اون صفحه ای که توش پو کشیدم رو با یکی از دخترای فامیل درست کردم. یکی از مودی ترین و عجیب ترین ادماییه که توی زندگیم دیدم. یه روز خوبه یه روز بد. صفحه ی بعدیشم خودم تنهایی تو ماشین وقتی داشتیم از خونشون بر میگشتیم درست کردم.💁🏼♀✨
این صفحه رو تقدیم میکنم به چنلِ:
https://eitaa.com/Liousan
اینجا کتاب «قبل از آنکه قهوه ات سرد شود» رو صوتی گوش میدادم و ژورنال درست میکردم. یکمی هم ناراحت بودم چون تازه تعطیلات عید تموم شده بود و ادمای مورد علاقم رفته بودن خونه هاشون. یه حس عجیبی بود، هرکی باشه یه خرده ناراحت میشه دیگه.👩🏾✨
این صفحه رو تقدیم میکنم به چنلِ:
@mstrangerthings
این یکی از صفحه های اول ژورنالمه، یه سمتش چند تا از علایق خودمو نوشتم و یه سمتش به چند تا از کتابایی که خوندم نمره دادم. این صفحه مربوط به آذر ماه سال پیشه 💆🏿♀✨
این صفحه رو تقدیم میکنم به چنلِ:
https://eitaa.com/lost_night