"سکوت اجباری"🇵🇸
🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼 🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼 🌼🌼🌼🌼🌼🌼 🌼🌼🌼🌼🌼 🌼🌼🌼🌼 🌼🌼🌼 🌼🌼 🌼 |فصل اول| "سکوت اجباری"207 مرد ریش بلند و درشت هیکلی ک
🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼
🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼
🌼🌼🌼🌼🌼🌼
🌼🌼🌼🌼🌼
🌼🌼🌼🌼
🌼🌼🌼
🌼🌼
🌼
|فصل اول|
"سکوت اجباری"208
(سبحان)
برگشتم سمت حاج عمار تبلت رو ازش گرفتم.
من میدونم پسرتون زیاد ندیدیش حاجی!
اونا میخوان با این فیلم ها خودشون کاری کنند خودتون با پای خودتون بیایید بعد تو رسانه ها اعلام افسر ارشد حزب الله لبنان خودش رو تسلیم کرد!
ما چاره ای جز موشک زدن به پایگاه نداریم ولی باید اونا رو به جای امنی ببریم!
آرین هم شما رو زیاد ندیده! عذاب کشیدنش به خاطر اینکه نمیخواد افسری مثل شما لو بره!
حاج عمار نگاه عمیقی کرد.
اما من نمیتونم بذارم پسرم! عروسم! نوه ام! همونجوری تو دست اون از خدا بی خبرا بمونه!
کنارش نشستم اعصابم شدید خورد بود که حاج عمار سریع بلند شد!
نوه و عروسم رو بیرون میارید هرطور شده!
اما آرین مدتی باید بمونه.
(ریحانه)
دستای آرین باز کردن بیهوش بود و کشون کشون میبردنش سلول که پوریا رفت سمتشون چیزی گفت همه کشیدن کنار!
میتونی فقط ده دقیقه باهاش باشی!
حرفی نزدم سوالی نپرسیدم دویدم سمت آرین با دیدن بدن زخمی که از خارها سوراخ شده بود صورت کبودش چشمام ناخوداگاه بسته شد.
دستم روی گونه هاش گذاشتم پیشونیم روی پیشونیش تکیه دادم بیدار نبود تا ببینه چطوری دارم داغون میشم آروم بوسه ای روی لبش زدم.
بلند شو.. بلند شو نجاتمون بده آرین.. امید من دخترمونی..!
پوریا دستم گرفت پرتم کرد اتاق و شب با صدای شکستن شیشه سریع نفس بغل کردم.
ادامه دارد..
کپی جایز نیست🛑
یک قسمتی از وجودم داره برای از هم نپاشیدنم به شدت تلاش میکنه.))))🥀🖤
https://gkite.ir/es/9667352
جواب ناشناس ها👇🏻
@Anonymous_channel
توجه: حتما در ناشناس عضو بشید اگر اتفاقی برای کانال افتاد خدای ناکرده اونجا ادامه بدیم‼️
"سکوت اجباری"🇵🇸
آخرین سفارش کتاب درسی دوران تحصیلی:))🤍📚
چشیدن اخرین ها خیلی سخته:///🥲♥️
6.36M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هوای تبریز😂⛈
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[@soko_ejbari].....♥️
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
"سکوت اجباری"🇵🇸
هوای تبریز😂⛈ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ [@soko_ejbari].....♥️ ـ
با این هوا دلم میخواد بخوابم
ساعت ۹ بیدار شدم فکر میکردم هنوز صبح نشده😐😭💔