eitaa logo
ایستگاه‌آخر‌شب.
37 دنبال‌کننده
33 عکس
2 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
در انجمن عقل فروشان ننهم پای دیوانه سر صحبت فرزانه ندارد))
ایستگاه‌آخر‌شب.
__
تابستون بود و اول صبحش و بساط چای و صبحونه. چایی مادربزرگ همیشه دم بود.ما بودیم و صبحونه و " آی قصه،قصه،قصه". خونه مادربزرگ خیلی وقته که اول صبحاش صفا نداره.خیلی وقته چایی‌هاش مزه‌شون فرق داره.خیلی وقته که درخت انگور خشک شد.