eitaa logo
دانلود
آینه انکار مکن زشتی و افکار مرا آینه تکرار نکن حرف خفادار مرا آینه دیدار مکن وضع پریشان مرا آینه تو یاد نکن صله خویشان مرا آینه دیدی چه گذشت بر دل و این عاقبتم ؟ آینه دیدی که چه شد زندگی و آخرتم ؟ آینه تو ترک نکن قلب شکسته مرا مثل همه طرد نکن روح گسسته مرا آینه تو دور نشو هم قدم گور نشو آینه تو نور منی مثل همه کور نشو آینه تنها تو منی در مَن جا مانده زِ مَن آینه انکار مکن درد و شکستی ز مرا‍
نازگل باتمزاده
تو لحظه ها را خاطره کن سپس من خاطرات را زندگی میکنم
Star. tar. ar. r .
عه این ساعت بامجهه
در قفسی تنیده ام زیر خفا خمیده ام منتظر رهایی ام آواز پر کشیده ام نه ارتفاع و همتی نه انتظار و منتی در لابه لای میله ها از زندگی بریده ام کدام یک مرهم بود ؟ کدام یک همدم بود ؟ در سایه کنایه ها از آدمی ترسیده ام نه دست بر سمت من و نه نوری از پنجره ای میان این دیوار ها در کفا پوسیده ام آواز هم انگار نه هی ناز هم انگار نه خودکوچکی و خودخوری بعد از تلاشی بی اساس بر زندگی نالیده ام گر باز شود این در و قفل من میروم در ابر ها در خیالات خودم بر ماه هم رسیده ام روزی رسد در کنجکی من میشوم گنجشککی قبل رهایی هایمان من حبس را هم دیده ام حالا که من از آسمان پر میکشم آواز خوان انگار بعد از مدتی دور جهان گردیده ام
نازگل و شعری که هنوز برام ننوشته
نازگل و ناخنای خوشگلش
پیدا کردن شبدر چهار برگ از چیزی که فکر میکردم سخت تر بود ((