eitaa logo
ایستگاه 34 🇮🇷
109 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
96 ویدیو
6 فایل
«در وهله‌ی اول باید داستان نوشت، داستان خالص، باید ساخت، به هر شکل و هر جور....» بهرام صادقی ناشناس: https://abzarek.ir/service-p/msg/4303637 ۴/۸/۱۴۰۴
مشاهده در ایتا
دانلود
ایستگاه 34 🇮🇷
نقاشی‌های کورای واقعا (نسدیتتینسدتست 😭😭✨✨❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥🔥🔥✨✨😭😭😭) هستن
https://eitaa.com/station34/2010 کلا جدای شوخی پرسفونه بدک نیست و ازش بدم نمیاد. جز الهه های بی حاشیه‌است. (خداییش نسبت به هرا و آفرودیت و... خیلی حاشیه‌هاش کمتره) اما خب به عنوان فرزند هادس با نامادری حال نمی‌کنم. __________________ آره پرسفونه در کل نانازه 😭 ولی خب نامادری معمولا خوب جواب نمیده- 😗
من درحال دون کردن انار برای بابام و فکر کردن به اینکه نکنه واسه این انقدر انار دوست داره که پرسفونه طلسمش کرده (چرا اناره شبیه اون چیزا تو سترینجر ثینگز شد-؟) ___________ نکنه هادس باشه- 😧 عه راست میگی، عکسشونو دیدم شبیهههه
https://eitaa.com/vitaminbook_ir/19857 جالبه که مامان و بابام همه ارو میگن جز دوتاش. اونم چون نمیتونن! چون من استرسی نیستم و داداش بزرگتر ندارم... ____________ این هیچ‌جوره بهونه نیست که کارشونو توجیه کنه، ولی اونا هم تقصیری ندارن، اونا هم اینجوری بزرگ شدن. نود درصدشون نمی‌دونن واقعا این چیزا می‌تونه آسیب‌زا باشه اگه می‌تونی باهاشون صحبت کنی حتما اینکار رو بکن. ولی اگه نه، سعی کن کمتر از حرفشون تاثیر بگیری. خانواده تو زندگی واقعا مهمه ولی این دلیل نمیشه همه‌ی کارهاش درست باشه. اگه حس می‌کنی نمی‌تونی باهاشون حرف بزنی، سعی کن از موقعیت این شکلی دوری کنی، شب قبل امتحان آروم باش، اگه دور بودن از مکالمه کمک می‌کنه انجامش بده. ذهن بزرگسال‌ها چون شکل گرفته الان دیگه سخت‌تر می‌تونه تغییر کنه. اگه کاری از ما هم برمیومد حتما بگو، ما آماده‌ایم اگه مشکلی پیش اومد کمکت کنیم و بهت روحیه بدیم. در ضمن هیچ نمره‌ای، حتی کنکور آینده‌ی تو رو مشخص نمی‌کنه، واسه همین یادت باشه ممکنه تو الان مثلا فلان کار رو بکنی ولی ده سال دیگه یه کاره‌ی دیگه باشی و تو اون کار هم موفق و هم خوشحال باشی. بوس به لپ‌های قشنگت تصدقت ❤️‍🔥😭
هدایت شده از ارغوان ؛
هنوز گه گاهی بشین پشت میز آشپزخونه؛ مشتتو بذار زیر چونه‌ت، زل بزن به شیشه‌ های چای و هل و نبات، بعدشم بذار رد دنباله های ستاره‌ های امید رو دلت پیدا شه، اجازه بده تمام چیزایی که گوشه های لباتو کش میارن تکرار شن برات. به حل شدن نور ماشین ها و چراغ ها تو آسفالت های خیس از بارون فکر کن، به کتاب‌فروشی های قدیمی و شلخته فکر کن، به پودر کاکائوی روی نسکافه‌ فکر کن، به جعبه‌ی نخ و سوزن فکر کن، به شال بافتنی چهار‌خونه‌ت فکر کن، به بوم های نصفه کاره و پالت نَشُسته‌ت فکر کن، به فرش های ابریشمی فکر کن، به ساعت کوکی قرمزت فکر کن، به لیلیوم های سفید و صورتی فکر کن، به کوسن های گلدوزی شده فکر کن، به گردنبند مرواریدت فکر کن، به پیراهن های دخترونه کوچولو فکر کن، به تمام فیلم هایی که آخر شب دیدی فکر کن، اصن، به هر چی که دوست داری فکر کن. فقط نور زندگی رو کور نکن برا خودت؛ به چیزای روشن و زنده فکر کن؛ نذار با فکر و خیالات بمونی رو دست شب.