eitaa logo
دانلود
در قفسی تنیده ام زیر خفا خمیده ام منتظر رهایی ام آواز پر کشیده ام نه ارتفاع و همتی نه انتظار و منتی در لابه لای میله ها از زندگی بریده ام کدام یک مرهم بود ؟ کدام یک همدم بود ؟ در سایه کنایه ها از آدمی ترسیده ام نه دست بر سمت من و نه نوری از پنجره ای میان این دیوار ها در کفا پوسیده ام آواز هم انگار نه هی ناز هم انگار نه خودکوچکی و خودخوری بعد از تلاشی بی اساس بر زندگی نالیده ام گر باز شود این در و قفل من میروم در ابر ها در خیالات خودم بر ماه هم رسیده ام روزی رسد در کنجکی من میشوم گنجشککی قبل رهایی هایمان من حبس را هم دیده ام حالا که من از آسمان پر میکشم آواز خوان انگار بعد از مدتی دور جهان گردیده ام
نازگل و شعری که هنوز برام ننوشته
نازگل و ناخنای خوشگلش
پیدا کردن شبدر چهار برگ از چیزی که فکر میکردم سخت تر بود ((
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فقط دوست داشتم آدمی باشم که بقیه رو از تاریکی و ناراحتی نجات میده ((