اگر زمین بخورم و جلوتر بیفتم ،
باز هم نسبت به زمانی که قدم برنداشته بودم ؛ جلوترم .
لباس ِیاس بر تن کرد زهرا ،
کنار ِدست ِاو بنشست مولا ؛
محمد خطبه خواند زهرا بلی گفت ،
غلط گفتم ، بلی نه یاعلی گفت : )
[شهید ِخدمت] [خدمتگزار ِ مردم ]
واژه هایی که در آن خستگی ، دویدن و تحمل رنج ِ مسیر برای کمک به مردم نهفته شده ؛ میگن کسی که طعم فقر رو با گوشت و پوستش بچشه ، توی آینده حامی محروما میشه شما خیلی خوب نشان دادید با خدمت به مردم و دستگیری از بقیه میتوان بال هایی ساخت که از دل مه به آغوش امام رضا'ع' پرواز کرد .
زمان حیاتتان خستگی نمیشناختید و همواره در صدد یاری بودید اکنون که شهید و دستتان بازتر است پس به حرمت اشکهایی که در فراغتان ریختم مرا همانند خود وقف مردم قرار بدید تا روزی مثل شما تن ِ خسته ام را به خاک های حرم تقدیم کنم اگرچه لایق نیستم اما میگویند شهدا کارشان شفاعت و سفارش است پس شفاعت مارا پیش اربابتان امام رئوف از یاد مبرید تا شاید روزی لایق این پیشوند ها باشیم تا عمر ، علم و توان خود را در راه خدمت به مردم خرج کنیم چون آرزویی جز این ندارم .