eitaa logo
سلـوان .
266 دنبال‌کننده
269 عکس
468 ویدیو
1 فایل
خوش‌اومدی به بهشت کوچك من 💙 . مایل‌‌به‌خوردن‌یه‌لیوان‌چای‌هل‌دار ☕️ ؟! • کپی‌ نـکـن جـان‌دل 🐢 . تبادل . @Hobe110 .
مشاهده در ایتا
دانلود
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قشنگترین کلیپی که دیدم:)
امروز یه پیام قشنگ دیدم: همین الان یه نفر داره برای داشتن چیزایی که تو الان قدرشونو نمی‌دونی، دعا می‌کنه! دقیقاً همین الان..(:
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میخوام آخر این داستانو ببینم تا اون روز بیاد هیچ جایی نمیرم🗿🕶
اﺯ ﺑﺮﺗﺮﺍﻧﺪ ﺭﺍﺳﻞ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : ﭼﺮﺍ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﻣﺘﻌﺼﺐ ﻣﯽ ﺗﺮسد ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺗﺶ ﺷﮏ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﺍ ﺍﺻﻼﺡ ﮐﻨﺪ ؟ ﺭﺍﺳﻞ پاسخ ﻣﯿﺪﻫﺪ: ﭼﻮﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ؛ چگونه ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﺎﻭل های ﮐﻒ ﭘﺎﯾﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﯿﺮﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﻩﺍﻡ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ! ﺍﯾﻦ ﯾﮏ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ .. و ﺍﮐﺜﺮ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ! " ترس از تغییر"
من در دوران دبیرستان برای مطالعه به کتابخانه فرهنگسرای کومش می رفتم.. عباس هم مرتب به کتابخانه میومد ‌‌.. اونجا با هم یک گپ و گفتی داشتیم و گاهی کنار هم می نشستیم ، اون خاطره ای که بیادم هست ، وقتی اذان در محوطه فرهنگسرا پخش می شد ؛ عباس خودکارش را روی میز می گذاشت و کتاب را می بست و به نمازخانه ی کتابخانه می رفت ... این صحنه رو بار ها من دیده بودم♥️:)
•هر وقت خواستی جا بزنی به حس خوب بعد از نتیجه گرفتنت، به آخیش گفتن بعد رسیدنت، به برآوردن شدن آرزوهات، به حس رضایت درونت، به خنده ی از ته دلت، به اشک شوق مامانت، به لبخندِ مغرورانه بابات فکر کن و فقط ادامه‌بده:)
میلیاردها سلول تو بدنت مثل ساعت بی‌وقفه و با هدف دارن کار میکنن ؛ به احترامشون با هدف زندگی کن🧃.
. امشب میخوام بہ مناسـبت تولد شهید حججی ، کتابی رو معرفی کنم کہ اگر نخونید واقعا واقعاا کلاه سرتون رفتہ ! باید بهتون بگم کہ سہ نفر از دوستان بنده زندگیشون کلا تغییر کرده :)💗 .
سلـوان .
. امشب میخوام بہ مناسـبت تولد شهید حججی ، کتابی رو معرفی کنم کہ اگر نخونید واقعا واقعاا کلاه سرتون
برگشتم به حاج سعید گفتم : آخه من چطور این بدن ارباً اربا رو شناسایی کنم ؟ . خیلی بهم ریختم . رفتم سمت آن داعشی ، یک متر رفت عقب‌ و اسلحه‌اش را کشید طرفم . سرش داد زدم : شما مگه مسلمون نیستید ؟ . به کاور اشاره کردم که مگر او مسلمان نبود ؟ پس سرش کو ؟ چرا این بلا را سرش آوردید ؟ حاج سعید تند تند حرف‌هایم را ترجمه می‌کرد . آن داعشی خودش را تبرئه کرد که این کار ما نبوده و باید از کسانی که او را برده‌اند القائم بپرسید . فهمیدم که میخواهد خودش را از این مخمصه نجات دهد . دوباره فریاد زدم که کجای اسلام می‌گوید اسیرتان را این‌طور شکنجه کنید ؟ . نماینده داعش گفت : تقصیر خودش بوده ! پرسیدم : به چه جرمی ؟ بریده بریده جواب می‌داد و حاج سعید ترجمه می‌کرد : از بس حرصمون رو درآورد ، نه اطلاعاتی به ما داد ، نه اظهار پشیمونی کرد ، نه التماس کرد ! تقصیر خودش بود :) زندگینامه شهید محسن حججی . بہ‌قلم¦محمدعلی‌جعفری 📻
سلـوان .
اگر نیاز بہ یك تحول درونی دارید ؛ بخونید ✨ .