بسم رب الشهدا
ساعتی در کنار خواهران شهيدان محمد جواد و محمد هاشم ملک زاده بودیم و مشتاق شنیدین خاطرات برادرهایش
خواهر لب به سخن باز کرد
چهار تا از برادرهایمان با هم در جبهه بودند.
از روزهای سختی میگفت که یکی از برادرهایش در عملیات رمضان مفقود شد و شبی که مراسم هفتم برایش گرفته بودن از رادیو خبر اسارتش را شنیدند
چشم انتظاری ها شروع شد
او درد اسارت این برادرش را بیشتر از شهادت آن دو برادر میدانست
دردی عمیق که با کلامش جانش را میسوزاند.
محمد جواد شهید شد و خبر به برادردر اسارت رسید
در آنجا او بیتاب تر از ما شده بود
عکس محمد جواد را برایش میفرستادیم و طی نامه ای میگفتم نه شایعه است او شهید نشده
مدتی از شهادت محمد جواد میگذشت که محمد هاشم هم شهید شد
محمد هاشمی که چهار فرزند داشت
و جانش به جان فرزندانش وصل بود
دخترش را عروسکم خطاب میکرد و
آنها را سپرد اول دست خدا و بعد مادرم و عازم جبهه شد.
در کربلای چهار مفقود شد
روز چهلمش جسدش برگشت
وبرادرِ در اسارت
با شنیدن اخبار شهادت دوبرادر دل به دل نداشت.
نمیتوانستیم بیتابی او را ببینیم
عکس محمد هاشم را هم با فرزندانش برایش میفرستادیم تا شاید باور کند هنوز برادران هستند.
وبرادردیگرشان که جانباز شد.
و برادر در اسارت بعد از ۸ سال به خانه باز گشت و جای خالی محمد جواد و محمد هاشم را دید.
اواز مادر گفت که چقدر صبورانه این همه سال فراق فرزندانش را تحمل کرد و حال چقدر جایش در منزل دنیاییشان خالی بود ولی به وصال فرزندانش رسید😢💔
#شهید_محمد_جواد_ملک_زاده ❤️
#شهید_محمد_هاشم_ملک_زاده ❤️
#شهودعشق
https://eitaa.com/shohodeeshgh
28.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سه شنبه های مهدوی این هفته بیاد شهید غلام جوکار❤️❤️
مکان فرهنگی هنری نورالحسن(قرار امام حسنی ها)
#شهودعشق
https://eitaa.com/shohodeeshgh
هدایت شده از کانال رسمی سازمان بسیج هنرمندان 🇮🇷
💠 با شعار ایران من؛ فراخوان *شانزدهمین جشنواره تئاتر سودای عشق* منتشر شد.
لینک خبر؛ خبرگزاری بسیج:
https://basijnews.ir/00ejEm
لینک خبر؛ خبرگزاری فارس:
https://farsnews.ir/Basij_honarmandan/1756840104862936626
لینک خبر؛ سایت بسیج هنرمندان:
https://www.basijhonarmandan.ir/story/67536
#ایران_پرچمدار_ظهور
#بیرق_علوی
#سودای_عشق
🔻 سازمان بسیج هنرمندان
https://eitaa.com/Basij_honarmandan_ir
11.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صحبت های شیرین مادر شهید اکبر شیروانی ❤️
#شهودعشق
https://eitaa.com/shohodeeshgh
49M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سه شنبه های مهدوی این هفته بیاد شهید فرهاد خورشیدی ❤️❤️
مکان فرهنگی هنری نورالحسن(قرار امام حسنی ها)
#شهودعشق
https://eitaa.com/shohodeeshgh
دیدار با خانواده شهیدان حسن و بهرام همدانی نژاد❤️❤️
#شهودعشق
https://eitaa.com/shohodeeshgh
شهود عشق ❤️
(یادمان شهدای کازرون)
حر کازرون شهید حسن همدانی نژاد
از فرش تا عرش
در سوسنگرد بودیم، گروهی از بازماندگان عملیات طریق القدس با من مانده بودند. آن ها گرچه به ظاهر زیاد نبودند اما در واقع دریایی از معرفت، عشق، محبت و ایثار بودند که از قافله جامانده بودند تا فتوحات طریق القدس را به تثبیت برسانند.
در یکی از روزها، برادری از گروه مان آمد و به من که علی الظاهر مسئول گروه بودم گفت مطلبی دارم، گفتم بفرما. گفت یکی از برادران کازرونی آمده و می خواهد به جمع ما ملحق شود. اما رویش نمی شود با شما صحبت کند. گفتم چرا، مگر جنگ کردن و کشته شدن هم رو می خواهد. گفت آخر می ترسد به خاطر سوابقش شما به او جواب نه بدهید. گفتم مگر چه مشکلی بوده است. گفت ظاهراً در محله به خاطر شیطنت هایش که مربوط به جوانی بوده از او به نیکی یاد نمی کنند.
رفتم و او را دیدم. جوانی با قد و قامتی نسبتاً رشید، ریش های بلند، محجوب و سربزیر که آثار معرفت و ایمان به درستی در چهره اش هویدا بود.
به او خوش آمد گفتم و او را به دیگر دوستان معرفی نمودم. از همان دیدار اول حجب و حیای او مرا گرفت. احساس کردم این حسن آن حسنی نیست که راجع به او صحبت شده است.
بعد از چند روز بالاخره دل به دریا زدم و گفتم راستی حسن آقا چطور شد که شما به جبهه آمدید. گفت من آدم خوبی نبودم ولی مادرم را خیلی دوست می داشتم و به او عشق می ورزیدم. مادرم مریض شد و در حال احتضار؛ در حالی که به شدت نگران حال مادرم بودم، خواستم کاری کرده باشم. به مادر گفتم، مادر اگر کاری از دست من برمی آید بگو تا انجام دهم. مادرم گفت هر کاری بگویم می کنی. گفتم بله. گفت قول می دهی؟ گفتم بله. گفت من یک آرزو دارم و آن این است که شما هم مثل بسیجیان و جوانان غیرتمند شهر و کشور به جبهه بروی. کاری کن که مایه افتخار من شوی.
این سخن آنچنان بر من تاثیر گذاشت و حال مرا دگرگون ساخت که تصمیم گرفتم همه چیز را کنار بگذارم و به خیل رزمندگان بپیوندم. مادرم به رحمت ایزدی پیوست و من می خواستم آرزوی او را برآورده کنم. برای اولین بار به مدت 4 ماه به جبهه غرب رفتم و چون آن جا عطش جنگ با دشمن مرا سیراب نکرد، تصمیم گرفتم به جبهه جنوب بیایم.
حسن گفت، شنیده بودم سوسنگرد شهر عاشقان شهادت است و اگر خداوند توفیق دهد من هم می خواهم جز یاوران عاشق شهادت باشم. این بود که تصمیمم بر این شد تا به سوسنگرد آمده و به شما ملحق شوم.
مدتی با هم بودیم، یک روز تصادفی و در یک جای خلوت او را دیدم در حالی که یک نخ سیگار در دست داشت. تعجب کردم. گفتم حسن سیگاری نبود و سیگار نمی کشید، پس سیگار در دست او چه می کند. علت را جویا شدم. حسن گفت واقعیت این است که من در دوران جوانی و جهالت اقدام به خالکوبی پشت دستانم نمودم و حال تصمیم گرفته ام با آتش سیگار تمام خالکوبی ها را بسوزانم و کاری کنم که آثاری از آن ها برجای نماند. از طرفی هم با وجود این ها رو ندارم دستم را رزمندگان ببینند.
پس از چند روز دیدم که حسن تمام خالکوبی های پشت دستش را سوزانیده و موفق به آن شده است.
راوی :دکتر کاظم پایدار
#شهودعشق
https://eitaa.com/shohodeeshgh
50.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سه شنبه های مهدوی این هفته بیاد شهید حسین پورجعفری❤️❤️
مکان فرهنگی هنری نورالحسن(قرار امام حسنی ها)
#شهودعشق
https://eitaa.com/shohodeeshgh
12.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به نام خدای شهیدان
قرار عاشقی
به مناسبت هفته دفاع مقدس
پنجشنبه ۳ مهرماه❤️
گلزار شهدای بهشت زهرا س
گروه هنری شهود عشق
#شهودعشق
https://eitaa.com/shohodeeshgh