من غرق شدم، نه در حادثهای ناگهانی، بلکه در تکرار روزهایی که شبیه هم بودند، آدمهایی که میخواستند کمک کنند اما بلد نبودند بمانند، و منی که یاد گرفته بودم هیچ دستی نجاتدهنده نیست وقتی باور نداری که نجاتی وجود دارد
https://eitaa.com/joinchat/1888552228Cdb033ea248
من خستهام، نه از راه رفتن، از ایستادن در جایی که هیچکس مقصدش نبود، تنم سنگین است و روحم شلوغ، دلتنگی مثل مهمانی ناخواسته در من زندگی میکند و حرفهایم جایی برای شنیده شدن ندارند
https://eitaa.com/sok2oot
میگفتند قوی باش، اما نگفتند قوی بودن یعنی چند بار فرو ریختن در سکوت، یعنی ادامه دادن وقتی حتی خودت هم دلیلش را یادت نمیآید و فقط عادت کردهای نفس بکشی
https://eitaa.com/dll3jz