eitaa logo
ساخت ایران|حسین مهدیزاده
3.8هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
320 ویدیو
117 فایل
طلبه درس خارج مدیر میز نظریه اجتماعی فرهنگستان علوم اسلامی قم @ho_mah کانال آپارات https://www.aparat.com/hosseinmahdizade
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از اندیشکده قصد
بسم الله 🗝به عقب برنمی‌گردیم! [بخش سوم] دکتر 📢 در دو بخش قبلی خواستم با سیاه‌نمایی بیش‌ازحد، توجه شما را به اهمیت مسئلۀ اقتصاد و ضرورت جلب کنم. غرضم نادیده‌گرفتن دستاوردهای باورنکردنی جمهوری اسلامی نبود اگر هم امروز از جهش تولید حرف می‌زنیم به‌خاطر این زیرساخت‌ها و تمهیداتی است که در اقتصاد کشور وجود دارد. ما با جمعی از دوستان از حدود شش ماه پیش دربارۀ زمینه‌های جهش اقتصادی در کشور مباحثاتی داشته‌ایم و حتی درس اقتصاد ایران این ترم را هم به همین امر اختصاص دادم. 🔸در این بخش و بخش‌های بعدی، تلاش می‌کنم برخی از ایده‌هایی را که برای ایجاد جهش اقتصادی بسیار دردسترس هستند مرور کنم. این ایده‌ها شاید در نگاه اول خیلی متعارف به نظر نرسند اما اجرایی‌کردن آن‌ها زحمت زیادی ندارد. 🔸اما اولین حوزۀ جهش تولید، نفت است! نفت چندسالی است که از اقتصاد ما آرام آرام حذف شده است اما همچنان مردم و مسئولان فکر می کنند اقتصاد ما نفتی است یا باید همچنان نفتی بماند! همین انگاره مانع از بالازدن آستین‌ها و حرکت به سمت تولید شده است. 🔸کل سهم نفت از اقتصاد ما تنها سیزده و نیم درصد است که آن هم فقط نصفش به صورت خام صادر می‌شود. با وجود تحریم‌ها و قیمت هر بشکه بیست و چند دلار، هیچ آدم عاقلی به فکر صادرات نفت خام نباید باشد. خب اگر نفت را صادر نکنیم، با آن چه کار می‌توانیم بکنیم؟! 1⃣ اولاً افزایش ظرفیت پالایشگاهی کشور است. پالایشگاه‌های فعلی باید با حداکثر ظرفیت کار کنند. اما احداث پالایشگاه جدید نیاز به سرمایه‌گذاری دارد که نه دولت می‌تواند و نه سرمایه‌گذار خارجی می‌آید! اما راه سومی وجود دارد که می‌تواند سرمایه‌های سرگردان داخل کشور را به این سمت سرازیر کند و آن است؛ پالایشگاه‌هایی که قلب آن را می‌توان با یک کامیون جابجا کرد، به همین راحتی و به همین کوچکی! 🔸احداث این پالایشگاه‌ها توسط سرمایه‌های خرد مردم و در سراسر کشور به تعداد بسیار زیاد، می‌تواند نه‌تنها نیاز داخل به فراورده‌های نفتی را تأمین کند که کل بازار منطقه را نیز پوشش دهد. به جای دل بستن به بازارهای جهانی،‌ بازارهای کشورهای همسایه را دریابیم! با یک حساب سرانگشتی در اطراف ما نزدیک به ۵۰۰میلیون مصرف کننده وجود دارد. یادمان باشد که اروپایی‌ها برای دست‌یافتن به بازار هشتاد میلیونی ما چقدر با هم دعوا داشتند و به محض امضای برجام، چقدر گروه‌های اقتصادی آنها به کشور ما سرازیر شدند! این جذابیت همچنان برای آنها وجود دارد، آن وقت ما از این مزیت خود هم در بازار داخلی و هم در بازار کشورهای همسایه غافلیم. 🔸در حال حاضر یک نمونه از این پالایشگاه‌ها در ایران در منطقۀ جلفا راه‌اندازی شده است که تنها مشکل آن این است که نه شرکت نفت به آن نفت خام می‌دهد و نه اجازه دارند محصولات خود را در ایران بفروشند! ترویج و گسترش این پالایشگاه‌ها فقط یک ارادۀ سیاسی و انحصارزدایی از صنعت نفت لازم دارد. 2⃣ ثانیاً با افزایش ظرفیت پالایش نفت که راه‌اندازی هر پالایشگاه کوچک حدود شش ماه طول می‌کشد، ما باید به بزرگترین خریدار نفت منطقه تبدیل شویم و تمامی نفت خلیج فارس را ما خریداری کنیم و درعوض، فراورده‌های نفتی ازجمله بنزین و گازوئیل و مواد پتروشیمی به این کشورها بدهیم. یک معاملۀ تهاتری بدون دلار و واقعا برد-برد! 3⃣ ثالثاً الان زمانی است که ما به جای اینکه نفت‌هایمان را با خواهش والتماس به دلار تبدیل کنیم، هر چه سریعتر باید ذخایر ارزی را به نفت (یا هر کالای باارزش دیگر) تبدیل کنیم و هر چه می توانیم نفت بخریم! می‌دانید که دلار در حال حاضر مثل بمب ساعتی است و هر لحظه ممکن است ارزش آن به‌شدت سقوط کند. چه آمریکا کرونا را ایجاد کرده باشد چه دیگران، برخی از تحلیل‌ها حاکی از این است که الان آمریکایی‌ها دارند از این آب گل‌آلود ماهی می‌گیرند و بدهی‌های خود را کاهش می‌دهند. اینها مسکن‌هایی است که در بلندمدت جواب نخواهد داد. 4⃣ رابعاً ایران باید هر چه سریعتر از اوپک خارج شود! به همان دلایلی که روسیه حاضر نشده عضو اوپک شود و مذاکرات او با اوپک به نتیجه نرسید. عضویت در اوپک نه‌تنها برای ما سودی نداشته است بلکه رعایت سهمیه‌بندی اوپک و سیاست‌های غلط آن همواره در اوضاع بحرانی به ضرر ما تمام شده است. از این جهت روی بازار نفت تمرکز می کنم که یکی از بخش‌هایی که می‌تواند در اقتصاد ما جهش تولدی ایجاد کند، نفت است. اما نه خام‌فروشی نفت، بلکه استفاده اهرمی از نفت. وجود ذخایر نفتی ارزان‌قیمت در کشور ما و در منطقۀ ما،‌ مزیت بسیار بزرگ و بی‌رقیبی است که می تواند هزینۀ تمام‌شدۀ تولید را برای ما بسیار کاهش دهد و ما کالاهای بسیار ارزانتری را تولید و صادر کنیم. [ادامه دارد...] 🆔 @QasdWay
هدایت شده از اندیشکده قصد
بسم الله 🗝به عقب برنمی‌گردیم! [بخش چهارم] دکتر 🔅پیش از این اشاره کردم که راه‌حل‌های متعارف نمی‌تواند گرهی از باز کند. همچنین توضیح دادم که چگونه علی‌رغم این همه رانت نفت و حمایت‌های دولتی، نتوانسته است برای ما جهش ایجاد کند. در بخش قبلی، را به‌عنوان نمونه‌ای از شیوۀ تولید مردمی مثال زدم. در این بخش،‌ مثال دیگری دارم که شاید در ابتدا روترشی بیاورد اما اگر تا انتها بخوانید خواهید دید که چه ظرفیت بزرگ و دردسترسی است! 🔹 وقتی حرف از به میان می‌آید، اولین تصویر ذهنی ما ایرانی‌ها، پرایدهای تصادفی کنار جاده است که پلیس با افتخار و برای ترساندن ما، لاشۀ آن را در مکانی مرتفع بارگذاری کرده است! اما خوب است بدانیم که از سال ۴۸ که برادران خیامی خط تولید ارو (پیکان) را از شرکت ورشکستۀ انگلیسی خریدند، استراتژی صنعت خودروی ما «هر ایرانی یک پیکان» بوده است. این استراتژی یعنی «مونتاژ» خودرو برای «مصرف داخلی»! 🔹 با این استراتژی صنعت خودرو، نمی‌توان انتظار داشت که خودروهای ملی باکیفیت و قابل رقابت با نمونه‌های خارجی تولید شود و بتواند در بازارهای جهانی حرفی برای گفتن داشته باشد، چرا که هدف «مونتاژ» خودرو برای «مصرف داخل» است! 🔹 برای تحقق این استراتژی هم شرکت‌های رانتی ایران‌خودرو و سایپا به زور حمایت‌های دولتی و انحصار صنعت خودرو، با کلی بدهی و تعهد، شده‌اند نماد خودروسازی ملی! 🔹 اگرچه گام‌هایی برای اصلاح این استراتژی در اواخر دهه هشتاد برداشته شد اما به دلیل وابستگی این راهکارها به تولید انبوه، باز هم به نتیجه نرسید. 🔸 راهکار جهش تولید در صنعت خودروسازی، راسته‌های خودروسازی است! یعنی همین راسته‌های تعمیرگاهی که در حاشیه شهرها وجود دارند باید همگی به جای تعمیرات خودرو، به «خودروسازی» روی بیاورند. 🔸 مطمئنا خودوریی که اینها درست خواهند کردند از پرایدی که ساپیا می‌سازد و از سمند و پژوی ایران خودرو بی‌کیفیت‌تر و ناامن‌تر نیست! 🔸و بلکه نوآوری و خلاقیت و بهینه‌سازی در آنها بسیار سریعتر و چالاکتر از خودروسازهای فعلی خواهد بود. 🔹 راه‌اندازی این راسته‌های خودروسازی فقط با یک مشکل مواجه است و آن اینکه نیروی انتظامی این خودروها را پلاک نمی‌کند! و احتمالاً انحصارگران صنعت خودروسازی، به قطعه‌سازان اجازۀ تأمین قطعات لازم را برای این راسته‌های خودروسازی نخواهند داد. پس نقطۀ کانونی، از صنعت خودروست. 🔸 این همه دانشکدۀ خودرو در کشور وجود دارد که نمونۀ واقعی ماشین هیبریدی و های‌تک خود را هم ساخته‌اند! اگر اجازۀ پلاک‌شدن این خودروها داده شود همۀ این دانشکده‌ها به مراکز تولید خودروهای های‌تک و مرکز تحقیق و توسعۀ خودرو تبدیل خواهند شد. 🔸 در زمینۀ بازار مصرف هم علاوه بر بازار کشورهای همسایه، حتی بازار کشورهای اروپایی و آمریکایی هم به‌شدت نیازمند خودروهای ارزان‌قیمت است و چین و کره دارند روی همین ظرفیت کار می کنند. 🔸این را هم اضافه کنم که صنعت خودرو در هر کشوری، ویترین صنعت آن کشور است. اگر صنعت خودورسازی متحول شود، زنجیره‌ای از واحدهای تولیدی را فعال می کند که هم رشد اقتصادی و هم اشتغال زیادی ایجاد می‌کند. [ادامه دارد] 🆔 @QasdWay
-2069094654_-211859.opus
1.94M
1⃣ پاسخ حجه الاسلام پیروزمند از اعضای علت علمی فرهنگستان علوم اسلامی قم به محتوای جلسه رهبری در سال ۸۹ درباره فرهنگستان @teghtesadi
-2106843389_-211857.opus
872K
2⃣ نقد طلبه ای به نام اقای روح الله رجبی به بیان اقای پیروزمند @teghtesadi
1618157315_-211858.opus
3.1M
3⃣ پاسخ مجدد اقای پیروزمند @teghtesadi
📕شهید صدر چه کتابهایی میخواند؟! 🏠 از فرصت در خانه ماندن استفاده کنیم و... 🔻لینک زیر را کلیک نمایید https://www.instagram.com/p/B-MxqOIpP8N/?igshid=1mznz8l9d81c 🆔 @shahidsadr
🔳⭕️من نقی معمولی‌ام تو چطور؟ دکتر مجتبی لشکربلوکی سریال پایتخت در حال پخش شدن از تلویزیون است و من به «نقی» فکر می‌کنم. چقدر این نقی آشناست و چقدر فامیلی هوشمندانه‌ای دارد: «معمولی». او یک کاراکتر خاص نیست. معدل و میانگین جامعه ماست. نقی معمولی یعنی من و یعنی تو. چرا چنین چیزی می‌گویم؟ به نقاط شباهت نقی معمولی به میانگین جامعه ایرانی دقت کنید: نقی معمولی راجع به همه چیز اظهار نظر می‌کند. تا حالا چنین دیالوگی از او نشنیده‌‌ایم: من نمی‌دانم باید فکر کنم. نقی معمولی جهان کوچکی دارد یعنی وقتی راننده نماینده مجلس می‌شود طوری رفتار می‌کند که نماینده مازندران در پارلمان است و نماینده پارلمان در مازندران! روی ماشینش پرچم ایران می‌گذارد مانند ماشین روسای جمهور و کلت و هفت تیر به کمر می‌بنندد. نقی معمولی اعتماد بنفس دارد در سطح لالیگا. نقی پارتی بازی می‌کند؛ از همسرش می‌خواهد که خبر بازگشت وی را از حج در اخبار استانی بگوید! حالا اگر نمی‌تواند در مشروح اخبار دست کم در خلاصه اخبار! نقی معمولی می‌خواهد همیشه بالا باشد: از اصرار بر هِد فامیل بودن تا سرگروه شدن در تمرین قبل از رفتن به حج. نقی معمولی راحت دروغ می‌گوید! حتی برای رفتن به خانه خدا هم دروغ می‌گوید آن هم دقیقا شب قبل از رفتن! نقی معمولی کتاب نمی‌خواند! همین! خیلی ساده! و از همه مهم‌تر؛ نقی معمولی خود تعمیم یافته ندارد. راجع به این بیشتر صحبت می‌کنم. البته نقی معمولی ويژگی‌های مثبت نیز دارد: 🔹 خانواده دوست است. 🔹 به بزرگ‌ترها احترام می‌گذارد. 🔹 گاهی اوقات رفتار اخلاقی و جوانمردانه دارد. 🔹 زحمت‌کش و جنگنده است برای خانواده‌اش می‌جنگد. 🔹 روی خانواده اش تعصب خاصی دارد. دیدید؟ نقی معمولی نماد جامعه ایرانی است. معدل و میانگین جامعه ماست. بسیار شبیه به من و تو. ☑️تجویز راهبردی: از میان همه مختصات نقی معمولی، یا به عبارت بهتر از میان همه مختصات خودم و شما می‌خواهم به مساله عدم شکل‌گیری «خود تعمیم یافته» اشاره کنم. مقصود فراستخواه، جامعه پژوه معاصر ما معتقد است: توسعه یافتگی محصول نوعی آگاهی میان فردی و فرافردی است. یا به تعبیر من توسعه حاصل وجود «خودِ تعمیم یافته» است. بگذارید مثالی بزنم: وقتی درک می‌کنم علاوه بر من و خانواده من، افراد دیگری نیز در این مجتمع آپارتمانی زندگی می‌کنند. از آن لحظه به بعد همانطور که حواسم به خودم و خانواده‌ام است، ملاحظه همه ساکنان آپارتمان را می‌کنم. اینجاست که به خود تعمیم یافته رسیده‌ام. نحوه رفت‌و‌آمد و صدا و استفاده از فضای مجتمع مسکونی، به نحوی خواهد بود که دیگران را هر لحظه در کنار خودم می‌بینیم. در خود محدود، من به عنوان پدر فقط فرزندم را به خاطر نسبت خونی، مورد توجه قرار می‌دهم ولی در خود تعمیم یافته، همسایه و همشهری را صاحب حق وحقوق می‌دانم و دستیابی به خود تعمیم یافته حاصل تامل، تمرین و تجربه است. پس سه پیشنهاد دارم: ✅ برای تامل: کتاب خودمداری ایرانیان را بخوانیم. ✅ برای تمرین: یک ماه تمرین کنیم که خانواده دیگران را خانواده خود بپنداریم. آنگاه آیا همان رفتاری را می‌کنیم که با وی می‌کنیم؟ ✅ برای تجربه: به گونه‌ای رفتار کنیم که برای نسل بعدی یک الگوی متفاوت رفتاری باشیم. آدم‌ها بر اساس تجربه زیسته‌شان می‌آموزند که چه کاری خوب است و چه کاری بد. بحران کرونا زمان بسیار مناسبی است برای تجربه خود تعمیم یافته. یعنی درک کنم که هر رفتار ساده می‌تواند باعث مرگ دیگری شود. فقط همین را بگویم که این خود تعمیم یافته بسیار مهم است: ما همیشه از خویشاوندگرایی و پارتی‌بازی می‌نالیم. همیشه می‌شنویم که در کشور امکان اجماع نظر وجود ندارد. از قبیله سالاری و قوم‌گرایی گله می‌کنیم. از اینکه دموکراسی در ایران شکل نمی‌گیرد ناراحتیم. یکی از مهم‌ترین بلوک‌های سازنده فرآیند توسعه یافتگی (اجماع نظر، دموکراسی، شایسته سالاری) دستیابی به این خود تعمیم یافته است. تا من تو را درک نکنم و تا تو من را نفهمی و تا به من تعمیم یافته نرسیم توسعه دشوار خواهد بود. البته توسعه یافتگی شروط دیگری نیز دارد و من منکر نقش نظام کشورداری و ... نیستم. در سریال پایتخت همای سعادت همنشین نقی معمولی است اما در دنیای واقعی همای سعادت (توسعه یافتگی) روی دوش نقی معمولی (من و تو) نخواهد نشست. باید از خودمداری به دیگرفهمی و دگرپذیری مهاجرت کنیم. همه ما یک خانواده بزرگ داریم به نام ایران و خانواده‌ای بزرگ‌تر به گستردگی جهان‌.
‎⁨جهان، پس از کرونا. یوول نوح هراری⁩.pdf
209K
یادداشتی خواندنی از نوح هراری درباره کرونا و تبعات بعدی آن در جهان! مطلب کمی طولانی است اما ارزش وقت گذاشتن دارد. انتشار آن به معنای قبول تمام محتوای آن نیست‌، بلکه نکات قابل تاملی دارد که می‌شود درباره آن نکات فکر و گفتگو کرد!
طب سنتی.pdf
11.49M
«کرونایسم» در هندسه معرفتی عالمان مذهب یادداشت تفصیلی حجت الاسلام علی امیری، مدیر موسسه فقه الطب، طبنا، با موضوع واکاوی مبانی معرفتی اندیشوران دینی در مواجهه با موضوعات نوپدید پزشکی و پاندمی ویروس «کرونا»، از منظر تاریخ پزشکی، فلسفه علم، مدرنیسم و طب قدیم.
حجه الاسلام علی محمدی موسسه معنا واقعا این نحوه از بریده دیدن «بخش توصیفی» از «غیر توصیفی علوم اجتماعی» برای من عجیب است! لااقل در سه گام می توان نسبت بخش توصیفی علوم اجتماعی با بخش غیر توصیفی را بررسی کرد: ▪️گام اول: رابطه بخش توصیفی با بخش تجویزی و حکمی ولو اینکه بپذیریم که علوم اجتماعی فقط توصیف می کنند و تجویز وظیفه آنها نیست، ولی این دیگر قابل انکار نیست که اگر توصیفات علوم اجتماعی از پدیده های انسانی از قبیل طلاق و خودکشی و مبادله و سود و دین و اسطوره و ...، هیچ دلالتی و اقتضائی نسبت به ساحت تصمیم و تجویز و توصیه نداشته باشد، لازمه اش به حاصلی و مهمل بودن مطلق علوم اجتماعی در تکون وضع کنونی جهان است. بلکه عمده جریان علوم اجتماعی مدعی آن هستند که فقط توصیفگر اند و نه توصیه کننده، ولی در کنار این «الاحقری» که می گویند، «الاکبری» خوابیده که اگر می خواهید دچار اعوجاج نشوید، به آنچه من علوم اجتماعی برایتان «به عنوان قواعد رفتاری انسان و جامعه» برایتان صورت بندی کرده ام و «وصف» کرده ام، «باید» تن در بدهید و ملتزم شوید. این عبارت، خود بزرگترین، «باید» علوم اجتماعی مدرن است. در ذیل این «باید کلان و اساسی» است که سیاست و قدرت، می بایست به «علوم اجتماعی» قید بخورد و مهار شود، تا به اصطلاح «کارشناسی و معقول» باشند و سلیقه ای و وهله ای و قبیله ای نباشد... ▪️گام دوم: در مندمج بودن بخش توصیفی با بخش اخلاقی و ارزشی علاوه بر این، تفطنی در پنجاه شصت سال گذشته حتی در میان، متفکرین اسلامی شکل گرفته که آنچه امروز به عنوان علوم انسانی ارائه می شود، ملغمه ای از «نظام ارزشها» و «نظام توصیفات» است که به صورت مندمج و در هم تنیده ارائه شده است. در فضای فکری ما این حساسیت نسبت به «علوم مارکسیستی» بیشتر بوده است و نقدهای بسیار خوبی در رد ادعای «علمی بودن مارکسیسم» توسط متفکرین اسلامی نگاشته شده است. شهید صدر در کتاب ارزشمند اقتصادنا، بحثهای مفصلی انجام داده که نشان دهد که آنچه امروز به اسم «نظام اقتصاد مارکسیتی» و «نظام اقتصاد سرمایه داری» مطرح است، مجموعه ای در هم تنیده از «مذهب اقتصاد» و «علم اقتصاد» است و نباید ما گول ظاهرا ادعاها را بخوریم. ایشان تلاش کرده که در هریک از این نظامهای اقتصادی، بخش توصیه ای و ارزشی آنها را از بخش توصیفی آنها تفکیک کند. ▪️گام سوم، گرانبار بودن توصیفات از نظام ارزشی و اخلاقی گام سوم، توجه به نخ نما شدن افسانه «خنثی بودن توصیفات علمی»؛ لااقل در علوم انسانی است. نقدها و تبین های خوبی در این سالها چه در غرب و چه در جهان اسلام و چه در کشورما، نسبت به «منسلخ نبودن بخش توصیفی علوم انسانی» از نظام ارزشی و اخلاقی دانشمندان صورت گرفته است. چگونگی حضور «تصویر از مطلوب»، در افراز و تجزیه واقعیت، شاخص های تعادل و عدم تعادل، شناسایی معادله های حرکت بر اساس متغیرهای موجود، شناسایی متغیر اصلی و ...، همه و همه مجاری حضور تصویر ارزشی و مطلوب دانشمندان در توصیفاتشان در عرصه علوم انسانی است. 🔹غرض این تفکیک این بود که بعد از توجه به گامهای فوق باید بررسی کنیم که جمله ای که از جناب استاد جوادی آملی دام ظله نقل شد، به چه معناست؟ جمله ایشان این بود: «کسی نباید توقع داشته باشد که با و ، و با ، سیاست را پیدا کند؛ چون باید و نباید جایش در است، منتها مبانی فطری و ادله اولی را حکمت نظری تأمین می‌کند.» اگر ایشان بگوید که بخش توصیفی و تجویزی هیچ ارتباطی با هم ندارند و بخش اول را در حکمت نظری باید جست و دومی را در حکمت عملی، به نظر حقیر از منظر هر سه گامی که عرض کردم یا لااقل از منظر گام اول و سوم، می توان به این فرمایش ایشان اشکال کرد. این اشکال زمانی تقویت می شود که بدانیم در نگاه ایشان (بر خلاف بزرگانی مانند استاد مصباح)، حکمت علمی به حکمت نظری بر نمی گردد و هر یک بداهتها و قضایای فطری خاص به خود را دارند.🌺
8.26M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یکی از بحث های مهم در حوزه فلسفه مساله وحدت و کثرت است. یکی از زیرشاخه های این موضوع، پاسخ به این سوال است که چطور اجزاء یک کل واحد، می تواند دارای ارزش مثبت باشند، اما کل نهایی که منتجه است، ارزش منفی داشته باشد. مثال معروف آن هم «رقص» است. در حالی که حرکت های دست و پا و کمر و سر و... اگر جداجدا بررسی شوند، ممکن است بی ارزش و یا حتی دارای ارزش اخلاقی مثبت باشند(مثل ورزش) اما کلیت آن از نظر دین ممکن است گناه باشد و یا در هنرهای نمایش، یک رقص بد و ناهنجار و یا بی مناسبت و... باشد یعنی وقتی این حرکات با هم جمع می شوند بار ارزشی متفاوتی از تک تک آنها بصورت مجزا دارند. پاسخی که هر مکتب فلسفی به این سوال میدهد، که چطور ارزش کلیت را از ارزش اجزاء جدا می کند، بعدا توسط دانش های بهره بردار از آن مکتب فلسفی در علوم کاربردی مورد استفاده قرار می گیرد و در نهایت هم متخصصان خطابه های عمومی، آن روش تحلیل را در گفتگو با مردم، به زبان ساده در می آورند و موضوعات را به زبان عمومی بیان میکنند. اما متاسفانه در بسیاری از اوقات، کنشگران اجتماعی، برای فرار و انکار بار ارزشی حاصل از کلیت کار خود، متفاوت بودن ارزش کلیت یک اثر و فعل از اجزائیش را انکار می کنند و این در اصل تلاشی غیر اخلاقی است برای تحمیق مردم و سوء استفاده از کم سوادی مردم در بازی های منطقی و زبانی. البته این سو رفتار، مذهبی و غیرمذهبی نمی شناسد، اما کلیپ بالا یک نمونه گل درشت از این رفتار غیر اخلاقی نخبگان جامعه است. @teghjtesadi
8.82M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تیزر هنری و نگاه جالب شیعیان حزب الله به دعوت دیشب سید حسن نصرالله برای دعا در شب نیمه شعبان @teghtesadi