⁉️حسینی هستیم یا یزیدی؟
🔰گفت:
سرت رو بنداز پایین زندگیتو بکن، به هیچ چیز فکر نکن، ما بیطرفیم، کار به کسی نداریم...
✅گفتم:
زیارت عاشورا را خوانده ای؟
🔴دو دسته جمله دارد: یا سلام یا لعن!
♻️جامعه هم دو دسته دارد...
مورد سلام اهل بیت علیه السلام و مورد لعنشان...
💥عاقبت هم دو دسته میشوند، بهشت و جهنم، حد وسط ندارد.
🌀گفت:
حتی بی طرف ها؟؟؟؟!
✅گفتم:
در زیارت عاشورا جوابت هست...
"و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله"
🌹امام صادق علیه السلام آن بی طرف ها را هم لعن کرده...
💠هر که در لشکر حسین علیه السلام نباشد،
خواه در محفل شراب باشد یا نماز...
یزیدی است...
🌀گفت:
زمانه عوض شده، فرق کرده...
✅گفتم:
باز زیارت عاشورا جوابت را داده،
(و اخر تابع له علی ذلک)
تا اخرالزمان هر کسی مثل این ها باشد لعن شده..
قرار نیست که فامیلیش یزیدی باشد!!
🌀گفت:
با این حساب کل یوم عاشورا یعنی چه؟
✅گفتم:
یعنی حسین زمان و شمر امروزت را بشناس...
عاشورا تمام تاریخ را دو دسته کرده است،
یا حسینی یا یزیدی!
🌀گفت:
حسین زمان که در غیبت است؟
✅گفتم:
اگر میخواهیم کوفی نباشیم باید بدانیم تا حسین نیامده، "مسلم "ولی امر است.
🔴ببین چقدر گوش به فرمان ولی فقیه هستی...
⚡️اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا...
@shohda_shadat
#دلنوشته ✍🏻
این روزها ...
#شـــــღـــــادت نامه ی خیلــی ها امضـــا می شه ...😍
منتظـــر #می_موننــــد تا وقتشون فــرا برسد ...
این روزها ...
برخی در میـــــان اشــ😭ــک هاشـــون براي #شـــــღـــــدا، با #شـــــــღـــــدا معــــامله میکنند ..
چی می دنـــد و چی #می_گیـــرند...
🌷شہــــــدا🌷
بعـــد شما تحبس #الدعـــــاء شـدم انگـــار😔 !
ڪ #لکنت می گیـرم به وقت ِدعــــای دلتنگی ؛
سر به زیـــ😔ـر میندازم و #منتظرم تا ندائی بیاد از #آسمـــون :
اِرفَع رَأسَک
پای #عشــــــق سر دادن راه معشــــــوق است
محرم است روزی خوب از آقا سید الشهدا بگیریم🌹
🌺 #اللهــم_الرزقنــــا_شـــــღـــــــادت 🌺
#پایان_ماموریت_بسیجی_شهادت_است🌷
#شہادت_روزیتون_ان شاالله
التماس دعا
@shohda_shadat
5_6115919118949417310.mp3
9.43M
فدای دردات تموم دردام
من از خدا جز دیدنت چیزی نمیخام
برگرد عزیزم که خیلی تنهام
یواشکی میگم به تو کبود پاهام
🎤 سید مجید بنی فاطمه
ویژه حضرت رقیه سلام الله علیها
@shohda_shadat
5_6114195716077257511.mp3
6.12M
دیدن دستای بسته اومدی
پیش کاروان خسته اومدی
حالا که دیگه نمیتونم پاشم
حالا که پاهام شکسته اومدی
🎤 محمود کریمی
ویژه حضرت رقیه سلام علیها
@shohda_shadat
5_6111795276035391588.mp3
9.03M
دلم از خرابه دیگه خون امشب
مزاحم شدم من
برا عمه زینب
میسوزم تو این غم
صورت من کبوده و زرد
حرف دلم گلایه و درد
🎤 مطیعی
ویژه حضرت رقیه س
@shohda_shadat
#داستان
#فرمانده_من
#قسمت_هفتاد_وچهار
-معلوم نیست تا کی ماموریت باشم.هر موقع دلت تنگ شد ب انگشترت نگاه کن و سوره ی اخلاصو بخون.....💍
با بغضی ک تو صدام بود گفتم +دلم برات تنگ میشه...سخته دل کندن از تو و امام رضا بخدا سخته😞
-میدونم خانمم من همونطور که متعهد به عشقمم به شغلمم تعهد دارم ...فقط تو کل کن به اونی ک میتونه ارومت کنه تسکینه دله ازردت بشه همیشه پیشته هیچ موقع هم نمیره ماموریت.
حرفش که تموم شد رفت طرف چمدونش و لباس کرمی رنگشو برداشت و پوشید...رفتم سمتش و دکمه هاشو براش بستم...جلوی ایینه ایستادو موهاشو شونه کرد حواسم نبود دوساعته دارم کاراشو نیگا می کنم.
از تو ایینه نگام کرد و با لبخند دلنشینش گفت
-نمی خوای حاضرشی؟؟
سرمو تکون دادمو گفتم
- چرا چرا
لباسامو پوشیدم و چادرمو سرم کردم جلوی اینه چادرمو رو سرم مرتب کردم و اتاقو وارسی کردم و وقتی مطمئن شدم چیزی جا نمونده اومدم بیرون و کنار حسام جلوی در ایستادم.و چمدونارو برداشتیم و امدیم بیرون.
نزدیک ورودیه حرم🕌
چمدونا رو گذاشتیم امانتداری و بعدش وارد حرم شدیم.همه چی باعث میشد بغض کنم😓
اروم گلومومالش دادم تا بغضم برطرف بشه.از حسام که جداشدم یک راست رفتم سمت زیر زمین.🚶🏻
باز من بودمو امام رضا و حرفا و دردو دلام.باز من بودم و گریه و دعا.و باز من بودم.حس قشنگی که هیچ جای دیگه ای نمی تونستم پیداش کنم.قرار بود یک ساعت بعد صحن انقلاب باشم.زیارتنامه📖 مخصوص و خوندم و چند رکعتی هم نماز زیارت.برای بار اخر پیشونیمو به دیوار چسبوندم چشمامو بستم و نفس عمیقی کشیدم.عمیق اون دیوارو بوسیدم و ازش جدا شدم.اشکامو پاک کردم تا حسام نبینتشون.از پله ها بالا رفتم.یکم جلوتر رو به روی ضریح قرار گرفتم.خیلی شلوغ بود اصلا نمی شد جلو رفت😥. با همون حال منقلب دست روسینم گذاشتم و سلام دادم.✋🏻
خداحافظی نباید میکردم..
#ادامه_دارد...
@shohda_shadat
#داستان
#فرمانده_من
#قسمت_هفتاد_وپنج
تازود برگردم بالاخره عزممو جزم کردم و اومدم بیرون تو صحن انقلاب بودم پشت به ایوان طلا و رو به سقاخونه با صدای زنگ گوشیم نگاهمو از وارسی کردن صحن گرفتم و گوشیمو📱
از تو کیفم دراوردم
یه نگاه به شماره انداختم مامانم بود احتمالا فهمیده بود می خوایم برگردیم اخه رو هم دوروزم نمی شد که اومده بودیم مشهد دکمه ی سبزو فشردمو گوشیو گذاشتم رو گوشم صدای مهربون مامان پیچید تو گوشم😊
مامان: سلام دخترم زیارتت قبول مارو هم دعا کردی؟؟؟🤔
_ سلام مامان قشنگم خوبید؟ بابا خوبه؟ ممنون ان شالله قسمته شما هم بشه اره کلی دعاتون کردم نائب الزیارتون بودم.
_خب خدارو شکر...اره باباتم خوبه..سلام میرسونه...راستی فاطمه جان از مامان حسام شنیدم میخواید برگردید...راسته؟؟
سعی کردم صدام نلرزه و با اعتماد به نفس گفتم: اره مثل اینکه حسام ماموریت داره...
_ کی میرسید؟
_نصفه شب ...شما منتظر من نمونید خودم کلید دارم. خب دیگه من باید برم یاعلی.✋🏻
_باشه دخترم به حسامم سلام برسون خداحافظ.
گوشیو قطع کردم...و یکم دوروبرمو نگاه انداختم که حسامو پیدا کردم رفتم سمتش نگاهش که بهم افتاد لبخند ملیحی زد🙂
و گفت: زیارتت قبول...
_شما هم همین طور...
با قدمای اروم به طرف در خروجی می رفتیم.
که یهو رو کردم به حسامو گفتم: اخ اخ داشت یادم میرفتا...
_چیوو؟😟
_حسام واقعا که.☹️
ما اصلا عکس ننداختیم اخه این چجور ماه عسلیه که عکس نداریم😒
خندید و گفت: راست میگی البته بذار از ماموریت برگردم یه ماه عسل دوباره می برمت اینبار پیش اقا امام حسین
از حرفش دلم غتج رفت😍 لبخندی زدمو گفتم: ان شاالله
گوشیمو گرفتم تو دستم دوربین جلو رو زدم و جوری که گنبد اقا🕌
هم بیوفته تنظیمش کردم حسام کنارم وایستاد اما هرکاری می کردم نمی تونستم کل قد حسامو تو عکس بندازم😑😣
با خنده ی حسام کلافه گوشیو دادم دسته خودش و باهم عکس انداختیم.
این اولین عکسی بود که دوتایی کی انداختیم...خیلی قشنگ شد...دوتامونم لبخند دندون نما زده بودیم.😁گوشیو داد به دستم و گذاشتم تو کیفم دلم نمی خواست برم دوباره تعظیم کردمو سلام دادم نفس عمیقی کشیدم دستمو اوردم بالا و رو به حرم گفتم : یاعلی✋🏻
عقب عقبکی خارج شدم و نظاره گره حسام شدم که با چشمای اشک الودش رو به حرم ایستاده بود و زیر لب یه چیزایی رو زمزمه میکرد بعد انگشت سبابشو کشید رو اشکاشو پاکشون کرد.و اومد سمتم...رفتیم🚶🏻
طرف امانتداری و چمدونامونو پس گرفتیم جدایی از امام رضا و حسام با هم دیگه خیلی واسم زجر اور بود😭
تو فرودگاه نشسته بودیم و ساعت ده دقیقه به یک بامداد بود.🕗
حرفی نمی زدم و به روبه روم زل زده بودم.
#ادامه_دارد....
@shohda_shadat
#داستان
#فرمانده_من
#قسمت_هفتاد_وشش
بودم...که اعلام کردن هواپیما آماده پروازه
چون از دو نصف شب که می رسیدیم حسام یک راست باید می رفت ماموریت به اصرار من کل راهو تو هواپیما خوابید
منم سعی میکردم با ذکر گفتن تسکین دهنده ی قلب بی قرارم باشم
تقریبا بعد از دوساعت فرودگاه مهر آباد بودیم.🛬
چون اذان صبحو داده بودن نمازو تو فرودگاه خوندیم و بعد رفتیم تو پارکینگ و سوار ماشین شدیم.
دلهره ی عجیبی تمام وجودمو فرا گرفته بود😣 و انگار دلم گواه خبر بدی رو میداد...
این جور مواقع عجیب آشفته میشدم و تند تند آیة الکرسی می خوندم
ماشین راه افتاد ، سخت بود جدا شدن از مردی که وجودت به وجودش محتاجه
زیر چشمی می پاییدمش و دلم غنج می رفت برای اخم قشنگی که ناخوداگاه رو پیشونیش نقش بسته بود و البته جذاب ترش میکرد😋
با خنده چرخید سمتمو گفت: چرا اینجوری نگام می کنی؟☺️
نخندیدم .حوصله نداشتم ،با سماجت پرسیدم: کی برمی گردی؟🙁
دستش رو دنده بود وبه روبه رو نگاه میکرد که گفت: احتمالا یک ماهه☺️
تو چرا انقدر نگرانی دختر؟🤔
_حسام اگه خدایی نکرده زبونم لال یه چیزیت شد من چیکار کنم؟؟؟😢
و بعد از فکری که تو ذهنم اومد تنم لرزید و چشمامو عصبی بستم😞 دوباره پرسشگر نگاهش کردم...
حسام باز هم خندید و گفت: بادمجون بم افت نداره😂
با اخم نگاهش کردمو گفتم: اصلنم خنده نداره چرا میخندی؟؟؟؟😡
خندش شدید تر شد و گفت : اخه من هنوز مأموریت نرفتم تو فکر مراسم هفت منی😅
_ وای خدانکنه😢
_بفرمایید رسیدیم...😇
ای وای اصلا نفهمیدم کی رسیدیم اروم پیاده شدم و حسام هم همین طور کلیدو انداختم و درحیاطو باز کردم
وارد حیاط شدم حسام چمدونارو گذاشت تو و گفت: فاطمه جان سوغاتی ها هم دست تو باشه☺️
_باشه
التماس گونه نگاهش کردم...
امید داشتم برگره و بگه که هیچ جا نمیره سرمو بالا اوردم و به چشمایی که دنیای من بود خیره شدم😍
اروم گفت: اخ...داشت یادم میرفت خداحافظی کنم ، می بینی عشقت با ادم چه ها که نمی کنه؟؟؟🙈
اغوششو باز کرد و من بدون هیچ پروایی تو اغوشش جا گرفتم اینجا بهشت بود ،میون بازو های کسی که دوستش داری قلبم اروم گرفته بود
اشکام لباسشو کامل خیس کرده بودن اروم ازم جدا شد و گفت: خب دیگه...حلال کن همسر جان...
سپردمت به خدا😊
باحرفش اشکام شدت گرفتن اروم گفتم : زود برگرد😢 یاعلی
اروم چشماشو بازو بسته کرد دستشو گذاشت رو چشمش و گفت : چشم😍
برگشت و ازم دور شد رفت ورفت و درو بست.
صدای بسته شدن در همانا و شکسته شدن قلب من همانا💔
با حالت دو رفتم سمت در و بازش کردم و تنها تصویر دور شدن ماشینش تو ذهنم حک شد😔
#ادامه_دارد...
@shohda_shadat
💠🌟💠🌟💠🌟💠🌟
🌟
💠
زیارت عاشــــورا
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللهِ ،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ رَسُولِ اللهِ ، اَلسَّلاٰمُ عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميرِالْمُؤْمِنين ، وَ ابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيّينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسٰاءِ الْعٰالَمينَ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ثارَاللهِ وَابْنَ ثارِەِ ، وَالْوِتْرَ الْمَوْتُورَ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنٰائِكَ ، عَلَيْكُمْ مِنّى جَميعاً سَلاٰمُ اللهِ اَبَداً مٰا بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ،يا اَباعَبْدِالله
ِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتِ الْمُصيبَةُ بِكَ عَلَيْنا وَعَلىٰ جَميعِ اَهْل ِالْاِسْلامِ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتْ مُصيبَتُكَ فِى السَّمٰوٰاتِ عَلىٰ جَميعِ اَهْلِ السَّمٰوٰاتِ، فَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَسٰاسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ عَلَيْكُمْ اَهْلَ الْبَيْتِ، وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ ، وَ اَزالَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتى رَتَّبَكُمُ اللهُ فيهٰا ، وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً قَتَلَتْكُمْ ، وَ لَعَنَ اللهُ الْمُمَهِّدينَ لَهُمْ بِالتَّمْكينِ مِنْ قِتالِكُم ، بَرِئْتُ اِلَى اللهِ وَاِلَيْكُمْ مِنْهُمْ ، وَ مِنْ اَشْياعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِيٰائِهِمْ ، يا اَباعَبْدِاللهِ
اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ اِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ،وَ لَعَنَ اللهُ آلَ زِيادٍ وَآلَ مَرْوانَ،وَ لَعَنَ اللهُ بَنى اُمَيَّةَ قاطِبَةً وَلَعَنَ اللهُ ابْنَ مَرْجٰانَةَ ، وَ لَعَنَ اللهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللهُ شِمْراً ، وَ لَعَنَ اللهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَتَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ ، بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى ، لَقَدْ عَظُمَ مُصٰابى بِكَ ،
فَاَسْئَلُ اللهَ الَّذى اَکْرَمَ مَقامَكَ ،وَاَکْرَمَنى بِكَ اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، اَللّٰهُمَّ ٱجْعَلْنى عِنْدَكَ وَجيهاً بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ ، يا اَبا عَبْدِاللهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلى اللهِ وَ اِلىٰ رَسُولِهِ ، وَاِلىٰ اميرِالْمُؤْمِنينَ وَ اِلىٰ فاطِمَةَ ، وَاِلَى الْحَسَنِ وَ اِلَيْكَ بِمُوالاتِكَ ، وَبِالْبَرائَةِ مِمَّنْ قاتَلَكَ وَ نَصَبَ لَكَ الْحَرْبَ ، وَ بِالْبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَسٰاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِعَلَيْكُمْ وَ اَبْرَءُ اِلَى اللّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ ،مِمَّنْ اَسَسَّ اَسٰاسَ ذٰلِكَ وَبَنىٰ عَلَيْهِ بُنْيانَهُ وَجَرىٰ فى ظُلْمِهِ وَجَوْرِہِ عَلَيْكُمْ وَعَلىٰ اَشْيٰاعِكُمْ ،بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَيْكُمْ مِنْهُمْ وَاَتَقَرَّبُ اِلَى اللهِ ثُمَّ اِلَيْكُمْ بِمُوٰالاتِكُمْ وَمُوالاةِ وَلِيِّكُمْ ،وَبِالْبَرائَةِ مِنْ اَعْدائِكُمْ وَ النّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَبِالْبَر ائَةِ مِنْ اَشْياعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ ، اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وَ وَلِىٌّ لِمَنْ والاکُمْ وَعَدُوٌّ لِمَنْ عادٰاکُمْ ، فَاَسْئَلُ اللهَ الَّذى اَکْرَمَنى بِمَعْرِفَتِكُمْ وَ مَعْرِفَةِ اَوْلِيٰائِكُمْ ،
وَرَزَقَنِى الْبَرائَةَ مِنْ اَعْدائِكُمْ ، اَنْ يَجْعَلَنى مَعَكُمْ فِى الدُّنْيا وَ الْاٰخِرَةِ ، وَاَنْ يُثَبِّتَ لى عِنْدَکُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ وَ اَسْئَلُهُ اَنْ يُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ،
💠
🌟
💠🌟💠🌟💠🌟💠🌟💠
💠🌟💠🌟💠🌟💠🌟
🌟
💠
وَ اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثاریکُم مَعَ اِمامٍ مَهْدیٍ هُدىً ظاهِرٍ ناطِقٍ بِالْحَقِّ مِنْكُمْ، وَ اَسْئَلُ اللهَ بِحَقِّكُمْ وَبِالشَّاْنِ الَّذى لَكُمْ عِنْدَەُ اَنْ يُعْطِيَنى بِمُصابى بِكُمْ ،اَفْضَلَ ما يُعْطى مُصاباً بِمُصيبَتِهِ،مُصيبَةً مٰا اَعْظَمَهٰا وَاَعْظَمَ رَزِيَّتَها فِى الْاِسْلامِ وَفى جَميعِ السَّمٰوٰاتِ وَالْاَرْضِ،اَللّهُمَّ اجْعَلْنى فى مَقامى هٰذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْكَ صَلَواتٌ وَرَحْمَةٌ وَمَغْفِرَةٌ ،
اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْيٰاىَ مَحْيٰا مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ ، وَ مَمٰاتى مَمٰاتَ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، اَللّهُمَّ اِنَّ هٰذا يَوْمٌ تَبَرَّکَتْ بِهِ بَنُو اُمَيَّةَ وَابْنُ آکِلَةِ الْاَکْبٰادِ اللَّعينُ ابْنُ اللَّعينِ ، عَلىٰ لِسٰانِكَ وَ لِسانِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، فى کُلِّ مَوْطِنٍ وَمَوْقِفٍ وَقَفَ فيهِ نَبِيُّكَ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ ، اَللّهُمَّ الْعَنْ اَبا سُفْيانَ وَمُعٰوِيَةَ ،وَ يَزيدَ بْنَ مُعاوِيَةَ ، عَلَيْهِمْ مِنْكَ اللَّعْنَةُ اَبَدَ الاْبِدينَ، وَهٰذا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زيٰادٍ وَآلُ مَرْوانَ ، بِقَتْلِهِمُ الْحُسَيْنَ صَلَواتُ اللهِ عَلَيْهِ،اَللّٰهُمَّ فَضاعِفْ عَلَيْهِمُ اللَّعْنَ مِنْكَ وَالْعَذابَ [الاَْليمَ] ، اَللّٰهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَيْكَ فى هٰذَالْيَوْمِ وَفى مَوْقِفى هٰذا وَ اَيّامِ حَيٰوتى بِالْبَراَّئَةِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَةِ عَلَيْهِمْ ، وَبِالْمُوالاتِ لِنَبِيِّكَ وَآلِ نَبِيِّكَ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمُ اَلسَّلامُ پس مى گوئى صد مرتبه : اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ ، وَآخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ ، اَللّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَيْنَ ، وَشٰايَعَتْ وَبٰايَعَتْ وَتٰابَعَتْ عَلىٰ قَتْلِهِ ، اَللّٰهُمَّ الْعَنْهُمْ جَميعاً
پس مى گوئى صد مرتبه :
اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا اَبٰا عَبْدِ اللهِ ، وَعَلَى الْاَرْوٰاحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنٰائِكَ ، عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهٰارُ ، وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيٰارَتِكُمْ ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ ، وَعَلٰى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ، وَعَلىٰ اَوْلادِ الْحُسَيْنِ ، وَعَلىٰ اَصْحٰابِ الْحُسَيْن پس مى گوئى :
اَللّٰهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَابْدَاءْ بِهِ اَوَّلاً ،ثُمَّ الثّانِىَ وَالثّالِثَ وَالرّابِعَ اَللّهُمَّ الْعَنْ يَزيدَ خامِساً ، وَالْعَنْ عُبَيْدَ اللهِ بْنَ زِيٰادٍ وَابْنَ مَرْجٰانَةَ وَعُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَشِمْراً وَآلَ اَبى سُفْيانَ وَآلَ زِيادٍ وَآلَ مَرْوانَ اِلى يَوْمِ الْقِيمَةِ
پس به سجده مى روى ومى گوئى :
اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشّاكِرينَ لَكَ عَلٰى مُصابِهِمْ ، اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ عَلٰى عَظيمِ رَزِيَّتى ، اَللّهُمَّ ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِ ، وَثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَيْنِ وَاَصْحابِ الْحُسَيْن ،ِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ.
یارَبَّ الحُسَینِ ، بِحَقِّ الحُسَینِ ، اشفِ صَدرَالحُسَینِ ، بظُهورِالحُجَّة
💠
🌟
💠🌟💠🌟💠🌟💠🌟💠