eitaa logo
متن سیمای حرم
15.7هزار دنبال‌کننده
10 عکس
6 ویدیو
0 فایل
🎙کانال رسمی فیلم، فیش روضه دفتری، سبك و صوت های مداحی و سخنرانی‌ وابسته به کانال باب الحرم 👈راه ارتباطی @OnlySeydALi اگر برای خداست هر گونه کپی برداری از مطالب این کانال بلامانع می باشد.
مشاهده در ایتا
دانلود
🔖 دسترسی سریع به مطالب کانال 👈 برای دسترسی سریع به مطالب، هشتگ مربوطه را لمس کنید. 🔻هشتگ های فیش روضه:📋 🔻هشتگ‌های متن و سبک ها: 📋 🔻هشتگ‌های مناسبت ها: 📋 🔻هشتک های محرم🏴
#⃣ #⃣ ‍#⃣ #⃣ .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....  "صلی الله علیک یا محمد بن علی ایها الباقر یابن رسول الله  یا حجة الله علی خلقه یا سیدنا و مولانا انا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیها عند الله اشفع لنا عندالله" روز شهادت اون آقایِ غریب و مظلومِ،که همه ی مصائب عاشورا و کربلارو دیده،رنج اسارت کشیده،کوفه رو دیده،مصائبِ شام رو دیده  دلا بره مدینه و قبرستان بقیع ، کنار قبور با خاک یکسان ائمه معصوم و مظلومِ بقیع... امروز که روزِ شهادتشِ یه زائر کنار قبرش نیست،کسی کنار مزار مطهرش نیست ...نه شمعی نه چراغی نه گنبد و نه چراغی نه زائری...ان شا الله امام زمانمون میاد به همین زودی کنار ضریح مطهرش عرض ادب میکنیم   هجومِ موج بلا را به چشم خود دیدم  غروبِ کرببلا را به چشمِ خود دیدم به سر زنان پی عمه به روی تل رفتم  ذبیحِ دشت منا را به چشم خود دیدم ...حسین... میانِ آن همه نیزه  به دست در گودال  سنانِ بی سر و پا را به چشم خود دیدم به زور نیزه زره را ز تن درآوردن  مُرمل بِدما را به چشم خود دیدم حسین جان ..‌ ز قتلگاه همه دست پر که میرفتند  به دوش خولی عبا را به چشم خود دیدم  زمانِ حمله آن ده سوار تازه نفس  غبار روی هوا را به چشم خود دیدم میان پنجه هر نعلِ تازه و میخش  لباس خونِ خدا را به چشم خود دیدم سلام بر بدن بی سری که عریان شد  تنِ به خاک رها را به چشم خود دیدم  عمو که خورد زمین  روی حرمله وا شد  تمام واقعه ها را به چشم خود دیدم *اومد خونه ی آقا امام باقر علیه السلام، آقا فرمود: اهلِ کجایی؟ گفت: آقا اهلِ کوفه ام. از کجایِ کوفه اومدی؟ گفت: از قبیله ی بنی اسد، تا اسمِ بنی اسد رو آقا شنید، دیدن رنگِ صورتِ آقا برگشت... اما چون مهمان داشت فوری آقا حرف رو عوض کرد، فرمود: خدا رحمت کنه حبیب بن مظاهر رو... بعد از اینکه مهمان رفت، اصحاب خاص اومدن دورِ آقا، گفتن: آقا! چی شد تا گفت: از قبیله ی بنی اسدم رنگ چهره ی شما عوض شد؟ فرمود: آخه تا اسمِ بنی اسد اومد یادِ حرمله افتادم، نمی دونید حرمله کربلا با دلِ ما چه کرد... به پشتِ خیمه  به دنبال قبر اصغر بود  شکارِ راس جدا را به چشم خود دیدم  فرار دختری آتش گرفته در صحرا  میان هلهله ها را به چشم خود دیدم گذشته از همه اینها به شهر بد نامان  زمان قحط حیا را به چشم خود دیدم *روضه ی یادگارِ کربلاست، دومین مردی که همه ی صحنه های عاشورا رو دیده، دیگه نیاز به مقدمه سازی نداری، اما بذار اینجوری شروع کنم، اینقدر امامِ باقر گریه کن های جَدّش رو دوست داشت، یک فردی رسید خدمتِ امامِ باقر، اطرافیا دیدن آقا به پاش بلند شد، بغلش کرد، سر و صورتش رو بوسه زد... وقتی رفت خداحافظی کرد، اطرافیان اومدن گفتن: آقا! این چه شخصی بود شما اینقد تحویلش گرفتید؟ این آقا کی بود اینقد احترامش کردید؟ آقا فرموده باشن:"اِنَّ هذا الرُجُل كَثْیرَ اَلْبُكَاءِ، لِمظلومِنا" این آقا برایِ مظلومِ ما گریه میکنه.. سئوال کردن: کدام مظلوم؟ آقا شروع کرد ناله زدن و گریه کردن، فرمود: شما مظلومِ مارو نمیشناسید... مظلومِ ما اون آقایی است که جلو چشماش زن و بچه اش رو اسیر کردن...*  میان مجلس نامحرمان و بزمِ شراب  ورود آل عبا را به چشم خود دیدم ته پیاله خود را کنار سر میریخت  قمار و تشت طلا را به چشم خود دیدم ضریح صورت جدَّم دوباره ریخت به هم  شتابِ چوب جفا را به چشم خود دیدم عزیز کرده ی زهرا کنیز مردم نیست  اشاره ی  دو سه تا را به چشم خود دیدم  یادم نمیره کاری کردن،ناله ی بابام امام زین العابدین بلند شد،صدا زد: "یا لَیتَ لَم تَلِدنِی اُمّی وَ لَم اَكُن یَزِیدُ یَرانیِ فِی البِلادِ اَسِیرُ" یعنی ای کاش مادر من رو نمیزاد،تا یزید من رو اینطور اسیر نبینه"...خدایا به حق امام باقر علیه السلام،فرج امام زمانمان برسان،موانع ظهور و فرج و قیامش هر چه هست بر طرف بگردان،خدایا ثواب و حض و بهره ای از این توسلات نثار روح همه ی شهدا،شهدای مکه،شهدای مظلوم منا،شهدای مدافع حرم و حریم اهلبیت علیهم السلام واصل بگردان... .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...... ✓سیمای حرم↶ http://eitaa.com/simaye_haram
#⃣ #⃣ ‍#⃣ #⃣ .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... "الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ أعْداءَهُم أجْمَعِینَ" شب شهادت آقامون امامِ باقرِ، قربون دست و پای میانِ ریسمانت برم،یا امامِ باقر! قربون سر شکسته ات میان کوچه ها و بازار،ای آقام....جای ما الان بقیع خالیِ،امشب بشینیم بقیع برات گریه کنیم. گریه کنای امام باقر به خودتون ببالید .. هم مجلس کم گرفته میشه برا امام باقر، هم الان کنار قبرش دیگه زائر نیست .. تا همین دو سه شب پیش مدینه زائر داشت .. شده از پشت پنجره ها این قبرا رو نگاه می کردن .. اما الان مدینه دیگه هیچ کسي نیست ... ان شاالله امشب ما براي امام باقر با اشكاي چشممون از همين راه دور سنگ تموم بذاريم دلِ مادرش حضرت زهرا سلام الله عليها رو شاد كنيم. هزار خاطره ی غم نمی رود از یاد غروب سرخ مُحرم نمی رود از یاد شهادت امام باقر که میرسه، انگار دیگه بوی مُحرم داره میاد، انگار همه به تب و تاب افتادن، پرچم مشکی هاشون رو آماده کردن...* هزار خاطره ی غم نمی رود از یاد غروب سرخ مُحرم نمی رود از یاد به گاهواره ی خالیِ اصغرم سوگند رباب و خیمه ی ماتم نمی رود از یاد فرات بود و عطش بود و کودکانِ حرم خروش غیرتِ زمزم نمی رود از یاد *میگن:بچه تویِ سنین کودکی هر حادثه ای رو ببینه تا عُمر داره یادش نمیره، این بچه ها چی کشیدن کربلا...* دمی که هستیِ زینب ز روی زین افتاد همان مصیبت اعظم نمی رود از یاد *درسته آقا امام باقر بدنش رو به زهر آلوده کردن، به دستور اون ملعون به زینِ اسبش زهر وارد کردن آقا روی اسب که آمد بنشینه، قدری که نشست، این زهر به رانِ پایِ مبارک که رسید، نوشتن آقا حالش نامساعد شد، تعادلش رو از روی اسب از دست داد، بچه هاش دویدن دورِ آقا رو گرفتن، دستت رو بده بابا!، دستت رو بده آقا! نگران شدن، نکنه بچه ی فاطمه از روی اسب با صورت رو زمین بیوفته، اما من بمیرم برا اون آقایی که..." صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّه"...* نه ذوالجناح دگر تابِ استقامت داشت نه سیدالشهداء بر جِدال طاقت داشت هوا ز بادِ مخالف چو قیرگون گردید عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید بلندمرتبه شاهی ز صدرِ زین افتاد اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد دمی که هستیِ زینب ز روی زین افتاد همان مصیبت اعظم نمی رود از یاد به دشت، دختر و زن ها پا برهنه و دوان بدون یاور و مَحرم، نمی رود از یاد اسیر بودن با خواهرانِ بی معجر... هجوم سیلی محکم نمی رود از یاد به شام بر سر ما سنگ می زدند از بام بلای شهر جهنم نمی رود از یاد به شهر شام، به بزم یزید، بین طشت سَرِ شکسته و درهم نمی رود از یاد * لحظات آخر دیدند آقا امام محمدباقر یه پارچه ای رو بیرون آورد،به امام صادق داد،گفت پسرم! این يكي از دندان هاي منه...هر موقع خواستی من رو دفن کنی این دندان رو با من دفن کن...چون که باید همه اجزای بدن امام باهاش دفن بشه... چی میخوام بگم ؟!میخوام بگم اینجا امام صادق دندون های پدر رو هم کنار پیکر گذاشت...اما "لا یوم کیومک یا اباعبدالله..."من یک پسری رو هم میشناسم کربلا...تا امام سجاد بدن بابا رو تو قبر گذاشت...دیدند آقا سراسیمه بیرون آمد...داره دنبال شیئی می گرده...بنی اسد سوال کردند:آقا چی شده؟هی دیدند رو پاش می زد، می گفت:خدا لعنت کنه ساربان رو...اگر می خواستی انگشتر بِبَری،چرا انگشت رو بُریدی...؟!حسین....* ساربان خواست که انگشتری ات را بِبَرَد دید باید که انگشت تو را هم بِبُرَد *دیدند ساربان هر کاری کرد انگشتر بیرون نیامد...همین قدر بگم،یه وقت زینب نگاه کرد دید نه انگشتری مانده نه انگشتی به دست حسین...اینجا بود صدای ناله ش بلند شد...* برادرجان سلیمان زمانی چرا انگشت و انگشتر نداری؟ حسین جانم... "بِدَمِ المَظلُوم، بِدَمِ الغَریب،بِدَمِ العَطشان" ای خدا در فرج امام زمان ما تعجیل بفرما،به حق آقامون امام محمدباقر حاجات ما برآورده بخیر بفرما،به حق حضرتش، امام زمان از ما راضی و خشنود بگردان.به حق امام باقر حال مناجات،اشک چشم در رثای اهلبیت به ما مرحمت بفرما.همه مرضامون شفا عنایت بفرما.همه ی شیعیان امیرالمومنین تا به امروز از این دنیا رفتند از این سفره متنعم بفرما.ای خدا عاقبت خودمون و خانواده مون و نسلمون تا قیامت ختم به خیر رقم بزن.آن چه گفتیم و نگفتیم و تو بهتر می دانی در حق این جمع به هدف اجابت برسان. .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...... ✓سیمای حرم↶ http://eitaa.com/simaye_haram ✓حرز حرم↶ https://eitaa.com/herze_haram
#⃣ #⃣ ‍#⃣ #⃣ .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... یَا أَیُّهَا الْعَزِیزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُّزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَیْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَیْنَا إِنَّ اللّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقِینَ یا ربّ الحسین بحقّ الحسین إشف صدر الحسین بظهور الحجّة امشب شب شهادتِ اون آقايي است كه روضه خونه كربلاست، نه روضه خواني كه شنيده باشه، روضه خواني كه ديده، شنيدن كي بُوَد مانند ديدن، خودش نگاه كرد ديد جدش روي خاكِ كربلا داره دست و پا ميزنه، امشب آخرین یادگار کربلا از این دنیا می ره خیلی امام باقر غریبه،غربت از این بالاتر این همه زائر می ره مدینه،ولی شب و روز شهادت امام باقر كه میشه،مدینه یه زائر نداره؛همه رفتند مكه،یه نفر نیست پشت بقیع براش گریه كنه،بیایید امشب غریب نوازی كنیم،خیلی غریبه امام باقر... حج من قیام من کیست حضرت باقر اسوه ی تمام من کیست حضرت باقر زمزم و مقام من کیست حضرت باقر پنجمین امام من کیست حضرت باقر می کند ز آیینم مهر او نگهبانی ای به بندگی یکتا ذات حق تعالی را تو یگانه فرزندی دو علی اعلا را باقر العلوم هستی ذات پاک یکتا را  نی عجب اگر بخشد سائلت دو دنیا را جان مادرت زهرا از درت مران ما را  بی تو در جنان عاشق بنده ای است زندانی شب شهادت یه آقایی بوده آی مردم كه سه چهار سال بیشتر نداشت،یكی از شاهدهای كربلا بوده،هم سن و سال رقیه خانم بوده... .من از بین همه ی روضه ها یه سوال میخوام بکنم از امام باقر علیه السلام.آقا حال شما خرابه ی شام چگونه بود  اون لحظه اي كه سه ساله ی ابی عبدالله الحسین علیه السلام بهانه ی پدر گرفته بود؟ اون لحظه اي كه سَرِ بابارو جلوش گذاشتن...* تو ز کودکی دائم محنت و بلا دیدی با دو چشم معصومت ظلم بر ملا دیدی راه شام طی کردی دشت کربلا دیدی اهلبیت عصمت را زار و مبتلا دیدی آقاجان یه ذره از اون روضه هارو برا ما بخون،ما هم شب شهادت چشمامون خشك نمونه،صحنه های زیادی رو امام باقر دیده،اصلاًروضه ی امام باقر تكرار عاشوراست،چه لحظه ای از عاشورا دل امام باقر رو می سوزونه؟ چی دیدی آقا؟ یادم نمیره اون صحنه رو كه همه فرار می كردند،یه مرتبه دیدم عمه زینبم كنار خیمه ی بابام مضطرب و نگران هی دست رو دست میزنه،اومدن گفتند زینب چرا اینجا ایستادی؟چرا فرار نمی كنی؟عمه ام گفت:آخه زین العابدین تو خیمه است.امام منه،حفاظت از جانش وظیفه ی منه،اما چه كردند؟ خودم دیدم دور عمه ام حلقه زدند نامحرم ها،همه داد می زدند،همه فریاد می زدند.دیگه چی دیدی آقا جان؟یه صحنه ی دیگه از شام، اونی كه دل امام باقر رو آتش زد،آخ بمیرم چهل منزل،زنجیر به دست و پای زین العابدین،طناب به دست و پای بچه ها،ببینه از این شهر به اون شهر،امان از اون ساعتی كه پشت دروازه ی ساعات اهلبیت حسین رو نگه داشتند،به جای اینكه بیان آرامشون كنند،شهر رو آذین بستند،اما باقر تا آخر عمر برای این روضه گریه كرد،كدوم روضه؟خودم دیدم سر جدم تو طشت طلا قرآن می خواند: بِسْمِ ٱللّٰهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحِیمِ هر جا صدای قرآن می شنید یاد سر بریده می افتاد، كسی كه قرآن می خونه لباش رو بوسه می زنند،اما خودم دیدم با چوب خیزران....حسین...صدات برسه كربلا...آی حسین... هر که این قصه شنیده است ولی من دیدم خون دل خوردم و شب تا به سحر نالیدم هستی ما همه در کرببلا رفت به باد چه به روز دل زینب که نیامد مثل فردايي وقتی امام باقر به شهادت رسید مدینه یک پارچه ضجه وماتم شد .دوستان و شیعیان حضرت آمدند . شاگردان امام باقر عقب جنازه وا اِماما می گفتند . امام صادق بر بدن بابا نماز خواند ، بدن مطهر امام باقر را بردند داخل بقیع کنار قبر پدرش زین العابدین دفن کردند، احترام کردند . عرضه بدارم آقا بدن شما را شیعیان و دوستان بردند داخل بقیع دفن کردند اما کربلا به فدای آن بدنی که سه شبانه روز روی خاک گرم کربلا بود . بنی اسد بدن را نشناختند تا اینکه امام سجاد آمد بدنها را یک یک معرفی کرد فرمود : بنی اسد یک قطعه حصیر بیاورید ، بدن بابا را در میان حصیر گذاشت همینکه بدن را گذاشت داخل قبر دیدند بالا نیامد بین اسد نزدیک شدند دیدند آقا لبها را بر آن رگهای بریده گذاشته ، هی می گوید : بابای غریبم حسین .... خدایا بحق آقامون امام باقر، دستان بلند شده به سمتت را ناامید برمگردان ،دنیا و آخرت ما و نسل ما از این خاندان جدا مگردان، این جمع و ملتمس دعا هر حاجتی دارند حاجاتشون برآورده بگردان، مرضامون،موردین نظر،شفا کرامت بفرما،شهدا،امامون درجاتشون متعالی بگردان، رهبر عظیم الشانمون،حوزه های علیمیه در پناه امام عصر محافظت بفرما، به همین زودی ما را به مدینه و کربلای حسین مهمان بگردان... .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...... ✓سیمای حرم↶ http://eitaa.com/simaye_haram