4_5769528636432452034.opus
845.4K
#تربیتی
❇️دختری خیلی به نماز و عبادت علاقه داشت بطوری که🔙
وقتی وضو میگرفت منتظر اذان میماند✔️
♻️ از یکسال قبل از سن تکلیف تا چهارده سالگی خیلی دختر خوب و مطیعی بود💯
🔺اما اکنون که به شانزده سالگی رسیده ,در رفتار و عقایدش تغییراتی کرده هر چند در محبت و تامین خواسته های فرزند والدینش کوتاهی نکردند اما...
💢مانند نماز صبحش قضا میشود
💢و لباس کوتاه میپوشد
💢و آرایش میکند و موهایش را بیرون از روسری می اندازد
💢و احترامش نسبت به خانواده کم شده است
↩️ تقلید کورکورانه میکند ⚠️
♻️برخورد والدین با دختر نوجوان خود چگونه باید باشد که به رفتار قبلی خودش برگردد❓
#سخنان_ناب_و_زیبای_استاد_آقارضا
.:::| ••••●❥JOiN👇
🆔 @sokhananiziba
💌یکی از بهترین و اثرگذارترین شیوه های برقراری ارتباط با فرزندان و ابزار انتقال مفاهیم به او، "نامه" است طوری که امیرالمومنین علیه السلام فرمود:
نامه، گویا ترین سخن گوی توست.
📝 نامه نوشتن ظرافت هایی دارد که باید آن را رعایت کنیم. برای نمونه نامه ای که در آن مادری میخواهد با دخترش در مورد حجاب سخن بگوید می تواند مثال جالبی باشد
📚منِ دیگرِ ما، کتاب دوم، ص۱۴۵ :
✨به نام کسی که دخترم را به من عطا کرد ✨
دختر عزیزم، سلام!
❤️امیدوارم حالا که این نامه را می خوانی، تمام وجودت پُر از شادی و نشاط باشد. لبخندی که روی لبهای تو می نشیند، زندگی را به کام من، شیرین می کند.
❤️هیچ وقت فراموش نمی کنم آن روزهایی را که منتظر آمدنت به این دنیا بودم. چه قدر خوشحال بودم که خدا می خواهد فرزندی به من عطا کند. وقتی به دنیا آمدی، سر از پا نمی شناختم. هنوز هم بعد از گذشت سالها، هر روز خدا را شکر می کنم که دختری مانند تو به من داده است.
❤️درست است که هر مادری، فرزندش را دوست دارد و من هم مثل همۀ مادرها هستم؛ امّا وقتی به خوبی هایت فکر میکنم، محبّت تو در دلم چند برابر می شود.
❤️ نماز که می خوانی، نمی دانی چه جشنی در دلم به پا می شود.
❤️ رفتار مؤدّبانۀ تو با پدرت، واقعاً مثالزدنی است. دیگران، همیشه از ادب تو تعریف میکنند. من خیلی خوشحالم که درسهایت را می خوانی و مثل بعضی از بچّه ها نیستی که پدر و مادرشان را برای درس خواندن، جان به لب می کنند.
❤️به قدری دوستت دارم که دوست ندارم حتّی یک عیب کوچک در وجود تو باشد. دوست دارم همۀ وجودت، مملوّ از خوبی باشد. این احساسی که به تو دارم، باعث شده همیشه نگرانت باشم و چند وقتی است که مسئله ای مرا خیلی نگران کرده.
❤️شاید دوست داشته باشی زودتر بدانی که این مسئله چیست؟ باشد، من هم منتظرت نمی گذارم.
❤️چند باری که در کوچه و خیابان، در راه مدرسه تو را دیدم، آن گونه که باید، حجابت را رعایت نکرده بودی. البته نمی خواهم بگویم که از عمد، این کار را کرده بودی؛ امّا همان طور که گفتم، تو به قدری خوبی که دوست ندارم حتّی یک عیب کوچک داشته باشی. شاید هم در آن چند باری که من تو را دیدهام، حواست نبوده که حجابت آن طور شده بود.
❤️شاید خود من هم مقصّر هستم و در تربیت تو در مسئلۀ حجاب، کوتاهی کرده ام. هر چه که هست، دوست دارم در این باره به من توضیح دهی تا خیالم راحت شود.
❤️خیلی دوست دارم که جوابم را به صورت نامه بدهی. می خواهم جوابت را با خطّ دوست داشتنی ات بخوانم.
❤️کاش هیچ وقت فراموش نمی کردی که مادر، از صمیم دل، دوستت دارد و همیشه خدا را برای داشتن چنین دختری شکر می کند.
❤️دوستدار همیشگی تو❤️
مادرت
#تربیت_فرزند
💝 @sokhananiziba
4_6041771336127227586.mp3
9.39M
#احساسی
🔘پسری ۲۱ ساله که عاشق خانمی شده که پس از خیانت از طرف خانم رابطه تمام شده است💔
⌛️و مدتی هم از این موضوع گذشته است🔙
💢اما پسر از ناراحتی خود را در معرض نابودی قرار داده است و دنیا را در او خلاصه کرده که به آخر رسیده است❗️
#سخنان_ناب_و_زیبای_استاد_آقارضا
.:::| ••••●❥JOiN👇
🆔 @sokhananiziba
#همسرانه
❤ قدر دوست داشتن را بدانیم ❤
📍میدانم نمیدانی
چقدر دوستت دارم
و چقدر این دوست داشتن همه چیزم را
در دست گرفته است...
📍میدانم نمیدانی
چقدر بیآنکه بدانی
میتوانم دوستت داشته باشم...
بیآنکه نگاهت کنم
صدایت کنم
بیآنکه حتی زنده باشم
میدانم نمیدانی،
تا بحال چقدر دوست داشتنت
مرا به کشتن داده است...
🌸🍃 زندگی به سبک عاشقا...
@sokhananiziba
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
😢🌺😢
تا کی به تمنای وصال تو یگانه..
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه😢😢
🌸🍃 زندگی به سبک عاشقا...
@sokhananiziba
❅✺✻زنـ💕ـدگی به سبک عـ💞ـاشقا❅✺✻
🔹 #او_را ... 20 یچیز خوردم و راه افتادم سمت آدرسی که عرشیا فرستاده بود. زنگ خونه رو زدم و رفت تو.
🔹 #او_را ... 21
هنوز حدود ده دقیقه مونده بود تا چراغ سبز شه...
چشامو به آسمون دوختم...
با خودم فکر میکردم من با اینهمه دک و پز
و مامان بابای دکتر
و خونه آنچنانی
و ماشین مدل بالام
امیدم به زندگی زیر صفره!!
اونوقت این مدل آدما چجوری زندگی میکنن...
چجوری میتونن حتی یه لبخند بزنن؟؟
به چه امیدی صبح بیدار میشن و شب میخوابن...
این تقدیر، تقدیر که میگن چیه...
مرجان راست میگه...
ماهممون عروسکای خیمه شب بازی ایم!😒
اینهمه میدویم،
آخرش که چی؟؟
به کجا برسیم؟
به چی برسیم!؟
کل دنیا داشت تو نظرم کوچیک و کوچیک تر میشد...
دیگه از همه مسخره تر برام،کارای مامان و بابا بود،
حرفاشون،
تلاششون،
که چی؟
از چی میخوان فرار کنن؟
هممون یه روز میمیریم و تموم میشیم...
آخ سرم....
سرم...
سرم....😖
نه...
من اینهمه ندویدم که آخرش به اینجا برسم...😭
من میخواستم آیندم روشن باشه...
من اینهمه از این کلاس به اون آموزشگاه نرفتم که به اینجا برسم...
پس برای چی 4زبان خارجه رو یاد گرفته بودم؟؟
برای چی اینهمه فن و هنر و...
داشتم منفجر میشدم...
سرم داشت گیج میرفت...😭
چراغ سبز شد...
با نهایت سرعت گاز میدادم و داد میزدم و گریه میکردم....😭
به خودم که اومدم دیدم جلو در خونه ی مرجانم❗️
تن بی جونمو از ماشین بیرون کشیدم و رفتم سمت خونشون.
زنگو زدم و با باز شدن در رفتم بالا...
مرجان با دیدنم رنگش پرید😳
-چیشده ترنم!؟؟😨
-مرجان مشروب...
فقط ...
🍷🍷🍷
بعد چند ساعت که به خودم اومدم دیدم سرم رو پای مرجانه و داره موهامو ناز میکنه!
-خوبی خوشگلم؟💕
بهتر شدی؟
-مرجان😭
-دیگه گریه نکن دیگه...
اگر حالت خراب نبود حتی یه قطره هم نمیذاشتم بخوری...
حالا که خوردی،باید خوب باشی😉باشه؟
-از وقتی اون حرفا رو زدی دارم دیوونه میشم...😣
آخه مگه میشه؟
اینهمه از زندگیمو گذاشتم برای پیشرفت،
حالا توی ....میگی همش کشک؟؟؟
-چرا به من فحش میدی؟😳
من که از همون اولش بهت میگفتم زیادی فعال نباش!
-یعنی من اشتباه میکردم!؟
نه...
من نمیتونم...
من بی هدف نمیتونم نفس بکشم...
من مال تلاشم
مال پیشرفتم!
-پس چرا نمره های ترم پیشت افتضاح شد؟؟
خانوم پیشرفت و ترقی!
یه اتفاق کوچیک باعث شد تلاش چندسالتو به باد بدی!
الکی واسه من ادای دانشمندارو درنیار😒
-اصلا تو دروغ میگی!
من بعد رفتن سعید اینجوری شدم!
ربطی به این مزخرفاتی که تو میگی نداره!
-زندگی ای که تنها امیدش یه پسر هرزه مثل سعید باشه،مفتم گرونه!😒
-به تو چه اصلا؟
من باید برم،دیرم شده...
خداحافظی کردم و رفتم خونه
"محدثه افشاری"
انتشار با حفظ لینک کانال و اسم نویسنده
🌸🍃 زندگی به سبک عاشقا
🌸🍃 @sokhananiziba
🔹 #او_را ... 22
بعد شام و صحبتای معمولی با مامان و بابا،رفتم اتاقم
دفترچمو برداشتم و شروع کردم به نوشتن...
من باید این مسئله رو حل میکردم...❗️
باید به خودم ثابت میکردم مرجان اشتباه میگه،
من باید زندگیمو درست کنم!
حق ندارم با حرفای مرجان هرروز پوچ و پوچ تر شم!🚫
برای همین دیگه سراغ نوشته های قبلیم نرفتم،
باید دوباره از اول مینوشتم تا بفهمم از کی زندگیم این شکلی شد🔥
من میگفتم با رفتن سعید له شدم
اما مرجان میگفت من قبل از سعید هم همین زندگی رو داشتم‼️
نه ❗️
باید ثابت میکردم مرجان دروغ میگه😠
اما...حالا که یه جایگزین برای سعید گذاشتم چرا حالم خوب نشده⁉️
نه
نه
منم اشتباه میکنم،باید بنویسم...
نوشتم و نوشتم و نوشتم...
فکر کردم
و فکر کردم
و فکر کردم.....
🚬سیگار رو روشن کردم و سعی کردم گذشته هامو خوب مرور کنم!
اولین باری که برام سوال شد من برای چی به وجود اومدم،
فکرمیکنم حوالی 14سالگیم بود👧
همون موقع که مامان گفت برای اینکه پیشرفت کنی و یه انسان مفید بشی😕
بابا گفت برای اینکه به جامعه خدمت کنی و یه انسان موفق باشی 🙁
و من تو دلم گفتم فقط همین⁉️😐
اما پیششون سرمو تکون دادم و بیشتر از قبل درس خوندم و تلاش کردم!
قانع نشده بودم اما هربار که برام سوال میشد، همون جوابا رو تکرار میکردم و با خودم میگفتم تو هنوز بچه ای😒
بزرگ بشی میفهمی مامان بابا درست میگن😏
و بعدش هربار که تو زندگی احساس کمبود کردم سعی کردم با یه چیز جدید جبرانش کنم!
کلاس رقص
شنا
زبان
سازهای موسیقی
فضای مجازی
چت
سعید
و...
چشممو بستم و زیر لب گفتم مرجان راست میگفت!!😔
من فقط با وسیله های مختلف سعی کرده بودم احساسمو خفه کنم...
وگرنه از همون 14سالگی فهمیده بودم هیچ دلیلی برای زندگی کردن ندارم....🚫
"محدثه افشاری"
کپی با حفظ لینک کانال و نام نویسنده
🌸🍃 زندگی به سبک عاشقا
🌸🍃 @sokhananiziba