10.34M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 #روایتگری | #اربعین_حماسه
.:لبخندی به حسین (ع):.
داستان تسیح قدرت الله
🎙 راوی : سردار #محمد_احمدیان
🌱🍃🌱🍃
https://eitaa.com/shohadaye_shiraz
⭐️یادی از سردار شهید حاج موسی رضا زاده⭐️
🌹سال 1354 [شهید] آیت الله سید اسدالله مدنی توسط رژیم پهلوی از تبریز به نورآباد تبعید شدند. موسی که انگار گمشده خود را پیدا کرده بود از ایشان بهره ها برد. یک روز آقای مدنی این آیه را تلاوت و ترجمه و تفسیر کردند: « لَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ ۗوَكَفَىٰ بِاللَّهِ حَسِيبًا » (آیه 39 احزاب). این آیه را نوشت، چون مؤذن مسجد هم بود، هر بار قبل از اذان در بلندگو آن را می خواند. تکرار خواندن این آیه ساواک و مأموران را حساس کرد. یک روز به مسجد آمدند و حاج موسی را تهدید کردند و گفتند این آیه را نخوان برات دردسر میشه!
گفت از کی خواندن آیات قرآن ممنوع شده!!!
هنوز مأموران دور نشده بودند که وقت اذان شد. حاج موسی پشت میکروفن رفت و اول این آیه را محکم تر از قبل تلاوت کرد بعد هم اذان گفت!!!
🌹🍃🌹🍃
#ڪانال_شهداےغریـب_شیـراﺯ:
ﺩﺭ ایتا :
https://eitaa.com/shohadaye_shiraz
#نشردهیـد یادشهدازنده شـود اجرشهادت ببرید
برادران! عقب بایستیم، ترسو بار میآییم
استثنا هم ندارد.
آخرش که چی؟ هی خودمان را عقب حفظ کنیم. آخرش هم توی لحاف و تشک بمیریم، آن وقت همه بسیجیها روز قیامت به ما میخندند.
تا زمانی که ظلمی هست مبارزه هم هست،
شکلش فرق میکند اما اصلش فرقی نمیکند.
#شهید_حسن_باقری
🌹🍃🌹🍃
#ڪانال_شهداےغریـب_شیـراﺯ:
ﺩﺭ ایتا :
https://eitaa.com/shohadaye_shiraz
#نشردهیـد یادشهدازنده شـود اجرشهادت ببرید
🌷🕊🍃
🌤صبح آمده ...
باز ڪن پنـجره را
تا تو را با طنازی لبخندش
به صبح بخیری عاشقانه پیوند دهد ...
#شهید_محمدابراهیم_همت🌹
#صبح_وعاقبتتون_شهدایی 🕊
🌷🍃🌷🍃🌷🍃🌷
https://eitaa.com/shohadaye_shiraz
👆سردار جانباز حاج منوچهر رنجبر و سردار شهید حاج مجید سپاسی
🔹🔹🔹🔹
🔰مرحله دوم عملیات كربلاى ٥ در پشت خاكريز دو جداره بوديم كه عراق پاتك سختى زد و خاكريز را گرفت. حتى یکی از تانك هايش از خاکریز عبور کرد و به این سمت آمد. همه داشتند عقب نشينى مى كردند. من هم مثل همه مى خواستم عقب بروم، يك دفعه ديدم حاج منوچهر، که بعد از شهید حاج مهدی زارع و شهید سید محمد کدخدا فرمانده گردان امام حسین شده بود، پشتش را به ديواره سنگر زده و خواب بود، تعجب كردم و به خودم گفتم: خوب من هم اينجا مى ايستم هر اتفاقى كه براى او كه فرمانده ما است بیافتد براى من هم می افتد.
در همين فكر بودم كه يك دفعه حاج منوچهر از خواب بلند شد، به دور و بــر نگاه كرد و الله اكبر گويان به طرف جلو شروع به دویدن کرد. نیروهای تانكی كه وسط خاكريز آمده بود، با ديدن این جسارت و تکبیر هایی که حاجی می گفت از تانك بيرون آمدند و اسير شدند. حاجی بدون توجه راهش را ادامه داد و بچه هايي كه داشتند با سرعت عقب مى رفتند با دیدن فرمانده خود به پشت خاکریز بر گشتند و عراقي ها كه تا پشت خاكريز آمده بودند عقب نشينى كردند.
🔹🔹🔹🔹🔹
جهت شفای سردار و جانباز بی ریا و با اخلاص شهرمان حاج منوچهر رنجبر که این روزها در بستر بیماری می باشد #صلوات
🌱🍃🌱🍃
https://eitaa.com/shohadaye_shiraz
🥀 داستان روزانه هر روز یک قسمت🥀
#براساس_زندگینامه_شهید_شمس_الدین_غازی*
#نویسنده_غلامرضا_کافی*
#قسمت_پنجاه_نهم
🎙️به روایت تیمور مصطفی پور
گفتم لااقل از آن همه شناسایی که رفته اید یک خاطره برایم تعریف کن.این خاطره را سال شصت و سه ، سید برایم تعریف کرد.
گفت :یک بار که از شناسایی بر میگشتم مسیر را گم کردم و به روز خوردم .چون هوا داشت روشن میشد باید زودتر دنبال جان پناهی میگشتم. نیروی شناسایی به دست دشمن بیفتد حسابش با کرام الکاتبین است. مثل اسرای دیگر نیست. خیلی وقتها اصلاً اسارتش اعلام نمیشود و در بدترین شرایط نگه داری میشود. این افکار هم در ذهنم تاب میخورد در سوادِ تاریک و روشن صبحگاهی سرک میکشیدیم و چشم میدواندم که پلی سنگری تپه ای ،چاله ای تانک ساقط شده ای چیزی پیدا کنم و تمام روز را در آن پناه بگیرم تا شب دوباره از راه برسد و برگردم.
در این چشم دواندنهای شتابان و جست و جوهای همراه با ناامیدی سیاهه یک سنگر قدیمی به چشمم خورد نزدیک شدم خیلی محتاط و آرام وراندازش کردم .گونیها کهنه و پوسیده بود. سر در سنگر مقداری فروریخته بود رد عبوری در پیرامون پیدا نمیشد .از خط دشمن هم فاصله ی زیادی داشت و به خط خودی نزدیکتر بود؛ اما به هر حال احتیاط داشت همین که دست روی گونیهای سردر گذاشتم که
خم شوم و به داخل اگر چیزی پیدا باشد نگاهی بیندازم، شن ماسه ها از تاروپود گونیهای پوسیده بیرون زدند و به پایین ریختند. با صدای شره ی ماسه ها کمی عقب کشیدم اما پیش چشمم از گردو غبار تاریک شد. بلافاصله یکی از سنگر بیرون آمد و اسلحه رو سینه ام گذاشت که «لاتحرک» جای هیچ عکس العملی نبود، دستهایم را تا نیمه بالا برده بودم و پشتم به دیواره ی نامطمئن سنگر بود.
اگر اندکی زیرپای من میزد فرش زمین می شدم در آن حالت خوف و رجا فقط نگاهش کردم .دقایقی را فقط زل زده نگاهش کردم او هم به من نگاه میکرد اول کار تفنگ را محکم روی سینه ی من فشار میداد اما کم کم نوک آن را فاصله داد. نگاهی به چپ و راست کرد و با تلخی و غضب گفت: «روح» اصلاً پشت سرم را هم نگاه نکردم. متوجه نبودم که الان روز کاملاً بالا آمده است و من بین دو خط خودی و دشمن در حال دویدنم. این قدر بود که معمولاً دم صبح خط آرام بود خط دشمن که به دلیل طلوع آفتاب دید نداشت، خط خودی هم معمولاً اول صبح تعطیل بود. این بود که با کمی زیگزاگ رفتن خود را به شیار سنگرهای کمین خودی رساندم و نجات پیدا کردم!
#ادامه_دارد ..
#ڪانال_شهداےغریـب_شیـراﺯ:
ﺩﺭ ایتا :
https://eitaa.com/shohadaye_shiraz
#نشردهیـد یادشهدازنده شـود اجرشهادت ببرید
•┈┈••✾❀🍃♥️🍃❀✾••┈┈•*
6.14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توصیف حیرتانگیز حاج قاسم از شجاعت یک شهید
♨️ مالک اشتر در دنیای مدرن!!
_________________
🔰 برشی از سخنرانی #حجت_الاسلام_راجی به مناسبت دیدار رهبری با مردم سیستان و بلوچستان
🌱🌷🌱🌷
https://eitaa.com/shohadaye_shiraz
⭐️یادی از سردار شهید حاج موسی رضا زاده⭐️
🌹از سال ها قبل انقلاب عکس امام را در مغازه اش داشت و آشکار و پنهان با رژیم پهلوی مخالفت و مبارزه می کرد. چند روزی بودغیبش زده بود که خبر آوردند در راهپیمایی کازرون دستگیر شده است. هر چه نوار و اعلامیه در خانه پنهان کرده بود، زیر درخت خانه چال کردم. چند روزی گذشت که پیکی خبر آورد که برای ملاقاتش برویم. وقتی آوردنش لاغر و تکیده شده بود، سر و صورتش کبود و زخم بود. تا او را در این حالت دیدیم، شروع به گریه کردیم. گریه ما را که دید محکم گفت: به جای گریه دعا کنید زودتر این رژیم سرنگون بشه، همه راحت بشیم!
تا این را گفت، مأمور ها جلو خودمان شروع به زدنش کردند و او را بردند. بعد از 40 روز آمد. از او تعهد گرفته بودند دیگر کار سیاسی نکند. یک ساعتی از آمدنش نگذشته بود که سراغ نوار ها و اعلامیه ها را گرفت. آنها را از زیر خاک بیرون آورد و دوباره کارش را شروع کرد...
🌹🍃🌹🍃
#ڪانال_شهداےغریـب_شیـراﺯ:
ﺩﺭ ایتا :
https://eitaa.com/shohadaye_shiraz
#نشردهیـد یادشهدازنده شـود اجرشهادت ببرید
🔴سیدحسن نصرالله دبیر کل حزبالله: ما سران حزبالله فرزندانمان را برای آینده ذخیره نمیکنیم، وقتی به خط مقدم میروند به آنها افتخار میکنیم و وقتی به شهادت میرسند مایهی سربلندی ما هستند.
🔹۲۱ شهریور (۱۲سپتامبر) سالروز شهادت«هادی نصرالله» فرزند دبیرکل حزبالله لبنان است.
🔹او درحمله بالگردهای اسرائیلی درسال ۱۹۹۷ شهید شد وپیکرش ۹ ماه نزد دشمن باقی ماند.
🌹🍃🌹🍃
https://eitaa.com/golzarshohadashiraz
🏴 #مراسم میهمانی لاله های زهرایی
و عزاداری دهه آخر ماه صفر🏴
💢و گرامیداشت شهید علی کریمی
🔹با #حضور خانواده معزز شهید
💢با #سخنرانی: حجت الاسلام شیخ حمیدرضا حدائق
💢 #بامداحی: حاج سید عباس انجوی
#مکان : ◀️دارالرحمه_شیراز/قطعه شهدای گمنام
#زمان : ◀️ پنجشنبه ۲۳شهریور/ از ساعت ۱۶.۴۵
🔺🔺🔺🔺
#هییت_شهدای_گمنام_شیراز
🔺🔺🔺
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
لطفا مبلغ مجلس شهدا باشید