Happ?
لطفا فوروارد کنید و به قلم و برداشت خودتون راجب این عکس بنویسید؛ و من، متنهاتون رو فوروارد میکنم و
قبل از طلوع خورشید چشمات طلوع
میکنند. در رویای من چشم باز میکنی
غروب خورشید، تو رو غم زده کرد
فرشته من و من آرزو میکردم
خورشید میبودم،
که حسرت بوسه کوتاهی از لب هات
نصیب من میشد.
حسرت داشتن دست هات تو دست هام
تو رویا هم اسیرمه.
در مه سوزان خورشید می آیی تنها در
آغوش من آرام میگیری، نکند
میدانی عاشقت هستم؟
هدایت شده از answer ;
دنیای موازی:
به دنیای “آکوآریا” (Aquaria) خوش آمدید. این دنیا بیشتر شامل آبهای وسیع، اقیانوسهای عمیق و جزایر شناور است. ساکنان “آکوآریا” موجوداتی آبزی یا نیمه آبزی هستند که در اعماق اقیانوسها زندگی میکنند. رنگ “آبی” در تمام طیفهایش، از فیروزهای روشن در سطح تا نیلی تیره در ژرفترین نقاط، بر این دنیا حاکم است. نور خورشید به سختی به اعماق میرسد و تنها منبع نور، موجودات بیولومنسنت و کریستالهای خاصی هستند که نور آبی لطیفی از خود ساطع میکنند. در “آکوآریا” صداها اهمیت ویژهای دارند؛ ترانهها، پژواکها و صداهای اعماق، زبان ارتباطی و بخشی از فرهنگ این موجودات است.
استایل اَس:
استایل “اَس” نمایانگر جوانی، جسارت، کنجکاوی و ارتباط عمیق با عنصر آب و رنگ آبی است. پوست یا پولکهای او دارای درخششی خاص در طیفهای آبی و نقرهای است. او ممکن است بالههایی ظریف و زیبا داشته باشد که هنگام شنا کردن، موجهای آبی لطیفی ایجاد میکنند. نگاهش نافذ و پر از سوال است. او لباسهای سادهای از جنس جلبکهای خاص یا صدفهای آبی میپوشد که با حرکت او هماهنگ میشوند.
داستان:
“اَس” همیشه احساس میکرد که چیزی فراتر از دنیای آشنای “آکوآریا” وجود دارد. او جذب افسانههای “ترانهی آبی” شده بود؛ یک نت موسیقی باستانی که گفته میشد تنها موجودات شجاع و خالصدل میتوانند آن را بشنوند و در عمیقترین نقطه اقیانوس، “مَرتَک” (Mar’tak)، آن را بیابند. دیگران “اَس” را دیوانه میخواندند، زیرا معتقد بودند اعماق تاریک و پر از خطراتی است که هیچ موجودی نباید به سراغشان برود.
یک روز، “اَس” تصمیم میگیرد که دیگر منتظر نماند. او کولهباری از جلبکهای نورانی و کریستالهای آبی کوچک برمیدارد و سفر خود را به سوی اعماق آغاز میکند. در طول مسیر، او با چالشهای فراوانی روبرو میشود: موجودات غولپیکر و ناشناخته، جریانهای آبی قدرتمند و غارهای تاریکی که صداهای وهمآلودی از آنها شنیده میشود.
اما “اَس” ناامید نمیشود. او از صدای خود و از ارتباطش با رنگ “آبی” برای عبور از موانع استفاده میکند. او متوجه میشود که رنگ آبی در اعماق، تنها یک رنگ نیست، بلکه انرژی و ارتعاشی است که میتواند راهنمای او باشد. او با موجوداتی روبرو میشود که در تاریکی زندگی میکنند و نور آبی ضعیفی از خود ساطع میکنند و با کمک آنها، مسیرش را پیدا میکند.
در نهایت، “اَس” به “مَرتَک” میرسد؛ جایی که نور آبی درخشان کریستالها، تاریکی را میشکافد. او در آنجا، نه یک نت موسیقی، بلکه یک “پژواک” بسیار قدرتمند و باشکوه را میشنود؛ “ترانهی آبی” که از دل خود اقیانوس برمیخیزد. این ترانه، تمام خاطرات “آکوآریا”، تمام صداهای گمشده و تمام انرژی حیاتی سیاره را در خود دارد.
با شنیدن این ترانه، “اَس” نه تنها راز اعماق را کشف میکند، بلکه متوجه میشود که “آکوآریا” در خطر است. نیروهایی در حال تلاش برای خاموش کردن نور و صدای این دنیا هستند. “اَس” با بازگشت به سطح، با استفاده از دانشی که از “ترانهی آبی” به دست آورده، باید دیگران را متحد کند و برای حفظ رنگ آبی و صدای زندگی در “آکوآریا” بجنگد.
For
From