eitaa logo
شکوفه های نور
321 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
861 ویدیو
497 فایل
*آموزش مفاهیم دینی به کودکان *شعر , قصه و .. *برگزاری جشنهای تکلیف,جشن قرآن,پایان سال,جشن تولد,جنگ شادی و... *نکات تربیتی برای والدین *برگزاری دوره های تربیت مربی کودک *توسط عمو نادری ارتباط با ادمین: @amonaderi
مشاهده در ایتا
دانلود
این پوستر محشره👌 پر از نکته و ظرافت 🔴 @fasle_bidari | فصل بیداری
مُحمّد را نکو همسر خدیجه عزیز قلب پیغمبر خدیجه‏ یقین باشد، پس از زهرا و زینب بود از هر زنی برتر، خدیجه‏ پناه امتی بود و نبی را به روز بی کسی، یاور، خدیجه‏ گهی غمخوار، او هنگام سختی صفابخش دل شوهر، خدیجه‏ گهی با خنده‏ ی نوش آفرین اش سرور قلب آن سرور، خدیجه‏ میان دلبران، همتای او کیست؟ دِلِ "لَولاک" را دلبر، خدیجه‏ زنی چون حوریان، مجذوب شوهر همه آسایش همسر، خدیجه‏ وجود "رحمت لِلعالمین" را پرستار و نوازشگر، خدیجه‏ گرفته باادب، چون هاله ‏ی نور چراغ وحی را در بر، خدیجه‏ به طوفان بلا، چون کوه، محکم‏ به کشتی امان، لنگر خدیجه‏ مبارز محرمی، همراز و نستوه‏ شکوه غم، ز پا تا سر، خدیجه‏ توانبخش صفوف مؤمنان بود به تنهایی چو یک لشکر، خدیجه‏ چو می‏شد سنگباران خانه ‏ی او به پیش مصطفی سنگر، خدیجه‏ به شام تار خورشید نبوّت‏ بود مهتاب روشنگر، خدیجه‏ وفا و عشق و عفّت، زینت اوست ندارد غیر ازین زیور، خدیجه‏ چه خوش "اللّه اکبر" گفت و بگذشت‏ ز جان و مال و سیم و زر، خدیجه‏ همین وارستگی، شایسته‏ ی اوست‏ چو زهرا را بُوَد مادر، خدیجه‏ کِشد بار عطای آسمانی‏ چو باشد مادر کوثر، خدیجه‏ چه کوثر، آن که یکتا همچو طاهاست‏ صدف شد بر چنین گوهر، خدیجه‏ ز نامش مادران بر خود ببالند که دارد یک چنین دختر، خدیجه‏ چه خوش باشد غلام خود بخواند «حسان» را در صف محشر، خدیج http://eitaa.com/torkiy
▪️یک تصویر و یک دنیا حرف !! 🔴 @fasle_bidari | فصل بیداری
🎊🌸 جشن شکوفه ها 🌸🎊 امروز روز شکوفه هاست  روز کلاس اوّلیاست گوشه کنار مدرسه پر از صدای بچّه هاست   شکوفه های مهربون غنچه های شیرین زبون مدرسه خونه ی شماست خوش اومدید به خونه تون   تو مدرسه درس می خونید دانا و باسواد می شید خیلی چیزا یاد می گیرید خیلی چیزارو می دونید   شکوفه های نازنین خندون و خوشحال بمونید با همدیگه بازی کنید سالم و سرحال بمونید ┄┅💫🍃🌸✏️🌸🍃💫┅┅ 💐🌸🍀🍀
💐اشعار درباره جشن شکوفه ها💐 مدرسه ها وا شده، همهمه برپا شده با حضور بچه ها مدرسه زیبا شده چه شادی و چه شوری، چه جشنی و سروری چه ماه قرص مهری، چه پرتوی چه نوری مدرسه ها وا شده، همهمه برپا شده با حضور بچه ها مدرسه زیبا شده
مهر اومده دوباره بوی کلاس میاره مدرسه ها باز شده شادی و شور میاره دیوارهای مدرسه نیمکت ها دسته دسته رنگ شده اند چه زیبا شروع شده مدرسه کلاس و درس و بازی معلم و همبازی توی حیاط دل باز چه کیفی داره بازی معلم مهربان دانا به علم جهان سر کلاسه حالا شروع شده درسمان
📣📣📣📣📣 پویش کلاس اولی ها ⚜️ بمناسبت فرارسیدن ماه مهر و حضور کلاس اولی ها در مدرسه با هدف حمایت از فرزند آوری گروه فرهنگی جهادی شهیده اقدس احمدی برگزار می‌کند: 🔸پویش خانوادگی ایران قوی جوان بمان 🔹علاقمندان می‌توانند عکسهای زیبای کلاس اولی های عزیز را بهمراه مشخصات کامل به آیدی زیر ارسال نمایند. 👇 🆔 @ciahkale 🔶 به شرکت کنندگان در این پویش با قید قرعه جوایز ارزنده تقدیم می‌گردد. ⏳ مهلت ارسال تصاویر تا جمعه ۶ مهرماه
🌺🌺🌺🌺🌺🌺 باسمه تعالی ضمن عرض تبریک میلاد مسعود حضرت محمد مصطفی صل الله علیه و آله و حضرت امام جعفر صادق علیه السلام خدمت تمام شیعیان عالم و شما بزرگواران به همین مناسبت از همه‌ی شما عزیزان برای شرکت در مجلس جشن ولادت آن انوار مقدس دعوت به عمل می آید. سخنران : حجت‌الاسلام والمسلمین سلطانی با نغمه سرایی : کربلایی سجاد صمیمی 🌷🌷🔴 🔴 با حضور: حجت الاسلام نادری (عمو نادری) همراه با اجرای نمایش و اهدا جوایز متنوع و جذاب🔴🔴 🗓 🕖 زمان : شنبه ١۴٠٣/٠۶/٣١ بعد از نماز مغرب و عشاء 🕌 مکان : مسجد جامع غرق آباد 💐💐💐💐💐💐💐
💐ویژه (ص) 💠 🌹گویم به نام الله آن مهربانِ یکتا 🌹آن‌کس که داده بر ما پیغمبرانِ دانا 🌹آنکس که در دلِ ما عشقِ نبی نهاده 🌹بعدش دوازده نور همچون علی بداده 🌹نور محمدی هست همیشه در دلِ ما 🌹دنیا ز رویِ ماهش گشته بهشتِ زیبا 🌹آمد به دستِ ما با رنجِ علی و زهرا 🌹این دینِ پاکِ اسلام زیباترینِ دینها 🌹تابد دوازده نور همچون چراغِ تابان 🌹همواره در مسیرِ ما ملتِ مسلمان 🌹ما با اطاعت از دین یارِ امام هستیم 🌹با هر خلافِ از دین راه ظهور بستیم 🌹با انتظارِ مـــــهدی هستیم شاد و خندان 🌹چون با ظهورِ حضرت دنیا شود گلستان 🌸🌺🍃🌺🌸 شاعر:سلمان آتشی ص
🔶شعر داستانی و کودکانه پیامبر اکرم(ص) و مرد یهودی ... 🍃🌸🍃🌸🍃 « تشتِ خاکستر » 🌸هر روز که پیغمبر 🌱همراهِ یارانَش 🌸از کوچه رَد می شد 🌱با روی خندانَش 🌸مَردی یهودی با 🌱صد کینه در جانَش 🌸از پُشتِ بامِ خود 🌱با قَصدِ آزارَش 🌸روی سَرَش می‌ریخت 🌱خاکسترِ آتش 🌸پیغمبر اما بود 🌱در فکرِ هَمسایَش 🌸چیزی نمی‌گفت او 🌱این بود از ایمانَش 🌸یک روز که پیغمبر 🌱همراهِ اَصحابَش 🌸رد می شد از کوچه 🌱آمد یِهو یادَش 🌸مَردِ یهودی نیست 🌱بالا روی بامَش 🌸پُرسید و جویا شد 🌱از حال و احوالَش 🌸گفتند به پیغمبر 🌱بد گشته احوالَش 🌸خوابیده در بستر 🌱با دردِ بسیارَش 🌸آقا همان لحظه 🌱رفتند به دیدارَش 🌸حالش رو پُرسیدند 🌱از درد و درمانَش 🌸مَردِ یهودی شد 🌱شرمنده از کارَش 🌸شرمنده از کار و 🌱از طَرزِ رفتارَش 🌸با دیدنِ لُطفِ 🌱پیغمبر و کارَش 🌸شد او مسلمان از 🌱اخلاقِ زیبایَش 🌸شد عاشقِ اسلام 🌱اسلام و آدابَش 🌸❤️🌸❤️🌸 شاعر : علیرضا قاسمی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا