eitaa logo
ساخت ایران|حسین مهدیزاده
3.8هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
320 ویدیو
117 فایل
طلبه درس خارج مدیر میز نظریه اجتماعی فرهنگستان علوم اسلامی قم @ho_mah کانال آپارات https://www.aparat.com/hosseinmahdizade
مشاهده در ایتا
دانلود
۱۶ 🔶 حجت الاسلام حسین مهدیزاده 🔸 نظریۀ اجتماعی، لازمۀ استقرار نظم اقتصادی اسلام 🔹مدیر میز نظریۀ اجتماعی فرهنگستان علوم اسلامی قم ✨مدرســـــه‌تابســـــتانه‌اقتصـــــــاداســـلامـــی✨ 🆔 @HSIE1402
هدایت شده از تلک الایام
تن ماهی و ماکارانی قسطیش خوبه این را امروز روی یک بیلبرد تبلیغاتی دیدم. انسان جامعه ی مدرن انسان بدهکار است. هرکس ولو با توان مالی بسیار کم نباید حتی از گیر یک بدهکاری کوچک فرار کند. دیگر نمی توانی قسط خانه و ماشین بدهی؟ ایرادی ندارد قسط ماکارانی بده. تو همیشه باید بدهکار باشی تا بیشتر کار کنی برای رشد کردن و پیشرفت عده ای دیگر. تو باید بیشتر کار کنی تا بتوانی بیشتر قرض کنی و بدهکار بزرگتری باشی. و برای این کار باز هم باید بیشتر کار کنی. آن ها برای اینکه تو هم یک روز مثل خودشان بزرگ و معروف شوی به تو وام می دهند. تو نمی توانی یک شبه مثل آنها بزرگ شوی ولی اگر بزرگ شدن را قسط بندی کنند شاید بتوانی. تو آنهایی را که از تو کار می کشند و برای بزرگ شدنشان می دوی و عرق می ریزی و برای رسیدن به زندگی تو را از زندگی ساقط کرده اند، دوست داری. تو به آنها حق می دهی. آرزوی تو این است که یک روز مثل آنها شوی. آنها برای کار کشیدن از تو زحمتی نمی کشند. تو خودت همیشه مراقب سرمایه و مدافع موقعیت آنها هستی. . . . این روزها ولی صدای دوست داشتنی تری در دنیای ما پیچیده است. صدایی که از انسان دل ربوده. صدا ولی امشبی را مهمان ماست. و فردا از دنیای ما خواهد رفت. بعضی ها خود را به او رسانده اند که فردا همراه او بروند. او ولی گفته است که هر کس بدهکار است اینجا نماند. برویم و گردنمان را از زیر این همه بدهکاری خالی کنیم. انسان او انسان بدهکار نیست. انسان بدهکار، انسان او نیست. برویم و این باقیمانده ی عمر را انسان او باشیم. این روزها انسانیت داغدار اوست. @telkalayyam
9.37M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گاهی فکر می کنم ماجرای عدم اصلاح قیمت کار، در مقابل اصلاح روزانه و هفتگی قیمت کالاها، اون یا گناهی است که همه گناه‌های دیگر محصول آن است و گیر افتادن در این تله، اینچنین طالع ما را سیاه کرده! یادم هست سال اول دولت دهم که گرانی‌ها شروع شد، رهبری به هیات دولت یک نکته گفت: مراقب مردم باشید! آن سالها من هم اقتصاد هیچ نمی دانستم و این توصیه را اشتباه می‌دانستم و با کدورت، سکوت می‌کردم! اما بعدا هرچه خواندم دیدم آن که در درمان اقتصاد ایران ترک شده که بقیه داروهای کارشناسان اینچنین مسمومیت دارویی ایجاد کرده، همین است! در اقتصاد ایران حرف این نیست که قیمت‌ها اصلاح نشود، بلکه حرف این است که ناموس همه اصلاح‌هاست! و حتی اگر لازم است، هر دو سه ماه یکبار قیمت دستمزد اصلاح شود، نه اینکه سال قبل تا امسال قیمت ها 300 درصد رشد کرده و دستمزدها تازه سر سال 25 درصد، اصلاح شود! وقتی دستمزد اصلاح نمی شود، کار کردن از چشم می افتد! بازارهای سوداگری در چشم همه مردم اجر و قرب پیدا می کند! کارخانه‌دار و بنک دار و موجر، به پشتوانه سکون سالیانه قیمت کار، روزانه و هفتگی و ماهیانه قیمت کالا و اجاره را افزایش میدهد و سال بعد هم روی سود تورم حساب می کنند! آقای نماینده مجلس! آقای دولت! تا وقتی فعال اقتصادی، معتاد به گدایی سود از دستمزد پرداخت نشده کارگران است، پررو و گردن‌فراز است و کارگر در گذران زندگی تنهاست! و تو و هم تنها می‌مانید چون اگر کارگر به نظام دلبستگی نداشته باشد، قطعا بازاری‌ها و ملاک‌ها هم دلبسته نخواهند بود! 🆔 @Social_theory
هدایت شده از رویای امت
استاد می گفت سه چیز انسان را به پیش میراند ! ترس طمع عشق ترس که از حضرت ادم به بعد تا همین چند نسل قبل برجهان بشر حاکم بود ... طمع که مدرنیته به ارمغان اورد و تنها شماره تماس بشر با یکدیگر شد و مابغی خط ها اشغال ... یا لااقل تا اطلاع ثانویه از دسترس خارج شده ... گرچه طمع هم شعبه ای از ترس است ، ترس از تهی بودن ، نداشتن ... سکونت در سرزمینی ناامن از خواهش های بی جواب ، عطش های در سراب ، تشنگی و بی کامی ها ... اما چه زیبا جهانیست جهان شیدایی ... جهان داراها ، به شعف رسیده ها ... چه رقابت طوفانیست، نه برای کندن ... برای دادن ... سر، دست ، پا ، جان ، مال ... و عشق انست که من حضور ندارد تا بترسد هرچه است از اوست و هرچه دارم برای او ... لاخوف عليهم ولاهم يحزنون... عقل عارف در قلب است و قلب عاقل درسر ... کاش کمی معرفت داشت این قلب ... تا ببیند آنکه تورا دارد چه کم دارد؟ و انکه تورا ندارد چه دارد؟ اللهم الرزقنا ✍️ مهدی اخلاقی https://eitaa.com/ommat_Dream
ارائه حجت الاسلام مهدیزاده.mp3
32.57M
🔶 حجت الاسلام حسین مهدیزاده 🔸 نظریۀ اجتماعی، لازمۀ استقرار نظم اقتصادی اسلام 🔹مدیر میز نظریۀ اجتماعی فرهنگستان علوم اسلامی قم ✨مدرســـــه‌تابســـــتانه‌اقتصـــــــاداســـلامـــی✨
🔻 یک معجزه در عصر سرمایه داری است.ما نیاز به تصویری روشن و یک مینیاتور از خود داشتیم تا بر اساس آن در جهت نفی"مناسبات سرمایه داری"و "تقویت نهاداجتماعی"دست به بازطراحی بزنیم؛ اربعین آن تصویر و جرئت تغییر را توامان به ما داد. همه شاهدیم اربعین برای"جهانی نو"خلق کرده است ✍ @m_amin_rezai
صوت مناسبات فقه و علوم انسانی 1402.05.30.mp3
15.25M
💢شش ایده در مناسبات فقه و علوم انسانی!💢 🔊صوت جلسه 🔹روز دوشنبه 30 مردادماه 1402 در مدرسه علمیه مشکات، ارائه‌ای داشتم در معرفی سریع شش ایده درباره مناسبات فقه و علوم انسانی. 🔹البته در ذهنم بود که هشت ایده را توضیح دهم که به خاطر ضیق شدید وقت از دوتا از آنها صرفنظر کردم: 👇 1️⃣ایده اول: ایده تبعیت فقه از علوم مدرن توسط جریان روشنفکری کشور با سه پیشنهاد. 2️⃣ایده دوم: ایده جدایی و تباین عرصه های فقه و علوم انسانی. 3️⃣ایده سوم: ایده جایگزینی فقه به جای علوم انسانی. 4️⃣ایده چهارم: ایده قرار گیری فقه در منزلت گردآوری و علوم انسانی در منزلت مشاهده و آزمون‌پذیری. 5️⃣ایده پنجم: وابستگی فقه به علوم انسانی در موضوع‌شناسی. ارتقای این ایده با توجه به سه نکته: 1ـ تفاوت علوم انسانی مدرن با خبرویت در ادبیات فقهی و لزوم دست‌یابی به علوم انسانی اسلامی 2. نگاه کلان و نظام‌مند به موضوعات مستحدثه و لزوم پرهیز از بررسی‌های صرفاً موردی و مصداقی. 3. توجه به تفاوت مسائل حاصل رشد طبیعی دانش انسان در نسبت با طبیعت و فناوریهای اجتماعیِ طراحی شده در علوم انسانی مدرن. 6️⃣ ایده ششم: ایده‌ای است که علوم انسانی اسلامی را به مثابه توضیح دهنده‌ی شرایط امکان تاریخی و فرهنگی تحقق احکام تفقه شده الهی می‌داند. این ایده، طریق بیرون آمدن فقه از انفعال و رسیدن به نقطه حادثه‌سازی و به دست گیری زمام امور و نبض حوادث را قرارگیری علوم انسانی اسلامی در امتداد عینی راهبردها، نظامات و احکام شرعی می‌داند. به تعبیر دیگر علوم انسانی، باید ابزار ایجاد موضوع باشد، نه صرفا شناسایی موضوعات مستحدثه.
دوست عزیزم آقای دکتر حمید ابدی، گاهی یادداشت هایی به غرض رویت و چرخش در فضای مجازی می نویسند، اما از آنجایی که هنوز تصمیم نگرفته اند که خود صفحه یا کانالی داشته باشند، این افتخار را به بنده می دهند و از من می خواهند که آنها را در این کانال منتشر کنم. امروز صبح یادداشتی با عنوان «زنده باد دولتِ بی‌گفتمان آیا از بی‌گفتمانی دولت سیزدهم می‌شود استقبال کرد؟» در اختیار بنده قرار دادند و تقاضا کردند که در کانال ساخت ایران منتشر شود که در ادامه و بدون تصرفی به رویت شما می رسد. یادداشتی که حقیقتا خواندنی بود و از آن استفاده کردم. قسمت اول: https://eitaa.com/social_theory/1884 قسمت دوم https://eitaa.com/social_theory/1885 قسمت سوم: https://eitaa.com/social_theory/1886 🆔 @social_theory 👇👇👇👇👇
ساخت ایران|حسین مهدیزاده
دوست عزیزم آقای دکتر حمید ابدی، گاهی یادداشت هایی به غرض رویت و چرخش در فضای مجازی می نویسند، اما از
🔅زنده باد دولتِ بی‌گفتمان 💡آیا از بی‌گفتمانی دولت سیزدهم می‌شود استقبال کرد؟ 🖊حمید ابدی [1 از 3] 🔸دولت سیزدهم را دولتِ بی‌گفتمان می‌دانند و من در این نوشته کوتاه، بنا به دلایلی، در صدد همراهی با «وضعیت بی‌گفتمانی» این دولت هستم. شرایط امروز جهان و ایران را به گونه‌ای می‌یابم و می‌فهمم که اقتضای آن، بی‌گفتمانی است؛ به عبارت دیگر، اگرچه به طور کلّی، بی‌گفتمانی، وضعیت مطلوبی نیست، اما در شرایط کنونی، بی‌گفتمانی مزیّت دولت سیزدهم است. ما چون «دولت‌های گفتمانی» را با تجربه تاریخیِ دولت‌های پنجم تا دوازدهم می‌فهمیم، به خاطر عادات ذهنی ته‌نشین‌شده، قدری با این وضعیت خلاف آمد عادت، غریبه‌ایم و زبان به نقد آن می‌گشاییم. آیا نمی‌توانیم تجربه دولت‌های گفتمانی گذشته را با نظری انتقادی مورد توجّه قرار دهیم؟ 🔹اگر بخواهیم واژه گفتمان را با دقّت و حسّاسیت به کار ببریم، دولت‌ها شاید در بستر یک گفتمان شکل‌یافته، بتوانند به نشر و بسط آن گفتمان کمک کنند، امّا هیچ‌گاه منشا گفتمانی نبوده‌اند. در تجربه تاریخی سه دهه‌ پس از جنگ، مطابق دیدگاه رهبری، تنها دو گفتمان «عدالت‌» و «تولید علم» امکان پذیرش اجتماعی در جمهوری اسلامی را یافته است و از قضا هر دو گفتمان، بیش از آن‌که منشا «دولتی» داشته باشد، منشا «دانشجویی و دانشگاهی» داشت؛ یعنی سرآغاز و نقطه تولّد آن دولت مستقر نبود، اگرچه دولت مستقر در در بسط و تثبیت آن نقش‌آفرینی جدّی داشت. به استثنای این موارد، کدام دولت در جمهوری اسلامی ایران توانست طی یک تجربه هشت ساله، گفتمانی را به اجماع عمومی مردم یا نخبگان ایران برساند؟ در تقسیم کار واقعی شکل‌یافته در جمهوری اسلامی، دولت‌ها گفتمان‌ساز نبوده‌اند و اگر قدمی برای تغییر گفتمان عمومی کشور برداشته‌اند، از عهده چنین کاری بر نیامده‌اند. 🔸«گفتمان‌های دولت‌ساخته»، همواره با ارایه روایتی از نیاز و ضرورت خاصّی را که در یک برهه زمانی در کشور شکل گرفته بود، پاسخ آن نیاز را در شعار و مجموعه‌ای از گزاره‌ها صورت‌بندی کرده‌اند. دولت پنجم، ضرورت و نیاز به سازندگی را در شکل خاصّی از «توسعه تکنوکراتیک» پاسخ داد؛ دولت هفتم، جامعه به تنگ آمده از قفس آهنین تکنوکراسی را به «توسعه سیاسی» و خوانش خاصّی از آزادی فراخواند؛ دولت نهم که در پیِ گفتمان عدالت برآمده بود، در ادامه راه خود (در دولت دهم)، تصوّر می‌کرد می‌تواند با «مکتب ایرانی» شکاف‌های سیاسی و اجتماعی آن روز را التیام بخشد؛ دولت یازدهم در شرایط تحریم اقتصادی که جامعه آن را نشئت‌گرفته از فقدان خرد سیاسی در سیاست خارجی و ستیز با غرب می‌فهمید، خوانش خاصّی از شعار «اعتدال» و «تدبیر» را بر سر دست گرفت؛ این تجربه‌ها اگرچه سطحی از تاثیر بر ریل‌های اداره کشور بر جای گذاشته‌اند، اما هیچ‌یک موفق به استقرار گفتمانی در کشور نشده‌اند. 🔹دولت‌ها همواره در صدد «برساخت» گفتمانی بوده‌اند که در رویارویی با واقعیت جمهوری اسلامی و جامعه ایران، به علت ناسازگاری با بافت جمهوری اسلامی و جامعه ایران، در نهایت با پنجه‌کشیدن به صورت حاکمیت و جامعه ایران و زخمی و خسته شدن خود دولت‌ها فیصله یافته است. ما همواره با دولت‌هایی رو به رو بوده‌ایم که خسته و زخمی و زخم‌زده، صحنه را به دولت بعد واگذار کرده‌اند. البته جمهوری اسلامی راه خود را بر روی مخروبه گفتمان‌های دولت‌ساخته، پیش برده است و شعار اصلی هر دولت را به گونه‌ای استحاله‌ و در خدمت خود به کار گرفته است. سازندگی، آزادی، مردم‌سالاری، عدالت و اعتدال هنوز در متن جمهوری اسلامی حاضرند، امّا نه به معنایی که دولت‌ها در صدد برساخت آن بوده‌اند. 🔸دولت سیزدهم در شرایطی بر سر کار آمد که نوعی سستی و زوال در آرایش سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کشور پدید آمده و همزمان نشانه‌ها و جوانه‌های نوعی نظم سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جدید ظاهر شده است. وضعیت زمانی بغرنج‌تر می‌شود که توجّه کنیم، نظم سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان پیرامون ایران نیز در سراشیبی زوال قرار گرفته و نشانه‌های نظم جدید ظاهر شده است. فهم این‌که روند تحوّلات و برآیند نیروهای کنشگر صحنه، در ایران و جهان، رو به چه سمتی است، بسیار دشوار شده و دولت سیزدهم در چنین شرایطی «بی‌شعار» و «بی‌گفتمان» به میدان آمده است. در وضعیت امروز ایران و جهان، کسی را سراغ ندارم که ادّعایی در باب اشراف و تسلّط بر روند تحوّلات داشته و یا روایتی عرضه کرده باشد. به جز احتمالات و گمانه‌هایی اجمالی و پراکنده‌، «روایت» پرقدرتی از روند تحوّلات وجود ندارد. این خلا روایت، نه از سر ضعف داده، اطلاعات یا قدرت تحلیل تحلیل‌گران، بلکه از پیچیدگی درک معادله تغییرات حکایت دارد. 🆔 @social_theory ادامه ⬇️⬇️
ساخت ایران|حسین مهدیزاده
🔅زنده باد دولتِ بی‌گفتمان 💡آیا از بی‌گفتمانی دولت سیزدهم می‌شود استقبال کرد؟ 🖊حمید ابدی [1 از 3] 🔸د
🔅زنده باد دولتِ بی‌گفتمان 💡آیا از بی‌گفتمانی دولت سیزدهم می‌شود استقبال کرد؟ 🖊حمید ابدی [2 از 3] 🔹وضعیت آغاز دولت سیزدهم یک تفاوت اساسی با وضعیت اجتماعی در دولت‌های پیشین دارد. دولت‌های پیشین در بستر یک نیاز و ضرورت جمعی که جامعه ایران آن را احساس می‌کرد، شکل یافتند: نیاز به سازندگی، نیاز به آزادی، نیاز به عدالت، نیاز به عقلانیت. می‌توان پرسید: دولت سیزدهم با چه جامعه‌ای و با چه تمنّایی رو به رو بوده است؟ آیا روایتی از تمنّای جامعه ایران در طلیعه گام دوم انقلاب وجود دارد؟ به نظر می‌رسد، جامعه ایران در سال‌های ابتدایی گام دوم، بی‌آنکه بر روی شعار خاصّی مطالبه‌ای داشته باشد یا نیاز خاصّی را ضروری بداند، اساساً در مورد «آینده و سرنوشت» خود به تردید و پرسش افتاده است. در دولت‌های قبل، ما با چنین وضعیتی رو به رو نبوده‌ایم و انگار آینده مطلوب، با سطحی از اطمینان و به سهولت «قابل دسترسی» می‌نمود. راهِ آینده در دولت‌های قبل، باز و گشوده به نظر می‌رسید و شاید به همین دلیل بود که دولت‌ها با شوقی وافر و زانو‌انی پرتوان برای پای‌نهادن در مسیر تحوّل و اصلاح به میدان می‌آمدند. امّا در دولت سیزدهم، وضعیت ویژه جهان و ایران، اساس آینده را در پرده‌ای از ابهام قرار داده است؛ در دولت‌های قبل، هیچ‌گاه آینده تا این اندازه، ابهام‌آلود و پرسش‌برانگیز به نظر نمی‌رسید. این نه وضعیت دولت سیزدهم که وضعیت جمعی ایرانیان در ابتدای قرن پانزدهم هجری شمسی است. با این وضعیت چگونه می‌شد و می‌توان رو به رو شد؟ آیا برساختِ یک شعار یا یک راه‌برد یا مجموعه‌ای از گزاره‌ها، می‌توانست و می‌تواند راهی باز کند و کاری را پیش ببرد؟ 🔸پرسش‌برانگیزی آینده، امری ملّی در ایران نیست و اختصاص به ایران ندارد. جهان امروز در مورد آینده به تردید افتاده است و دست‌ها و افکار و اندیشه‌ها برای حرف زدن از آینده و ساختن آن، قدری سست شده‌اند و صاحب‌نظران سعی می‌کنند اندکی محتاطانه‌تر در مورد آینده حرف بزنند. اگر دقّت کنیم، نسبت ایران با جهان نیز دست‌خوش تحوّلاتی شده است. بعد از ماجرای سوریه، ماجرایِ برجام و از همه مهم‌تر، بعد از شهادت شهید سلیمانی، انگار دریچه‌ای به سوی دیدن و فهمیدن جهان برای ما ایرانیان باز شده که در سابقه تاریخی ما وجود نداشته است. ما عمدتاً با جهان، از دریچه نوعی شیفتگی یا نوعی غیریت‌انگاری رو به رو بوده‌ایم. امّا به برکت جمهوری اسلامی و حوادث دهه نود شمسی که به آن اشاره شد، و هم‌چنین وضعیت تحوّلات جهانی و افول قدرت آمریکا و در حال تکوین بودن نظم جدید جهانی، انگار برای اوّلین بار، با دولت سیزدهم امکان آن را یافته‌ایم که در ورای شیفتگی و غیریت‌انگاری، جهانی که در آن قرار داریم را بشناسیم. «جهان» در این وضعیت جدید، دیگر «ّبیرونِ» ایران نیست و ما با «ایرانِ در جهان» رو به رو شده‌ایم. «ایرانِ در جهان»، یعنی سرنوشت و آینده ایران با سرنوشت و آینده جهان امروز پیوند خورده است و این وضعیت، فوق روابط بین‌المللی و سیاست خارجی همسو یا ناهمسو با غرب، در دولت‌های پیشین است. 🔹شرایط امروز ایران و جهان به گونه‌ای نیست که با انتخاب یک شعار و مجموعه‌ای از گزاره‌ها، بتوان گفتمانی را در جامعه پمپاژ کرد. وقتی اساس آینده مورد سوال و ابهام واقع شده و جامعه ایران بیش از گذشته، مسائل خود را در پیوند با مسائل جهان می‌بیند، گوشی برای شنیدن راه‌حل‌های دم دستی، مشابه آن‌چه در گفتمان‌های دولت‌ساخته قبلی دنبال می‌شد، وجود ندارد. تازگیِ وضعیتی را که دولت سیزدهم در آن واقع شده است، دریابیم و به آن بیاندیشیم. این وضعیت نوظهور، ایران و مسئله‌های ایران را در شاکله جدیدی پیش روی دولت سیزدهم قرار داده است. دولت سیزدهم به جای دنبال کردن یک «گفتمان سیاسی»، به واسطه شخصیت آقای رییسی، حامل «فرهنگ سیاسی» خاصّی است که امکان مواجه شدن با وضعیت پیچیده‌ای را که به آن اشاره شد، یافته است. 🔸به بیانات رهبری در دیدار با هیئت دولت در سال 1401 که عمدتاً به ستایش و تحسین «فرهنگ سیاسی» دولت سیزدهم اختصاص داشت، با نظری عمیق‌تر بنگریم. در میان ویژگی‌هایی که رهبری برشمردند، به نظرم «زدودن رقابت‌های منفی از روابط بین قوا» و «احتراز از فرافکنی و بهانه‌تراشی» جلوه‌ای ویژه‌ داشت. این دو ویژگی را صرفاً به عنوان ویژگی اخلاقی رئیس‌جمهور و هیئت دولت فرونکاهیم؛ این دو ویژگی، ظرفیت و امکان جدیدی را پیش روی دولت سیزدهم قرار داده است که دولت‌های گفتمانی قبلی فاقد آن بوده‌اند: «رو به رو شدن با واقعیت و پیچیدگی مسائل کشور». این‌که دولت سیزدهم تا چه اندازه در فهم و حل مسئله‌های کشور موفق بوده، در جای دیگری باید مورد بررسی قرار گیرد، امّا می‌توان ادّعا کرد که دولت سیزدهم به عنوان نخستین دولت گام دوم انقلاب، با پیچیدگی مسائل واقعی جمهوری اسلامی مواجه شده است. 🆔 @social_theory ادامه ⬇️⬇️