⋆ Andrei Chikatilo
تمام جسد قربانی هارو که توی یه هفته جمع شده بودن داخل ماشینت میذاشتی و میبردی خلوت ترین جایی که میشناختی. بعد یه چاله خیلی بزرگ میکندی و همشون رو باهم توش میریختی. یه گور دسته جمعی. بعد خیلی با دقت خاک میریختی روشون تا هیچکس نفهمه اون زیر چی هست.
@melixie 𝜗𝜚 🫵🏻
. Title: Seventh Footprintto erase permanently.
خلاصه:
هفت قتل. هفت اثر انگشت. هیچکدام شبیه هم نیستند. اما تمام قربانیها به یک حادثهی تاریک بیست سال پیش مربوط میشن — اتفاقی که کسی حالا میخواد برای همیشه محوش کنه.
دیالوگ:
"Everyone leaves a trace. Even ghosts."
"همه یه ردی از خودشون به جا میذارن. حتی روحها."
https://eitaa.com/melixie 🏻ᝰ⋆
⋆ Aileen Wuornos
همیشه بیحوصله بودی و وقت نداشتی به راه های خلاقانه فکر کنی برای همین بدون کثیف کاری و خیلی تمیز بدن قربانی ها رو تیکه تیکه میکردی و میذاشتی داخل پلاستیک مشکی و میذاشتیشون داخل ماشینت. بعد توی هر محله که میرسیدی یکی از پلاستیک هارو توی سطل آشغال مینداختی. اینطوری هیچوقت کسی متوجه نمیشد.
@Xxxxxoou 𝜗𝜚 🫵🏻
And Then There Were None - Agatha Christie
خلاصه:
ده نفر غریبه به جزیرهای دعوت میشن، اما میزبان هیچجا دیده نمیشه. یکبهیک طبق شعری کودکانه، مهمونا میمیرن و هرکسی میتونه قاتل باشه. هیچکس نمیتونه فرار کنه. داستان پر از استرس، ترس و پیچشه و آخرش نفسگیر و غیرمنتظرهست.
دیالوگ:
"There was a silence… a comfortable replete silence. Then a voice said: 'One of us is a murderer. Perhaps you’d like to speak now?'"
(سکوتی بود... سکوتی کامل و پُر. بعد صدایی گفت: «یکی از ما یه قاتله. شاید بخواین همین حالا حرف بزنین؟»)
@A_3181🫵🏻ᝰ⋆
⋆ Richard Ramirez
برعکس همه که قربانی هاشون رو توی خونه خودشون میکشتن و از بین میبردن تو یکمی خلاق تر بودی. همیشه شب به خونه کسایی که تنها زندگی میکردن حمله میکردی. البته فهمیدن اینکه اونا تنها ان یکم طول میکشید ولی میارزید.
وقتی میرفتی به خونهشون اونارو خیلی وحشیانه میکشتی. بعد بدنشون رو تیکه تیکه میکردی و هر کدوم از اون تیکه هارو توی یه قسمت از خونه میذاشتی. داخل یخچال، توی کابینت ها، کمدها و هرجایی که جای خالی داشت.
@A_3181 𝜗𝜚 🫵🏻