eitaa logo
شهدای غریب شیراز 🇮🇷
4.9هزار دنبال‌کننده
12.3هزار عکس
3.7هزار ویدیو
48 فایل
❇ﻛﺎﻧﺎﻝ ﺭﺳﻤﻲ هیئت ﺷﻬﺪاﻱ ﮔﻤﻨﺎﻡ ﺷﻴﺮاز❇ #ﻣﺮاﺳﻢ_ﻫﻔﺘﮕﻲ_ﻣﻴﻬﻤﺎﻧﻲﻻﻟﻪ_ﻫﺎﻱ_ﺯﻫﺮاﻳﻲ ﻫﺮ ﻋﺼﺮﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ/ﻗﻂﻌﻪ ﺷﻬﺪاﻱ ﮔﻤﻨﺎﻡ ﺷﻴﺮاﺯ ⬇ _ڪپے؟! +حلالت‌‌همسنگر،اگرباحــفظ‌ آیدی و لوگو باشه بهتر تبادل و تبلیغات نداریم ⛔ ارتباط با ادمین: @Kh_sh_sh . . #ترک_کانال
مشاهده در ایتا
دانلود
ایها العزیز ... آنانڪہ قلب‌شـان زِ تو رخصت گرفته بود ؛ سربندشان به نام تو زینت گرفته بود اﻟﺘﻤﺎﺱ ﺩﻋﺎﻱ ﻓﺮﺝ 🌹 http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
6.99M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ﺩﺭﺩﻝ ﻫﻤﺴﺮ ﺷﻬﻴﺪ 🌷🌷🌷 ﺣﺘﻤﻤﻤﻤﺎ ﮔﻮﺵ ﻛﻨﻴﺪ 😞😞
امروز 😍 روز از همه خواهران عزیزم و از همه زنان امت رسول‌الله، میخواهم روز به روز حجاب خود را تقویت کنید. برای شادی روح شهدا http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
ﮔﺰاﺭﺵ ﺗﺼﻮﻳﺮﻱ اﺯ ﻣﺠﻠﺲ ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ 20 ﺗﻴﺮﻣﺎﻩ #ﮔﻠﺰاﺭﺷﻬﺪاﻱ_ﺷﻴﺮاﺯ
ﺣﻀﻮﺭ ﺧﺎﺩﻣﻴﻦ ﺣﺮﻡ اﺣﻤﺪﻱ و ﻣﺤﻤﺪﻱ و ﭘﺭﭼﻢ ﻣﺘﺒﺮﻙ ﺣﺮﻡ ﺩﺭ ﻣﺮاﺳﻢ
ﺣﻀﻮﺭ ﺑﺮ,ﻣﺰاﺭ ﻣﻂﻬﺮ ﺷﻬﻴﺪ ﻧﻆﻴﺮﻱ و ﻣﺮاﺩﻱ و ﻗﺮاﻋﺖ ﻓﺎﺗﺤﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ اﺯ ﺧﺎﻧﻮاﺩﻩ ﺷﻬﺪا
ساعتی قبل از شهادت شهیدان سید جمال میری، ابراهیم دهقانی، مهدی نظیری و مصطفی اسداللهی
شهدای غریب شیراز 🇮🇷
ساعتی قبل از شهادت شهیدان سید جمال میری، ابراهیم دهقانی، مهدی نظیری و مصطفی اسداللهی
اﺯ,ﺷﻬﺪاﻱ ﺗﺸﻨﻪ ﻟﺐ😔😔 🌷قبل از عملیات قدس 3، چون اکثر نیروها مرخصی بودند،خواستم با بسیجی هایی که بی سیم چی و اکثرا طلبه بودند برای آمدن به عملیات هماهنگ شود. از جمله مهدی نظیری، مصطفی اسداللهی زوج، ابراهیم دهقان، سید جمال میری. وقتی این بچه ها آمدند نگاهی به جثه و سن آنها کردم، همه بین 16 تا 18 سال، دلم نیامد آنها را به عملیات بفرستم. آن هم یک عملیات ایذایی و غیر کلاسیک که فقط رفت و برگشت بود و امکانات و پشتیبانی های عملیات های بزرگ را نداشت. هر کدام از آنها را به یکی از واحد های پشتیبانی مثل لجستیک و توپخانه و ... که دورتر از خط درگیری بودند فرستادم تا حداقل بنیه جسمانی نیاز نباشد و مستقیم با دشمن درگیر نشوند. قبل از عملیات بود. توی سنگر بودم که مصطفی و مهدی و ابراهیم جلو من آمدند. هر سه نفر مثل ابر بهاری اشک می ریختند. مصطفی با هق هق گریه گفت: حاجی ما را خبر کردید که از مسجد بیایم اینجا بریم تو لجستیک بایستیم. ما برای این نیامدیم. شروع به قسم دان من کردند. ابراهیم که پسر عمه من بود و دلم نمی خواست او را جلو بفرستم. مصطفی را هم از قبل از انقلاب می شناختم. پدر و مادرش فوت شده بود و برادرش محسن هم در فتح المبین شهید شده بود. کسی را نداشت، واقعاً دوست نداشتم برای آنها اتفاقی بیافتد. اما اشک های آنها منقلبم کرد. اصلاً نتوانستم خودم را کنترل کنم. گفتم: باشه، برید. صبح روز بعد همه برگشتند جز بی سیم چی های من... همه به عقب برگشتند. من توی سنگر تاکتیکی نشستم و نیم ساعت تمام برای بچه هایم اشک ریختم به خصوص برای مصطفی... مهدی که بدون هیچ زخمی فقط از تشنگی شهید شده بود. چند استخوان از مصطفی و ابراهیم را هم ده دوازده سال بعد آوردند... از مجموعه برشی از کتاب 🌸🌷🌸 هدیه به شهیدان قدس 3 🌹🌷☘🌷🌹 ﺑﺎ ﻧﺸﺮ ﻣﻂﺎﻟﺐ ﺩﺭ ﺗﺮﻭﻳﺞ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺷﻬﺪا ﺳﻬﻴﻢ ﺑﺎﺷﻴﺪ ..,........... : ﺩﺭ اﻳﺘﺎ : http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75 ﺩﺭ ﺳﺮﻭﺵ: https://sapp.ir/shohadaye_shiraz
جاذبـہ . . . هـمان چشـمهـای توست نگــــاهـم كن كہ بی تــو در زمين و آســـمان معلّق خـــواهــــم ماند . . . #شهـید_ﻭﻟﻲ_ﻧﻮﺭﻱ #اﻳﺎﻡ_ﺷﻬﺎﺩﺕ 🌹🍀🌹🍀🌹🍀 #ﻛﺎﻧﺎﻝ_ﺷﻬﺪاﻱ_ﺷﻴﺮاﺯ: @shohadaye_shiraz
䘆✆㐆䘆✆㌆1_8376829.mp3
زمان: حجم: 4.44M
برای امام رضا (ع) « برو کفتران خود خوش باش » ﺑﻪ اﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ ع