🌸از بس به نام مادر تو ماه و سال ماست
🌟آغشته با دعای تو رزق حلال ماست
🌸شد مادرت عروس علی، خوش بحال ماست
🌟ایرانی است مادر تو، این مدال ماست
#میلاد_امام_سجاد(ع)🌿🌺
#مبارڪـباد🌿🌺
#هییت_شهدای_گمنام_شیراز
🎊🎊🎊🎊🎊
2.05M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 قصهی رزمندگانِ جانباز
🍁#حسین_یکتا
#روزجانباز
🌱🌷🌱🌷
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
#مناجات_شهدایی.....🤲
🔰خدایا امیدم را قطع نکن و دلم را به گناه مایل نکن. پس من به ریزش بخششت چشم اندوخته ام. اگر در جستجوی تقوا، کوتاهی کردم اینک من در پی بخشایش حرکت میکنم و آن را دنبال میکنم.
خدایا گناهان من از کوه بلندتر است و گذشت تو از گناهم بزرگتر و بالاتر است. خدایا یاد بخشایش تو آتش درونم را فرو می نشاند و یاد خطاها چشمم را اشک آلود می سازد.
خدایا از لغزشم درگذر و گناهانم را بزدای که من به گناه خویش اقرار می کنم و بیمناکم.
#شهید محمدعلی برزگر
#شهدای_فارس
🍃🌷🍃🌷
#ڪانال_شهداےغریـب_شیـراﺯ:
ﺩﺭ ایتا :
http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
#نشردهیـد یادشهدازنده شـود اجرشهادت ببرید
💚
✨من کمتر از آنم که به پای تو بیفتم
عالم شده سجاده، افتاده به پایت...!
💚💚💚
میلاد_امام_سجاد_مبارک🌸
#صبح_و_عاقبتمون_شهدایی
🌷🌿🌷🌿🌷🌿🌷🌿🌷
@golzarshohadashiraz
🌷یادم می آید استاد اخلاق «آیت الله مشکینی» در جایی می فرمود: «احتکار هر جا عمل حرامی است مگر در عمل صالح.»
واقعاً آقای مقدسی مصداق این سخن بودند. یعنی تا می توانست عمل صالح برای خودش جمع می کرد. ایشان از کوچکترین عمل صالح هم نمی گذشت، حتی پهن کردن سفره برای زیر دستانش. در مقر لشکر هنوز سرویس های بهداشتی، آب لوله کشی نداشت. هر کس می خواست از آنجا استفاده کند باید آفتابه را از منبع آب که از سرویس ها دور بود پر می کرد. مدتی دقیق آقای مقدسی شدم. کار هر روزش بود. وقتی از آنجا می گذشت، آفتابه ها را یکی یکی از آب منبع پر می کرد و جلو دست شویی ها می گذاشت. بعد هم بی آنکه جلب توجه کند از آنجا دور می شد. واقعاً با چنین کارهای کوچکی نفس خود را می ساخت.
💐🌾💐
#شهید بهاءالدین مقدسی
#شهدای فارس
🌺🌹🌺🌹
ﺑﺎ ﻧﺸﺮ ﻣﻂﺎﻟﺐ ﺩﺭ ﺗﺮﻭﻳﺞ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺷﻬﺪا ﺳﻬﻴﻢ ﺑﺎﺷﻴﺪ
***
#ﻛﺎﻧﺎﻝ_ﺷﻬﺪاﻱ_ﻏﺮﻳﺐ_ﺷﻴﺮاﺯ:
ﺩﺭ اﻳﺘﺎ :
http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
💠 شهید حاج ابراهیم همت :
می خواهید خدا عاشق شما شود:
قلم می زنید برای خدا باشد،
گام بر می دارید برای خدا باشد،
سخن می گویید برای خدا باشد،
همه چی و همه چی برای خدا باشد ...
#شهید_محمد_ابراهیم_همت
🍃🍃🍃🍃
📍 ۱۷ اسفند سالروز شهادت
حاج ابراهیم همت گرامی باد
🍃🍃🍃🍃🍃
http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
🌹🌹🌹🌹🌹:
*داستان دنباله دار هر روز یک قسمت*
* #براساس_زندگینامه_شهید_حجت الله آذرپیکان*
* #نویسنده_منوچهر_ذوقی*
* #قسمت_بیستم*.
نزدیک به دو روز از حرکت آنها می گذشت،ساعت ها پنهان شدن در پشت بوته ها و تخته سنگ ها زیر آفتاب سوزان، پیش روی از مناطق صعب العبور،در دل تاریک شب و زیر سیطره دشمن که با تمام تجهیزات در کمین نشسته بود وگذران لحظههایی که آبستن حوادثی هولناک بودند نیروها را خسته و فرسوده کرده بود.
دومین شب از نیمه گذشته بود که از یک قدمی خاکریز توپخانه دشمن گذشته و یک کیلومتر جلوتر تپه زرد را که در مقابل شان قد علم کرده بود ،دیدند. این یعنی پایان راهی طولانی و پر مخاطره و آغاز عملیات نهایی.
حجت که در تمام راه هم و غمش را صرف هماهنگ کردن نیروها کرده بود لحظهای ساکت ایستاد.گوش تیز کرد و اطرافش را که در تاریکی فرو رفته بود با دقت از نظر گذراند. سپس با احتیاط پیش رفت و نفس به نفس حاج مرتضی ایستاد.
_انگار از آمدن ما بوبرده اند. سر و صداهایی میاد.
همهمه نیروهای عراقی آرام آرام بالا گرفت.کماندوهای مستقر در تپه زرد به حال آمادهباش در آمدند و نخستین مانور ها آسمان بالای سرشان را روشن کرد.دردشت پایین تپه انگار یکباره خورشید طلوع کرد و به دنبالش غرش تیربار ها فضا را لرزاند.
حاج مرتضی نگاه نافذ اش را به اطراف چرخاند.
_به محض خاموش شدن منورها حمله میکنیم گروه اول از سمت چپ و گروهان دوم از سمت راست.
سپس آهسته زیر گوش حجت گفت: «شما پیشاپیش گروهان ۱ برید و مواظب بچه ها باشید »
با فریاد تکبیر و درست زمانی که آخرین پرتوهای منورها خاموش شد ، نیروها به سوی دو تپه یورش بردند.
آرامش نسبی که پس از یک نبرد طولانی و تن به تن بر تپه زرد حاکم شد، فرصت مناسبی بود تا افراد که اینک در سنگرهای فتح شده جا گرفته بودند خود را آماده دفاع کنند.
حجت شانه به شانه حاج مرتضی به دیوار سنگر تکیه داد و همانطور که به دور دست و تپهها که در دست عراقی ها بود نگاهش می افتاد گفت: «این طور که معلومه ما محاصره شدیم»
_درسته دشمن به فاصله ۱۵ کیلومتر اطراف ما حلقه زده.
_خوب تکلیف چیه؟
_قرار بود بعد از فتح تپه زرد نیروهای کمکی از خط بگذارند و برای شکستن محاصره به ما کمک کنند ولی خبر دادند که موفق به این کار نشدند.
_و حالا..؟!
_و حالا ما تنها موندیم فقط باید به خدا توکل کنیم و دنبال راه چاره ای باشیم.
حجت دقایقی در سکوت کامل تپه را از نظر گذراند.یک بار دیگر تمام آنچه را در آن سال ها آموخته بود برای یافتن چارهای در خاطرش مرور کرد.دست آخر از جا بلند شد و تفنگ دوربین دار اش را در پنجه ها فشرد.
_بیشتر از این نباید وقت را تلف کنیم. من نقشه هایی دارم که شاید بتونیم این محاصره را بشکنیم.
👈ادامه دارد ....
https://chat.whatsapp.com/CzPsk4NOD9M9jH4vFR23gP
•┈┈••✾❀🍃♥️🍃❀✾••┈┈•*
3.34M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#حاج_قاسم از حاج همت میگویید
🎥روایتگری شهید سلیمانی در وصفِ شهید همت...
#هفدهم_اسفند_1362
#سالگرد_شهادت
#شهیدهمت
🍃🌷🍃🌷
http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
💫یادی از سردار شهید حسن صفر زاده 💫
🌷بچه ها گرسنه بودند و تدارکات نرسیده بود. حسن گفت من از تدارکات عراقی ها غذا می آورم. به سمت پل فلزی خرمشهر حرکت کرد. گفتم: حسن، می خوام بیام ببینم تو چه جوری از وسط عراقی ها غذا میاری! گفت: بی خیال، خطر داره!
اصرار کردم. راضی شد. غرور داشتم. با خودم فکر می کردم وقتی حسن می تونه بره تو دشمن حتماً من هم می تونم. به محض رسیدن ما به پل، رگبار عراقی ها روی پل شروع شد. تا به خودم بیایم، حسن جهشی کرد و به سرعت از روی پل به آن سمت دوید. صدای دنگ دنگ خوردن گلوله های به بدنه فلزی پُل ترسم را دو چندان می کرد. هر چه کردم، نتوانستم خودم را راضی کنم که در بین آن آتش تیرباری که روی پل می بارید به آن سمت بروم. همان جا سینه خیز خوابیدم نیم ساعتی گذشت تا سر و کله حسن پیدا شد. با دو از روی پل عبور کرد و به سمت من آمد. تا به من رسید: گفت: پاشو بریم پیش بچه ها!
بلند شدم. حالا آرام راه می رفت. توی دستش یک پلاستیک پر از نان و کتلت بود.
آرام گفتم: حسن، جان مادرت به بچه ها نگی من جا موندم! خندید و گفت: خیالت راحت
🌿🌷🌿🌷🌿
#ڪانال_شهداےغریـب_شیـراﺯ:
ﺩﺭ سروش:
https://sapp.ir/shohadaye_shiraz
#نشردهیـد یادشهدازنده شـود اجرشهادت ببرید
✍شهید قاسم سلیمانی:
اگر تعلقات خود را زیر پا گذاشتیم، میتوانیم مانند شهدا به این مملکت خدمت کنیم و اگر با تعلقات شخصی و فردی بخواهیم خدمت کنیم ، این خدمت به جایی نخواهد رسید.
#سردار_دلها
🌱🌷🌱🌷
http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
🌹شهید محمد ابراهیم همت
🔷یاد خدا را فراموش نکنید.
مرتب بسم الله بگویید.
با یاد و ذکر خدا و عمل برای
رضای خدا خیلی
از مسائل حل می شود
🍃🌷🌱🌷
http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
🚨 *مراسم میهمانی لاله های زهرایی*
🎙با روایت گری *سردار محمد علی شیخی*
و #بامداحی برادر *کربلایی حسن پورحسن* 💢
#مکان : *◀️دارالرحمه_شیراز/قطعه شهدای گمنام*
#زمان : ◀️ *پنجشنبه ۱۹ اسفند ماه۱۴۰۰/ از ساعت ۱۶*
⬇️⬇️⬇️⬇️
🚨👈 *مراسم طبق دستورالعمل ستاد استانی کرونادر #فضای_باز و با رعایت فاصله گذاری اجتماعی و پروتکل های بهداشتی برگزار میشود*
🔺🔺🔺🔺🔺
#هییت_شهدای_گمنام_شیراز
🔹🔹🔹🔹
پخش زنده با اینترنت رایگان از لینک:
http://heyatonline.ir/heyat/120
🔺🔺🔺🔺🔺
لطفا *مبلغ مجلس شهدا باشید*