eitaa logo
دانلود
من ادعا کردم که ادعا نمیکنم، اما همین هم یک ادعا بود.
بوی وانیل میداد.
احمقی که امید داری به دیدنش؟
کاش حداقل چهره ی شادی داشتم.
میدونستم که دروغ بود اما، نمیدونم چرا به زبون اوردمش.
همه جا، همه رو شکل اون میبینم.
مغازه ی کوچیک و کهنه ی فروش بازی های ویدیویی، با دسته بازی های قدیمی..
من، عاشق وقت هایی ام که وزش باد باعث رقص شاخه های درختا میشه، باعث پراکنده شدن عطر گلها میشه، باعث نوازش چمن های سبز میشه و در نهایت، در دست های از پنجره ی ماشین بیرون مونده ی من قفل میشه. من عاشق وقت هایی ام که، توی آفتاب تیز، شاخه های درخت روی زمین سایه میندازن و نقوش زیبایی رو روی زمین به وجود میارن. عاشق وقت هایی ام که نغمه ی پرنده ها در صبح دم روحم رو جلا می بخشه. سارهای درحال پرواز در کرانهٔ آسمان، موج های پیاپی دریا، بیرون زدن نور خورشید از میون ابرای پف پفی، نظاره کردن آدم های رندوم، دیدن خونه های کوچیک با سقف شیروونی رنگی، شنیدن کلمه ی به قول تو، صحبت با آدمهای موردعلاقم با خجالت، صدای خوردن بارون نم نم به زمین خشک، وقت هایی که آسمون پر ستاره است، تا گردن تو برف بودن، پوشیدن کانورس، مرور خاطرات خوش، گوش دادن موزیک های امید بخش، دیدن بچه کوچیک های ناز، رقصیدن های رندوم، درست کردن کردن گیفت های جالب برای خودم، چیزهای سنتی و قدیمی( فرشینه ی سرخ، تابلو های قدیمی و..)، شالی‌کار ها، رقص پرچم در فراز آسمون، دیدن فیلم های نوستالژی، اهمیت دادن به کوچیک ترین چیزهای مربوط به آدمها، سرو های راست قامت، پروانه های رنگی و آزاد، عطر بهارنارنج، وقت گذروندن با دوستام( فکر میکنم زمان برای گذروندن لحظه های خوش مون می ایسته)، درس خوندن، تعصبی شدن روی موردعلاقه هام، آدامس توت فرنگی، آرامش هیئت های محرم، دیدن اون، دیدن مغازه های رشت، وقت هایی که نوشتنم میاد، خوردن شکلات، زیر و رو کردن گالری‌م، خریدن چیزهای موردعلاقم، لمس شکوفه ها، انداختن تور روی موهام، گاز زدن سیب قرمز، کشیدن مداد چشم قهوه ای توی چشم، فرستادن آهنگ برای آدمها و گفتن اینکه با چه چیزهایی یادشون میوفتم، دیدن استقلال زن ها، میوه های تابستونی، چک کردن چنل های موردعلاقم، خیال پردازی، لاک زدن، دیدن دوستی های عمیق، همزات پنداری با آدمها، خوندن نوشته های قدیمی‌م، خوشحال کردن آدمها، خرید با خاله، بستنی اسکوپی، وقت هایی که احساس خوبی دارم، دیدن لونه ی پرنده ها، موهای طلایی دخترخانوم ها، تحسین استایل های عجیب( دارای رنگ های غریب، اکسسوری های کمتر دیده شده و..)، دشت، لبخند زدن به آدمها، شنیدن موردعلاقه های آدمها، خوندن اشعار، وقت هایی که تست هایی که میدم درست درمیان، کامل شدن نمره ی اون درس، خنده های بلند، خاطرات قدم زدن تو حیاط مدرسه، دیدن خوشحالی آدمها و...