eitaa logo
شهدای غریب شیراز
3.4هزار دنبال‌کننده
11.2هزار عکس
3.1هزار ویدیو
43 فایل
❇ﻛﺎﻧﺎﻝ ﺭﺳﻤﻲ هیئت ﺷﻬﺪاﻱ ﮔﻤﻨﺎﻡ ﺷﻴﺮاز❇ #ﻣﺮاﺳﻢ_ﻫﻔﺘﮕﻲ_ﻣﻴﻬﻤﺎﻧﻲﻻﻟﻪ_ﻫﺎﻱ_ﺯﻫﺮاﻳﻲ ﻫﺮ ﻋﺼﺮﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ/ﻗﻂﻌﻪ ﺷﻬﺪاﻱ ﮔﻤﻨﺎﻡ ﺷﻴﺮاﺯ ⬇ انتشارمطالب جهت ترویج فرهنگ شهدا #بلامانع است.... به احترام اعضا،تبادل و تبلیغات نداریم ⛔ ارتباط با ادمین: @Kh_sh_sh . . #ترک_کانال
مشاهده در ایتا
دانلود
من از هشت سالگی مداحی را از روضه‌های خانگی مادرم آغاز کردم و به تشویق او مداح شدم. مادرم می‌گفت: اگر تمام بچه‌های هیئت تو را تنها گذاشتند و تو تنها ماندی، نگران نباش، حق نداری هیئت امام حسین (ع) را تعطیل کنی. هیچ کس پای منبر و روضه‌خوانی‌ات نیاید، خود من می‌آیم و منبرت را گرم می‌کنم. مادرم به شدت اهل بکاء بود. وقتی پای منبر من می‌نشست، از صدای گریه‌های او متوجه می‌شدم که حال و هوایش چگونه است! می‌گفت: حق روضه باید ادا شود.  یک مرتبه در مورد شهادت زائران در مسیر پیاده‌روی اربعین با مادرم صحبت می‌کردم. او گفت: کاش من هم در مسیر اهل بیت (ع) و در مسیر شهدا به این عاقبت‌بخیری برسم. دعایش شهادت بود و قلباً آرزوی شهادت داشت.  هم محلی‌های‌مان بعد‌ها برایم تعریف کردند که ما به شوخی به مادرت گفتیم، سیده‌صغری نرو کربلا! بمبگذاری می‌شود و شهید می‌شوی که در پاسخ‌مان گفت: اول اینکه شهادت لیاقت می‌خواهد که من ندارم، دوم اینکه من خودم به دنبال شهادتم.  سیده صغری حسینی‌فرد حادثه تروریستی کرمان 🌱🌷🍃 https://eitaa.com/shohadaye_shiraz نشردهید ⬆️⬆️
🌷 دکتر چمران وقتی به کسی مسئولیت می‌داد، همه‌ی کارها را به عهده‌ی او می‌گذاشت. بهش خط نمی‌داد که این را بکن، آن کار را نکن. فقط نظارت و راهنمایی می‌کرد. ابتکار عمل و رزم و رزق و روزی، به عهده‌ی خودم بود. آنجا، خودم را پیدا کردم. سعی کردم فکرم را به کار بزنم و خودم را نشان بدهم . نیرو هم می‌دانست که من عددی هستم و حرفم را می‌خرید. دکتر همیشه می‌گفت: تبعیت، یک بحث است؛ استقلال ذهنی، یک حرف دیگر. 🌹🍃🌹🍃 https://eitaa.com/shohadaye_shiraz
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
16.43M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خاطره فرزند شهید موسوی که اشک مجری را درآورد😭 ‎‎‌‌‎‎🌹🍃🌹🍃 https://eitaa.com/shohadaye_shiraz
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
به نگاه تـو و چشمانِ سیاهت سوگند صبــح 🌤ها قبل همه یادِ تــو من می افتم .. پنج سال از نبودنت گذشت ... سـردار جان‌ها 💔 🕊 🌷🍃🌷🍃🌷🍃🌷 https://eitaa.com/shohadaye_shiraz
💠پسرم علی اصغر بسیار فرد قانع و کم خرجی بود، او هیچ گاه پولش را بیهوده خرج نمی کرد و از پول روزانه ای که پدرش به او می داد همیشه مقدار زیادی را کنار می گذاشت تا اگر دیگران احتیاج مالي داشتند از آن بردارند، هیچ گاه پیش نیامد که از کم شدن آنها ناراحت شود. پسرم با وجود این که لباس های زیادی نداشت اما همیشه لباس هایش تمیز و اتو کشیده بود. او معتقد بود که انسان هر چیزی دارد باید با دیگران تقسیم کند، زمانی که به هنرستان می رفت درسش خیلی خوب بود او هرروز چند نفر از همکلاسی ها یا بچه هایی که کلاس های پایین تر از او بودند را با خود به خانه می آورد و به آنها در درس هایی که ضعیف بودند کمک می کرد، من همیشه از این کار او ابراز نگرانی می کردم چون می ترسیدم که خودش از درسش عقب بماند ولی او می گفت: مادرجان! نگران نباش خداوند در عوض، در درس هایم به من کمک خواهد کرد. علی اصغر پیش جنگ 🌱🌷🍃🌷🌱 https://eitaa.com/shohadaye_shiraz
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥فیلمی کمتر دیده شده از آخرین غبارروبی حرم امام هادی(علیه‌السلام) توسط شهید حاج قاسم سلیمانی در سامرا بمناسبت (ع) 🌷 را یاد کنیم با ذکر ع 🌱🌷🍃🌱🌷🍃 https://eitaa.com/shohadaye_shiraz عضو شوید⬆️⬆️
🔹 ولی انشایی نلرزید... 💠منطقه شیاکوه ارتفاعاتی در منطقه مرزی ایران و عراق است که تسلط بر آن برای دو طرف درگیر در جنگ حائز اهمیت بود و شهید عبدالحمید انشایی هم دیده‌بان آن... شهید گرای دشمن را به توپخانه ارسال می‌کرد و با بی‌سیم موقعیت دشمن را اطلاع می‌داد و توپخانه نیز انجام وظیفه می‌کرد.. ولی دشمن حساسیت این منطقه را میداند و کوتاه نمی آید.. حلقه محاصره دشمن تنگ‌تر می‌شد، گرای ستون‌های دشمن در حال ارسال بود، دستور رسید که عبدالحمید به عقب بازگردد، اما او ماند. او زخمی شده بود، اما هنوز جان داشت؛ او بر روی شیاکوه ایستاد؛ گرای دشمن همچنان ارسال می‌شد، همرزم او می‌گوید: «فهمیدم که گرایی که می‌دهد همان جایی است که خودش ایستاده. پرسیدم، این محل دیدبانی خودت است، پاسخ داد دیگر نیست دشمن به آن رسیده، بزنید.» در لحظات آخر ناگهان بی‌سیم به صدا در می‌آمد، صدای عبدالحمید بود، بیسیم‌چی صدا زد حمید جان به گوشم. صدای غرش توپ و سوت خمپاره‌ها با صدای عبدالحمید در آمیخته بود: «از قول من به امام و مادرم بگویید شیاکوه لرزید، ولی انشایی نلرزید.» عبدالحمید انشایی 🌱🌷🍃 https://eitaa.com/shohadaye_shiraz نشردهید⬆️⬆️