eitaa logo
متن سیمای حرم
15.7هزار دنبال‌کننده
10 عکس
6 ویدیو
0 فایل
🎙کانال رسمی فیلم، فیش روضه دفتری، سبك و صوت های مداحی و سخنرانی‌ وابسته به کانال باب الحرم 👈راه ارتباطی @OnlySeydALi اگر برای خداست هر گونه کپی برداری از مطالب این کانال بلامانع می باشد.
مشاهده در ایتا
دانلود
🔖 دسترسی سریع به مطالب کانال 👈 برای دسترسی سریع به مطالب، هشتگ مربوطه را لمس کنید. 🔻هشتگ های فیش روضه:📋 🔻هشتگ‌های متن و سبک ها: 📋 🔻هشتگ‌های مناسبت ها: 📋 🔻هشتک های محرم🏴
#⃣ #⃣ #⃣ #⃣ #⃣ #⃣ #⃣ #⃣ .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... اللهم صل علی فاطمة و ابیها و امها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک السلام علیک یا أباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک...   اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلیّک...  شكرخدا كه دست تو،دستان ما گرفت *شكرانه بجا بياريم،امشب آقا ما رو يادش نرفت،شب تاسوعا سر اين سفره اومديم...* شكرخدا كه دست تو،دستان ما گرفت گفتيم نام تو،دل ما هم بها گرفت از بس كه در حسينه هايت به سر زديم از فرط ناله ها به گلويت صدا گرفت آقا به روضه هاي عمويت خوش آمدي از اشكِ سُرختان دل ما چون شما گرفت از سفره ي عزاي عمويت كجا رويم اينجا مريض ارمنيان هم شفا گرفت يادم نرفته مادر من پاي روضه ات آنقدر گريه كرد شفاي مرا گرفت *امشب اگه اين خواهش رو بكني امام زمان ان شاء الله حتماً اجابت ميكنه....* يكشب مرا كنار خودت علقمه ببر آقا دلم بهانه ي كرببلا گرفت *اونایی كه دنبال امام زمانید، امشب آدرس معلوم ِ، ردِّ پای حضرت رو تو حرم عموش عباس پیدا می كنیم،مطمئنیم شب تاسوعا زائر حرم كربلاست،آخه دیدن سید بحرالعلوم روز تاسوعا عمامه برداشته، پای برهنه توی بین الحرمین هی به سر می زنه، گفتن:آقا شما سنی ازتون گذشته، مرجع تقلیدی،این همه شاگرد دورت ِ،مثل بقیه به سینه بزن، گفت: نه،شما ندید اون چیزی كه من دیدم، چی دیدی آقا؟ فرمود: خودم دیدم امام زمان عمامه از سرش برداشته هی به سر و سینه می زنه، هی میگه: * "علی العباس واویلا...." خواستم آب به خیمه برسانم که نشد چقدر غصه و غم خوردم از این غم که نشد حیف شد چیز زیادی به حرم راه نبود سعی کردم بدنم را بکِشانم که نشد تا دو دستم به بدن بود عَلَم بر پا بود خواستم حفظ شود بیرق و پرچم که نشد سعی کردم که نیفتم ز روی اسب ولی ضربه آنقدر شتابان زد و محکم که نشد گفتم این لحظه ی آخر که در آغوشِ منی لااَقل  روی تو را سیر ببینم که نشد هر دو دستم، سر و چشمم به فدای سر تو هر چه آمد به سرم، نصفِ شما هم که نشد بگو از من به سکینه که حلالم بکند آمدم آب به خیمه برسانم که نشد *همه ي اصحاب سيدالشهدا که شهید شدن، عباس اومد عرضه داشت داداش! سینه ام داره سنگینی میکنه، اجازه بده منم برم جونم رو قربونت کنم ... بعضی ها نوشتن تا اومد، سکینه خانم جلو آمد عرضه داشت عموجان! بچه ها دارن از تشنگی میمیرن .. گریه کنا خیلی به خدا سخته مشکِ خالی بگیری، مشکِ خالی برگردونی .. حالا اومده اجازه بگیره، آقاجان اجازه میدی من برم؟! ابي عبدالله فرمود: آخه تو صاحب لوایِ منی .. یه مقدار دیگه اصرار کرد، فرمود تو پشت و پناهِ منی، دید خیلی اصرار میکنه، فرمود: فقط برو برا بچه هام آب بیار... اما يه زماني هم شد یه وقت ابي عبدالله دید صدایِ تکبیر داره میاد، با عجله خودش رو خواست برسونه سمتِ علقمه،روای میگه: دیدم حسین ایستاد، از ذوالجناح پایین اومد، یه چیزی از روی خاک ها برداشت هی می بوسه،هی به چشمش میکشه، گفتم: شاید پاره هایِ قرآنِ، خوب نگاه کردیم دیدیم دستایِ بریده ی اباالفضلِ… با عجله اومد دید بدنِ عباس رویِ زمینِ، هی بازوهاش رو رویِ این خاک ها میزنه،میخواد جلو آقا بایسته، هر کی بخواد بلند شه دستش رو رویِ زمین میگذاره بلند بشه، اما عباس هی بازوش رو رویِ زمین میزد، تا حالا جایی نبوده حسین باشه و عباس دراز کشیده باشه،صورت متلاشی شده،تیر به چشمش زدن،خدا برا هیچ کسی نیاره، بیای بالا سر برادری اونم برادری مثلِ اباالفضل، دست گذاشت زیرِ کتف برادر،سرش رو بالا آوُرد،دید این لبهارو داره آروم آروم بهم میزنه، همچین که این لبهارو بهم زد،خوب گوش داد ببینه چی میگه، یه جمله ای گفت ناله ی حسین رو بلند کرد، گفت: داداش! ازم راضی هستی؟ آقاجان! اگه میشه مارو سمتِ خیمه ها نبر،آخه از سکینه خجالت میکشم… توي روضه ي اباالفضل هرچه قدر هم بلند بلند گريه كني، نمي تونه كسي منعت كنه،چرا؟ آخه ميگي اربابم ابي عبدالله اينطوري ناله زده،"و فبكاء،بكاءً شديدا"هرچه قدر صداي ناله اش بيشتر ميشد،صداي هلهله ها بيشتر"لما قتل العباس"تا با خبر شد ابي عبدالله،هيچ كجا اين عبارت رو نياورده،حتي كنار بدن علي اكبر"لما قتل العباس، بان الانكسار فى وجه الحسين"يه مرتبه ديدن حسين پير شد،شكسته شد،همه ي لشكر دارن گوش ميدن،كنار اين بدن چي مي خواد بگه،اين همه دشمن داره شماتت ميكنه، تا ديدن حسين گفت: "الان انكسر ظهري" خيال همه راحت شد ديگه كمر حسين شكست،شروع كردن دست زدن… ناله بزن: حسين! اشكات رو كف دستت بگير ،شب ،شب دعاكردن برا فرج آقاست، اللهم عجل لوليك الفرج... .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...... ✓سیمای حرم↶ http://eitaa.com/simaye_haram ✓حرز حرم↶ https://eitaa.com/herze_haram
#⃣ #⃣ #⃣ #⃣ #⃣ #⃣ .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... الَّلهُمَّ صلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّد و عجِّل فَرَجهُم لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ أسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذِي لاَ إلَهَ إلاَّ هُو عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ العَزیزُ الحَکیمُ الغَفُورُ الرَّحِيمُ ذُوالجَلالِ وَ الإِکْرامِ بَدِيعُ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ مِنْ جَمِيعِ ظُلْمِي وَجُرْمِي وَ إِسْرافِي عَلَىٰ نَفْسِي وَأَتُوبُ إِلَيْهِ *دستات رو بلند کن دَرِ خونه ی خدا، ای خدا! امروز برای ما بیچاره ها روزِ مهمی است، روایت داریم بیچاره کسی است که ماهِ رمضان بخشیده نشه، این بیچاره فقط یه راه داره، مگر روز عرفه یه فکری به حالِ خودش بکنه، بحق امام حسین، دستات رو بلند کن: باالحسینِ الهی العفو... همین اولِ دعایِ عرفه دلم میخواد دلت بلرزه، دلت بشکنه،اصلاً کسی نیست دلش نخواد الان کربلا باشه...خیلی ها آرزو دارن یه عرفه کربلا باشن... حالا هر کی بلده بخونه: کربلا، کربلا، کربلا، کربلا.* "این دلِ تنگم عقده ها دارد گوئیا میلِ کربلا دارد یا حسین مارا کربلایی کن بعد از آن با ما را شهدایی کن می روم بینم درکجا زینب شِکوه ِ ازشمر بی حیا دارد ای خدا مارا کربلایی کن مجلس مارا کبریایی کن می روم بینم حضرت عباس در کجا دست از تن جدا دارد *امروز تویِ چادرهای عرفات همه روضه ی اباالفضل میخونن، آخه امام زمان به اون عارف توی صحرای عرفات فرمودن: شب عرفه من توی خیمه شما میام، چون شما فردا شب به عمویم حضرت ابوالفضل متوسل می شوید، چون شما فردا شب روضه ی عموجانم رو میخونید... حالا هر کی میخواد امروز امام زمان توی جلسه ما هم بیاد بخونه: سقایِ دشتِ کربلا اباالفضل دستش شده از تن جدا اباالفضل... ام البنین در کربلا نبودی٬ واویلا بر فرق عباست زدند عمودی٬ واویلا قد حسین ابن علی تا شده٬ واویلا پای عدو به خیمه‌ها واشده٬ واویلا *اسمِ اباالفضل اومد، میگه: میدیدم آقا امام زمان یه نامه هایی رو میبینه، میخونه، میذاره کنار، اما بعضی از این نامه رو میبوسه به چشماش میذاره، گفتم: آقا! این نامه ها چی هستن؟ گفتن: این نامه ها درخواست هایی است که شیعیان ما نوشتن، مارو قسم دادن، گفتم: آقا بعضی از این نامه هارو میبوسید، احترام میکنید، به چشماتون میذارید، فرمود: اینا همونایی است که بالاشون نوشته: آقا! به عموتون عباس قسم، اینا من رو به عموم قسم دادن... حالا بیایید روز عرفه ای با هم بریم علقمه هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله: سقای دشت کربلا دلواپسم کردی؟ یك خیمگاه چشم انتظارن بر نمی گردی؟ غصه نخور عیبی نداره، زده رقیه قیدِ آبُ خودم جوابشون رو میدم، نخور تو غصه ی ربابُ *دیگه بچه ها تو خیمه از بس گریه کرده بودن صداشون در نمی اومد، بی حال دورِ حسین رو گرفتن، می گفتن: بابا! اومدی چرا عمو رو نیآوُردی...* مردونگی کن پاشو می دونم که بی دستی بی دست هم باشی میگن پشت حسین هستی پاشو نذار هر بی حیایی به اشکِ ناموسم بخنده پاشو نذار هر کی بیاد و دست رقیه رو ببنده ای وای علمدارم اباالفضل! *کنار هر شهید ابی عبدالله می رسید، آقا رو خاک می نشست" فَجَلَسَ عَلَي التُّراب" علی اکبر رو روی خاک نشست بغلش کرد، اما کنار اباالفضل نوشتن: "فَوَقَفَ عَلَیهِ مُنحَنیا" نه نشسته بود، نه ایستاده بود، یعنی عباس بیا بریم خیمه ها در خطرِ، عباس! من نمی شینم، تو پاشو، میخوان دستِ ناموسم رو ببندن، خیمه ها در خطرِ، ای حسین!...* *یکی از علما می‌فرمود: میدونی اباالفضل هم که تو گودی افتاده بود به دو دلیل گفت حسین جان منو سمت خیمه ها نبر.. یکی اینکه از روی سکینه خجالت میکشم. دوم اینکه آقا وقتی منو بخوای بیرون بیاری میفهمن علمدارت زمین افتاده، میترسم به خیمه ها حمله کنن... دیدن از دور آقا ابی عبدالله داره میاد با گوشه ی آستین داره اشکاش رو پاک میکنه این زن و بچه گریه هاش رو نبینن. به هر زحمتی که بود خودش رو به خیمه ها رسوند از مرکب پیاده‌ شد بچه ها دویدن دورش میگفتن "اَینَ عَمّی العباس؟" بابا عمو کجاست؟ دیدن آقا رفت تو خیمه ی عباس ستون خیمه رو کشید یعنی بچه ها دیگه این خیمه صاحب نداره.. دستاتونُ بالا بیارید، روزِ عرفه ست ... به اون ساعتی که ای عبدالله صورت به زمین گذاشت ..به اون ساعتی که از رویِ اسب زمین افتاد .. به اون ساعتی که خیمه هاشُ آتش زدن .. به اضطرار خواهرش زینب... الهی العفو .... .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...... ✓سیمای حرم↶ http://eitaa.com/simaye_haram ✓حرز حرم↶ https://eitaa.com/herze_haram
#⃣ #⃣ #⃣ #⃣ #⃣ #⃣ #⃣ #⃣ .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ... "السلام علیکَ یا قمر العشیره و یا کفیل الزینب یا أخَ الحسین، یا اباالفضل العباس..."  یا كاشِفَ الْكَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَیْنِ اِكْشِفْ كَرْبى بِحَقِ اَخْیكَ الْحُسَیْن. همیشه میخونی "یا کاشف الکرب عن وجه الحسین." ای آقایی که وقتی ابی عبدالله به صورتت نگاه میکرد، غم و غصه از ارباب ما دور میشد. اما توی علقمه وقتی ابی عبدالله این بدنو دید نوشتن حسین کنار بدن پیر شد. بان الإنکسار فی وجه الحسین... شب نهم محرم،شب تاسوعا، شبی است که نه فقط مسلمونا و شیعه‌ها میان در خونه ی اباالفضل عرض ارادت میکنن و حاجت میگیرن بلکه تمام عالم میان، مخصوصا ارمنی‌ها میان در خونه ی اباالفضل‌ خرج میکنن، احترام میکنن حاجت میگیرن... باب الحوائج است و مشکل‌گشا اباالفضل شد دستگیر ما با، دست جدا اباالفضل در محضرش ندیدم شرمنده سائلی را خیرات می‌کند چون بی سرصدا اباالفضل *گرفتارا! اونایی که میگن مریض مون رو دکتر ها جواب کردن. دیگه امیدی بهشون نیست...* گرچه مریض ما را دکتر جواب کرده دلواپسی نداریم، داریم تا اباالفضل بردار حاجتت را با خود حرم بیاور عرض توسل از تو باقیش با اباالفضل *همه اموات و شهدا رو مخصوصا شهدای حادثه جنگ تحمیلی اخیر رو مد نظر بیار تو این یه بیت...* دارم به لب دوباره یاد تمام اموات درد آشنا اباالفضل، ای باوفا اباالفضل از دشمنش زده سر، پیش حرم سرش خم رزمش بجا اباالفضل، شرمش بجا اباالفضل یک کوفه دست میزد در علقمه همینکه دست مبارکش شد از تن جدا اباالفضل *دست راستشو قطع کردن مشک به شانه چپ داد دست چپش رو هم قطع کردن به زحمت بند مشک را به دندان گرفت، یه وقت دیدند.. "فوقف عباس متحیرا " دیگه حرکت نمی‌کنه، مات و متحیر ایستاده، تیر به مشک زدن داره آب رو زمین می‌ریزه...* داغش کمر شکست از آقای هر دو عالم آن لحظه که صدا زد «ادرک اخا» اباالفضل *يه جوري زدن از اسب رو زمين افتاد، يه مرتبه حسين شنيد يه صدايي داره مياد: "یا اَخا اَدرک اَخاک" ابي عبدالله اومد، ابي عبدالله برا هر شهيدي به سرعت مي اومد، برا علي اكبر به سرعت اومد، برا قاسم به سرعت اومد، اما نوشتن برا عباس آروم آروم اومد، ميديدن هي مياد، هي خيمه رو نگاه ميكنه، نگرانِ زينبِ، زينب مَحرم نداره، زن و بچه ام چي ميشن؟ نشست بالا سَرِ عباس، نوشتن: ابي عبدالله كنارِ بدنِ اباالفضل، "صَرَخَ الحسين" حسين داد ميزد، هي ميگفت: داداش پاشو... بلند بگو: حسين! به صورتی که از آن غم می زدود غم داد با صورت از بلندی افتاد تا اباالفضل کو آن قد بلندش؟ پاشیده بند بندش با نیزه بسکه جسمش، شد جابجا اباالفضل هم دست داده از دست هم پا شده بریده در علقمه چگونه زد دست و پا اباالفضل؟ * میگن کنار بدن اباالفضل، یه نانجیبی از یه گوشه داد میزد، به زخم زبون می‌گفت: آی سید هاشمی! به علمدارت می نازیدی؟ ببین نه تنها دستاشو، پاهاشم قطع کردیم. یکی داد میزد هرکی میخواد بره سمت خیمه ها بره. علمدارش رو زمین افتاد. پاسبان خیمه هاش افتاد...* باید حسین میرفت چون خیمه در خطر بود میزد به سینه میگفت: آه آی خدا ! اباالفضل چون‌ بود شاه تشنه، بعد از شهادتش آب از کوثر او ننوشید.. ای مرحبا اباالفضل در محضر عقیله، جز بر فراز نیزه بالا نبرد سر را، ای با حیا اباالفضل *بي بي زینب یه وقت دید حسین داره میاد، امام زمانش داره میاد، یه دست به عنان ذوالجناح گرفته با آستین داره اشکاشو پاک‌ میکنه، وقتی خانم این صحنه رو دید دیگه نرفت جلو دوید تو خیمه صدا زد: رقیه جان بیا عمه.. چیه عمه جان؟ گفت برو از بابات سؤال کن ببین چرا عمو عباس برنگشته؟ بی بی رقیه اومد، نشست روی پای بابا اول با گوشهٔ چارقدش این خون وعرقهارو از صورت بابا پاک کرد. آروم دم گوش بابا صدا زد.."أبتا أین عمی العباس؟"حسین یه نگاه بهش کرد این بچه رو بوسید گذاشتش رو زمین، چه گذشت برحسین یه وقت دیدن رقیه داره خاک به سر میریزه، چرا؟ باباش رفت کنار خیمه عباس دیدند عمودخیمه رو پایین کشید.. ای حسین... به آبروی اباالفضل به دستاي قلم شده اباالفضل، این دو دستت رو بیار بالا، زن و مرد حاجت دارید، کاردارید، مریض دارید، فرج امام زمان، سلامتی مقام معظم رهبری، عاقبت به خیری جَوونا، حفظ نظام و کشورمون از بلایا همه با مادرش اُم البنین ناله بزنید: یا اباالفضل... .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...... ✓سیمای حرم↶ http://eitaa.com/simaye_haram ✓حرز حرم↶ https://eitaa.com/herze_haram