علی اکبر خیلی به درس علاقه داشت . ابتدایی که می رفت چون توی کلاس از همه بچه ها درشت تر بود ، معلم گفته بود از بچه ها درس ها را بپرس تا من برسم . بچه بیشتر از معلم از او حساب می بردند.
وقتی هم که به خانه بر می گشت ، خواهرانش را دور هم جمع می کرد و درس های روز را مثل آقا معلم برایشان تکرار می کرد ، تا آنها هم یاد بگیرند . غروب ها هم کنار خانه برای بچه ها کلاس می گذاشت و مشکلات درسی شان را حل می کرد .
شب ها هم با وجودی که برق نداشتیم ، وقتی همه می خوابیدند زیر نور فانوس درس هایش را می خواند .
- شهیدعلیاکبرشیرودی ✨
ابنسینا خواست کتاب
مابعدالطبیعه ارسطو رو بخونه
ولی هر چی میخوند
کتاب رو نمیفهمید !
یه بار دو بار سه بار چهار بار...
باز دوباره از اول خوندش تا بفهمه!
چهل بار کتاب رو خوند
ولی بازم نفهمید!
تا اینکه خدا عنایتی کرد بهش
و کتاب فارابی در توضیح
کتاب ارسطو رو بهش رسوند
و خوند و فهمید.
خواستم بگم اگه اهل علم
میخوای باشی باید مث ابنسینا
دریادل باشی و کوهاراده !
نه اینکه دو تا فرمول
فیزیک و ریاضی رونفهمیدی ،
سریع کتابا رو پرت کنی و بگی
من بدم میام از فیزیک 🌸.
* سال اوّل دبیرستان امتحان شیمی داشتیم، راضیه کنار حیات مدرسه قدم میزد.
کار هر روزش بود، قبل از امتحان یک چیزی را میخوند. رفتم جلو، پرسیدم: راضیه جون، چی داری میخونی؟!
گفت: «دعای عهد و زیارت عاشورا»
هر صبح دعای عهد میخوند، و قبل از هر درسی زیارت عاشورا 📚.
- شهیدهراضیهکشاورز
امروز یک کتاب از کتابخونه داییم برداشتم و انقدررر ذوق خوندنشو دارم که گفتم بیام اینجا معرفیش کنم 😭💘.
کتابهای داییم هیچوقت ناامیدم نمیکنن>>
امیدوارم شما هم خوشتون بیاااد.
سلـوان .
- نخل و نارنج -
مرتضی هرچه در فضل علم شنیده بود در تفسیر شریعت و فقه تفسیر کرده بود .
« مداد علما از خون شهدا برتر است »
« تمام جنبندگان برای اهل علم طلب مغفرت میکنند »
« علم نوری است که خداوند در قلب آن کس که بخواهد هدایتش کند قرار میدهد » .
او برای رفتن به مدرسه وضو میگرفت و نشستن در محضر استاد را عبادت میدانست .
حالا ابراهیم ، این آیین عبادی را با بدترین واژه ها دریده بود و آن را سرگیجه و چرخیدن دور سنگ آسیاب خوانده بود .
_ شرححالی از زندگی عالم بزرگ شیعه شیخ مرتضی انصاری ✨
کتاب : نخل و نارنج !
بہقلمِ¦ وحید یامینپور 📻