#چله_شهدا
🗓 روز بیست و نهم
🍂شهید مدافع حرم
🌷شهید محمودرضا بیضایی
📝خلاصه ای از زندگینامه؛
🔸محمودرضا بیضایی متولد ۱۸ آذر ۱۳۶۰ بود؛ در خانوادهای با ریشههای مذهبی و دارای خاستگاه روحانیت در تبریز. وقتی دانشآموز دبیرستان بود به عضویت پایگاه مقاومت شهید بابایی، مسجد چهارده معصوم شهرک پرواز تبریز درآمد. حضور مداوم و مستمر در جمع بسیجیان پایگاه، نخستین بارقههای عشق به فرهنگ مقاومت و ایثار و شهادت را در او شعلهور کرد.
🔹 سرانجام در بیست و نهم دی ماه ۹۲ همزمان با سالروز میلاد پیامبر(ص) در اثر اصابت ترکش در سوریه به شهادت رسید.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🥀 هدیه به روح پاک و مطهرش
۱۰۰ صلوات
✅ به نیت تعجیل در ظهور و رفع همه حاجات🤲🏻
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
@shohda_shadat
·· | بٰا شُــهَدٰا ٰتا شـَهٰادت ْ| ··❤
#چله_شهدا 🗓 روز بیست و نهم 🍂شهید مدافع حرم 🌷شهید محمودرضا بیضایی 📝خلاصه ای از زندگینامه؛ 🔸محمود
خاطره شهید بیضایی از حاجقاسم/ کسانی شهید میشوند که پرکارند
در حضور حاج قاسم برای عدهای حرف میزدم گفتم من اینطور فهمیدم که خداوند شهادت را به کسانی میدهد که پرکارند و شهدای ما در جنگ اینطور بودند. حاجقاسم حرفم را تأیید کرد و گفت بله همین طور بود.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، شهید محمودرضا بیضائی، از مربیان زبده نظامی در سوریه بود که گروههای مقاومت را در سوریه آموزش میداد. او هنگام شهادت 32 سال سن داشت. ساکن اسلامشهر تهران بود و از او یک دختر به نام کوثر به یادگار مانده است.
احمدرضا بیضائی سه سال از برادر شهیدش بزرگتر است. او در مقطع دکترای حرفهای رشته دامپزشکی تحصیل کرده و در حال حاضر عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی است. شهید مدافع حرم محمودرضا بیضایی به روایت برادرش احمدرضا بیضایی در کتاب تو شهید نمیشوی تهیه شده در واحد تاریخ شفاهی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی از برخی خاطرات یاد کرده است. پیشتر بسیاری از خاطرات نقل شده در این کتاب در گفتوگوی این برادر شهید با تسنیم نقل و منتشر شده بود. در یکی از خاطرات عنوان شده در کتاب، احمدرضا بیضایی به علاقه زیاد شهید بیضایی به سردار شهید قاسم سلیمانی اشاره میکند. متن این خاطره در ادامه میآید:
اسفند سال 1388 بود. مثل هر سال در تالار وزارت کشور برای سالگرد شهیدان مهدی و حمید باکری مراسمی برگزار شده بود. تهران بودم آن روزها. محمودرضا زنگ زد و گفت: "میآیی مراسم؟" گفتم: "میآیم. چطور؟" گفت: "حتما بیا. سخنران مراسم حاج قاسم است." مقابل تالار با هم قرار گذاشته بودیم. محمودرضا زودتر از من رسیده بود. من با چند نفر از دوستان رفته بودم. پیدایش کردم و با هم رفتیم نشستیم طبقه بالا. همه صندلی ها پر بود و جا برای نشستن نبود. به زحمت روی لبه یکی از سکوها جایی پیدا کردیم و همان جا نشستیم روی سکو.
روایت شهید بیضایی از حمایت ترکیه از تکفیریها در سوریه
در طول مراسم با محمودرضا مشغول صحبت بودیم ولی حاج قاسم که آمد محمودرضا دیگر صحبت نکرد. من گوشی موبایلم را درآوردم و همانجا شروع کردم به ضبط کردن سخنرانی حاج قاسم. محمودرضا تا آخر سخنرانی سکوت بود و گوش میداد. وقتی حاجقاسم داشت حرف هایش را جمعبندی میکرد، محمودرضا یک مرتبه برگشت گفت: "حاج قاسم فرصت سر خاراندن هم ندارد. این کت و شلواری که تنش هست را میبینی؟ باور کن به زور قبول کرده که برای مراسم بپوشد. و الا همین قدر هم وقتی برای تلف کردن ندارد."
موقع پایین آمدن از پلهها به محمودرضا گفتم: "نمیشود برویم حاج قاسم را از نزدیک ببینیم؟" گفت: "من خجالت میکشم توی صورتش نگاه کنم، بس که چهرهاش خسته است." پایین که آمدیم، موقع خداحافظی با دیالوگ مشهور سلحشور در فیلم آژانس شیشهای به او گفتم: "این شما و این هم مربی تون!" دلخور شدم که قبول نکرد برویم حاج قاسم را از نزدیک ببینیم. محمودرضا خودش هم همینطور بود. همیشه خسته؛ پرکار بود و به پرکاری اعتقاد داشت. میگفت: "من یک بار در حضور حاج قاسم برای عدهای حرف میزدم گفتم من اینطور فهمیدم که خداوند شهادت را به کسانی میدهد که پرکارند و شهدای ما در جنگ اینطور بودند. حاجقاسم حرفم را تأیید کرد و گفت بله همین طور بود."
@shohda_shadat
#کارگاه_انصاف ۳
▪️پذیرفتن هر رابطه، و ورود به آن،
رعایتِ تمام قوانین و مسئولیتهای مربوط به آن رابطه را بر انسان واجب میکند!
✓ انصاف یعنی ؛
رعایت تمام قوانین و مسئولیتهای ما در ارتباطاتمان، بدون درنظر گرفتن تمایلات درونی، و خواهشهای نفسانی!
مثال ؛
ما نمیتوانیم مهرورزی در برابر همسرمان را محدود کنیم، چون دوستش نداریم⛔️.
#استاد_شجاعی 🎤
@shohda_shadat
روضه مصائب حضرت زینب سلام الله علیها ✨ در این ایام
محمدحسین پویانفر
@shohda_shadat