دورانِآبی دودمیه_اسمیت
میرم کنسرت شادمهر، اینو قول میدم کیومرث. البته وقتی به استقلال رسیدم
قولمو پس میگیرم، همینطوری ادامه بدم هشتاد سالگی هم نمیتونم مستقل شم.
"خیابان به خیابان همهرا رد کنی،
ناگهان بر سر یک کوچه کمی مکث کنی.."
دلم میخواد بمیرم،
بیایید درموردش سرمون رو بکوبونیم تو دیوار تا کف و خون از بینی و دهنمون بیرون بزنه و در نهایت خودمونو تو وان خفه کنیم.
بچه ها یعنی چی؟ من نمیخوام باور کنم فروردین تموم شد، من تازه داشتم به اینکه همهش فروردینه عادت میکردم.
کاش آدم میتونست وطنشو بفروشه، کاش آدمیزاد دلش میاومد،
الان تنتو فروخته بودم، پولدار شده بودم.