eitaa logo
دانلود
من و ماه، در شبی که آسمان‌ش را ابرهای خاکستری پوشانده بود، هم‌ را نظاره گر بودیم. او نورش را در من که خالی بودم می‌ریخت.
چرا همه رو مثل اون میبینم؟
امروز؟
تموم میشه
بهت قول میدم