هدایت شده از ".. قُـــقــنــۅس .."
در کافه ای حوالی این شهرِ بی نشان ؛
پائیزِ سال بعد به من فکر میکنی ...
-مهدی موسوی
هدایت شده از ".. قُـــقــنــۅس .."
درد میداند چگونه وارد قلبم شود ،
میزند در ، بعد با لحنِ تو میگوید : منم ...
-عباس تافته
هدایت شده از ".. قُـــقــنــۅس .."
میان "خواستن تو" و "از تو دل کندن"
کدام شیوه مردن مسیر ساده تری است ؟!
-محمد کاظمیان
هدایت شده از ".. قُـــقــنــۅس .."
یارم نشدی کاش که بعد از مرگم ؛
شمع جامانده به پهلوی مزارم باشی ...
-کاظم بهمنی
هدایت شده از ایستگاه 34 (شعبه محفل نویسندگی)
پنجره رو کشیدم بالا و به و از اتاقم بیرون رفتم، آروم گفتم مایا و از کنار کتونی هام بال در اومد..
خودم رو رها کردم و از پنجره افتادم بیرون، کمی مانده به زمین خوردن پرواز کردم و دور ساختمون مدرسه رو گشتم، اجازه دادم باد از لا به لای موهام رد بشه
مدرسه ی پرواز جایی که به ما یاد می دادن چگونه با کفش های بالدار پرواز کنیم، رو ی کوه بلندی ساخته شده بود به عنوان کسی که فردا باید اینجا رو به عنوان ی فارغ التحصیل ترک می کرد دلم برای کلاس های حفظ تعادل، هنر شمشیر زنی در آسمان، نگه داری از حیوانات بالدار و .... ی اینجا تنگ میشد هوا داشت روشن میشد و باید به خوابگاه بر میگشتم .
ولی من ی روزی بر میگردم ... این دفعه به عنوان معلم
#ویدار
________
مدرسهی پرواز ✨✨✨✨✨✨✨✨
همیشه عاشق این بودم که پرواز یاد بگیرمممممم
خیلی سناریوی دوست داشتنیای بود 😭😭😭😭😭