Wandering,
احمقی که امید داری به دیدنش؟
دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش دیدمش، بلاخره
Wandering,
میگذره، جدی میگم میگذره
اما یادت باشه، خودت انتخاب میکنی که چطور بگذره