60.28M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با عرض سلام،خدمت همراهان گرامی در کانال ها وگروهها،
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
گوشه هایی از مراسم جشن باشکوه نیمه شعبان ۱۴۰۳،پیش کش نگاههای پر مهر شما عزیزان
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
هدایت شده از شهید مدافع حرم مجتبی کرمی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
چه سپاهی چه دلیری
روشنگری مکتب حاج قاسم🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴.هاجر🏴
با عرض سلام،خدمت همراهان گرامی در کانال ها وگروهها، 🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 گوشه هایی از مراسم جشن باشکوه نیمه شعبا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
⭕️🔖 خاطرهای تکان دهنده از #جشن_تکلیف دختر 9 ساله!؟!
🖍✔️در سال 1362 قرار شد برای ما، در مدرسه جشن تکلیف بگیرند. #مدیر_خوب مدرسه ما که خودش علاقه زیادی به بچهها داشت و تنها معلمي بود كه سر وقت در مدرسه با بچهها نماز مي خواند، به کلاس ما آمد و گفت: «بچهها برای دوشنبهي هفتهي آینده جشن تکلیف داریم؛ وسائل جشن تكليف خودتان را آماده کنید و به همراه مادران خود به مدرسه بیاورید.»
🔆 من همان جا غصهدار شدم چون در خانه ما به اين چيزها بها داده نميشد و خبري از نماز نبود.
♦️روزهای بعد، بچهها یکییکی وسایل خودشان را شاد و خرم با مادرانشان به مدرسه ميآوردند.
⚠️ مدیر مدرسه مرا خواست و گفت: «چرا وسایل خود را نیاورده ای؟» من گریهکنان از دفتر بیرون آمدم.
✅ فردا مدیر مرا به دفتر برد و گفت: «دخترم! این چادر نماز و سجاده و عطر را مادرت برای تو آورده.»
ولی من میدانستم در خانه ما از این کارها خبری نیست.
🔰 بالأخره روز جشن تکلیف فرا رسید و #حاج_آقای_بسیار_خوشکلامی برای ما سخنرانی کرد و گفت: «بچهها به خانه که رفتید در اولین نمازتان در خانه، از خداي خود هر چه بخواهید خداي مهربان به شما میدهد.
آن روز خیلی به ما خوش گذشت.
♻️ به خانه آمدم شب هنگام نماز مغرب، سجادهام را پهن کردم تا نماز بخوانم، مادرم نگاهي به سجاده كرد و با حالتي خاص اصلاً به من توجهی نکرد.
💠 من كه تازه به سن تكليف رسيده بودم انتظار داشتم مورد توجه قرار گيرم كه اينگونه نشد.
🚫 اما وقتی پدرم به خانه آمد و سجاده و چادر نماز من را ديد، #عصبانی شد، سجاده مرا به گوشهای انداخت و گفت: برو سر درسات، این کارها یعنی چه؟!
💖 بغضم ترکید و از چشمانم اشک جاری شد و با ناراحتی و گریه به اتاقم رفتم. آن شب شام هم نخوردم و در همان حال، خوابم برد.
🟢 اذان صبح از حسینیهای که نزدیک خانه ما بود به گوش میرسید، با شنیدن صدای اذان، دوباره گریهام گرفت، ناگهان صدای درب اتاقم مرا متوجه خود كرد.
🟩 پدر و مادرم هر دو مرا صدا میکردند، درب اتاق را باز کردم دیدم #هر_دو_گریه کردهاند، با نگراني پرسيدم: چه شده؟! كه يكدفعه هر دو مرا در آغوش گرفتند و گفتند دیشب ظاهراً هر دو یک خواب مشترک دیدهایم.!
🔊 خواب ديديم ما را به طرف #پرتگاه_جهنم میبرند، میگفتند شما در دنیا نماز نخواندهاید و هيچ عمل خيري نداريد و مرتب از نخواندن نماز از ما با عصبانيت سؤال ميكردند و ما هم گریه میکردیم، جیغ میزدیم و هر چه تلاش میکردیم فایدهای نداشت، تا به پرتگاه آتش رسیدیم.
☑️ خیلی وحشت كرده بوديم. ناگهان صدایی به گوشمان رسيد كه گفته شد: «دست نگه دارید، دست نگه داريد، دیشب #در_خانهی_اینها_سجاده_نماز_پهن_شده، به حرمت سجاده، دست نگه دارید.»
🟦 آن شب پدر و مادرم توبه کردند و به مدت چند سال قضای نمازها و روزههای خود را بجا آوردند و در يك فضای معنوی خاصی فرو رفتند و خداوند هم آنها را مورد عنايت قرار داد.
این روند ادامه داشت، تا در سال 74 هر دو به مکه رفتند و بعد از برگشت از حج تمتع، در فاصله چهل روز هر دو از دنیا رفتند و #عاقبت_به_خیر شدند.
❇️ اولین سال که معلم شدم و به كلاس درس رفتم، تلاش كردم تا آن مدیرم که آن سجاده را به من داده بود پیدا کنم. خیلی پرس و جو کردم تا فهمیدم در یک مدرسه، سال آخر خدمت را میگذراند.
♻️ وقتی رفتم و مدرسه را در #شهرستان_کیار استان #چهار_محال_و_بختیاری پیدا کردم، دیدم پارچهای مشکی به دیوار مدرسه نصب شده و درگذشت مدیر خوبم را تسلیت گفتهاند.
یک هفتهای میشد که به رحمت خدا رفته بود. خدا او را که باعث #انقلابی_زیبا_در_زندگی_ما شد بیامرزد.
🔱 حال من ماندهام و سجاده آن عزیز که #زندگی_خانوادگی_ما را منقلب کرد. حالا من به تأسي از آن #مدير_نمونه_مؤمن_و_متعهد؛ سالهاست #معلم كلاس سوم ابتدايي هستم و در جشن تكليف دانش آموزان، ياد #مدير_متعهد خود را گرامي ميدارم و هر سال که میگذرد برکت را به واسطهی نماز اول وقت در زندگی خود احساس میکنم.
خواهر کوچک شما ـ التماس دعا
📚 کتاب پر پرواز ، ص 122
#نقش_معلم_در_تربیت
#نقش_مدیر_متعهد_در_رشد_دانش_آموزان
#نماز_و_تربیت
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
روشنگری مکتب حاج قاسم🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴.هاجر🏴
با عرض سلام،خدمت همراهان گرامی در کانال ها وگروهها، 🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 گوشه هایی از مراسم جشن باشکوه نیمه شعبا
صمیمانه ازهمهشما اهالی محترم رباط،به خاطر،مشارکت در برپایی جشن های اعیاد شعبانیه،مخصوصا ،جشن نیمه شعبان تشکر میکنم،
مخصوصا از برادران ارجمند که،وقت گذاشتن و استقبال خوبی کردند از جشن شب پنجشنبه.
جاداره از روحانی محترم حاج اقا بشیری بزرگوار، مسئول محترم کانون وبچه های کانون، نوجوانهای موکب،هیئت امنای محترم مسجد وحسینیه،دهیاری وشوراهای محترم،بسیج برادران وخواهران،مربی های حلقات صالحین،خواهران هئیتی،بچه های خوب گروه سرود دختر وپسر،که پای کار بودند تشکر ویژه ای داشته باشیم،
که نه تنها در اعیاد شعبانیه،بله در همه مناسبتهای مذهبی ودینی وملی ،مخصوصا برای ایام فاطمیه واقعا همه جوره یاری کردند که به بهترین شکل کار راه بیوفته،
ان شاء الله که خانم فاطمه زهرا (س) دعاگوی همه شما عزیزان باشد وهمیشه توفیق داشته باشید ،که جان ومال نسل وفرزندانتان در راه دین واهل بیت (ع)و زمینه سازی ظهور صرف شود.....
به برکت صلواتی بر محمد وآل محمد
🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱