا بشناسم مامان؟! من که تا حالا ندیدمش.» - دیدیش! چند هفته پیش که رفته بودیم خونه‌ی داییت اونجا بودن. پسرش تو رو دیده. - آهان! همون چشم آبیه که از اتاق مهمونا داشت منو نگاه می‌کرد! خب حالا که چی؟! کمی سرش را نزدیک‌تر آورد و گفت: «بی‌بی خانوم تو رو برای پسرش رجب می‌خواد!» چشمانم گرد و صورتم از خجالت سرخ شد! عرقِ روی پیشانی‌ام را با چادر پاک کردم. با لحنی تند به مادرم گفتم: «مامان! من نمی‌خوام شوهر کنم. یه وقت بهشون قول ندی!» روایت زندگی زهرا همایونی؛ مادر شهیدان 📙 کانال خبری شهدای روستای مار🌹🌷👇🌹https://eitaa.com/joinchat/3038838807C5bd8ee8e84
امام علی - علیه السلام - فرمودند: به راستی که بهترین مال، مالی است که برای انسان، موجب سپاس و شکر گردد و ثواب و اجر را واجب گرداند. غرر الحکم، ج ۱، ص ۲۳۸. (ع) کانال خبری شهدای روستای مار🌹🌷👇🌹https://eitaa.com/joinchat/3038838807C5bd8ee8e84
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
وقتی با بی‌دقتی خودمون، موجودی حسابِ‌مون تخلیه می‌شه. لطفا به خاطر کارت و حسابتون خیلی مراقب باشید . کانال خبری شهدای روستای مار🌹🌷👇🌹https://eitaa.com/joinchat/3038838807C5bd8ee8e84
▫️شهید حسینعلی اکبری🌹🌷🌹 بوی عطر عجیبی داشت. نام عطر را که می‌پرسیدیم جواب سر بالا می‌داد. شهید که شد توی وصیت نامه‌اش نوشته بود: به خدا قسم هیچ‌گاه عطری به خود نزدم، هر وقت خواستم معطر بشم از تـه دل می‌گفتم: «السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه‌السلام»🌹🌷🌹🌷🌹 کانال خبری شهدای روستای مار🌹🌷👇🌹https://eitaa.com/joinchat/3038838807C5bd8ee8e84
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
باز پنجشنبه و به یاد تمامی اموات و مومنین و مومنات و عزیزانی که سالها و ماه ها و روز های گذشته بین ما بودند و جای خالیشون خیلی احساس میشه و الآن در دل خاک آرمیده اند. 🌹 اَللّهُمَّ اغفِر لِلمُومِنینَ وَ المُومِنَاتِ وَ المُسلِمینَ وَ المُسلِمَاتِ اَلاَحیَاءِ مِنهُم وَ الاَموَاتِ ، تَابِع بَینَنَا وَ بَینَهُم بِالخَیراتِ اِنَّکَ مُجیبُ الدَعَوَاتِ اِنَّکَ غافِرَ الذَنبِ وَ الخَطیئَاتِ وَ اِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ بِحُرمَةِ الفَاتِحةِ مَعَ الصَّلَوَاتِ        🙏  التماس دعا   🙏 🌿🌺🌿🌺🌿🌿🌺🌿 شادی روحشان بخوانیم فاتحه با صلوات کانال خبری شهدای روستای مار🌹🌷👇🌹https://eitaa.com/joinchat/3038838807C5bd8ee8e84
سلام امشب هم طبق قرار ساعت ۱۰ شبهای گذشته (🌹 قسمت دوم از فصل دوم روایت و قصه ی ننه علی مادر دو شهید 🌷) برای عزیزانی که روایت را دنبال میکنید ارسال می شود
فصل دوم : آن دو چشم آبی! قسمت دوم با اخم گفت: «دیگه این حرف رو نزن! تا الان کلی خواستگار داشتی، اما آدمای سالمی نبودن؛ وگرنه زودتر شوهرت می‌دادم. داییت، آقا رجب رو تأیید کرده؛ پسر سالمیه، اهل کاره. بزرگ ما داییته، نمی‌تونیم رو حرفش حرف بزنیم. تا کی می‌خوای تو خونه‌ی مردم کار کنی؟! زشته! دیگه نشنوم چیزی بگی!» سرم را پایین انداختم و تا خانه‌ی دایی ساکت شدم. داشتم از پله‌ها بالا می‌رفتم که رجب جلویم سبز شد و سلام کرد. مثل اینکه جن دیده باشم، بسم الله گفتم و فوری از کنارش رد شدم. همیشه از چشمان آبی بدم می‌آمد، به نظرم ترسناک می‌رسید. دختر ته‌تغاری دایی به طرفم آمد و گفت: «زهرا! رجب رو دیدی؟! تو رو می‌خواد!» نگاهی به پایین پله‌ها انداختم و گفتم: «این منو می‌خواد؟! غلط کرده با اون چشمای رنگیش!» دختر دایی لبش را گاز گرفت و گفت: «نه! نگو دختر عمه! چشماش خیلی قشنگه، موهاش هم فرفریه! چطور دلت میاد این‌جوری بگی؟!» - عه! قشنگه؟ حالا که دل تو رو برده چرا زنش نمیشی؟! با ناراحتی گفت: «بابام میگه زهرا بزرگ‌تره، اول تو باید شوهر کنی. تو رو خدا نگاه کن چقدر خوش‌تیپه!» با تندی گفتم: «به شوهر کردن که رسید، قباله رو می‌زنید به نام من؟! شوهر نمی‌خوام، ارزونی خودتون.» رفتم داخل اتاق و بدون اینکه با کسی حرف بزنم گوشه‌ای نشستم. کمی که آرام شدم، تازه فهمیدم مراسم بله‌برون من است! روایت زندگی زهرا همایونی؛ مادر شهیدان و علی شاه آبادی🌹🌷 📙 کانال خبری شهدای روستای مار🌹🌷👇🌹https://eitaa.com/joinchat/3038838807C5bd8ee8e84
ارسال از کاربر 👉 نشر حداکثری از انسانهای باغیرت و باعفت 🎥غلامرضا جمشیدیها، رئیس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در واکنش به فیلم درگیری‌اش با دانشجویان : 🔹 برخی از دانشجویان جدا از اینکه در حد عرفی حجاب ندارند در فضای دانشگاه هم علنا روابط خارج از چارچوب دارند ، اعمالی که شرعی، انسانی، اخلاقی و عرفی نیست 🔹 وقتی برای ادای فریضه نماز ظهر به محیط دانشکده رفتم رفتار نامناسبی از دو تن از دانشجویان دختر و پسر مشاهده کردم. 🔹 دانشجویانی که تخلف کردند وارد دفتر بنده شدند بجای عذرخواهی، می گفتند من عذرخواهی کنم. 🔹 من کاری به دانشجویان نداشتم و تهدیدی هم نکردم اما به عنوان رئیس دانشکده نمی توانم از صحنه نامشروعی که می‌بینم چشم پوشی کنم. 🔹محیط دانشگاه را به فاحشه خانه تبدیل کرده اند. در گوشه و کنار دانشگاه رسما عملیات جنسی می کنند و وسائل پیشگیری را همان جا رها می کنند! صحن دانشگاه که باید محل دانش اندوزی و پژوهش باشد به محله های ردلایت شهرهای شهره اروپایی بیشتر شبیه شده! 🔹این وضع باید یک جایی پایان یابد. اگر انتظامات دانشگاه‌ها عرضه ندارند، اساتید و دانشجویان با غیرت هنوز زنده اند. واقعا گشت ارشاد نباشه یه سریا شعور ایرانی بودن ندارن باغیرت دمت گرم👏👏👏 کانال خبری شهدای روستای مار🌹🌷👇🌹https://eitaa.com/joinchat/3038838807C5bd8ee8e84