سلام از یه تقدیمی از طرف من.
داستان از این قراره که شما اسم فیلم/ سریال ( لطفاً فقط یک مورد ) مورد علاقتون رو همراه با فوروارد این پیام توی چنلتون میزارید.
و بعد من با توجه به ژانر فیلم یا سریالی که انتخاب کردید یه فیلم دیگه بهتون معرفی میکنم و یه پوستر از فیلم مورد علاقتون و فیلمی که بهتون معرفی میکنم تقدیم میکنم💗
لینک چنل هاتون رو هم اینجا بزارید.
ممبرهام میتونن شرکت کنن و فقط کافیه توی ناشناس آیدی و اسم فیلم مورد علاقشون رو بزارن.
ممنون میشم تا وقتی تقدیمی ها آماده بشه پیام این تقدیمی توی چنل هاتون باشه✨
من دوست دارم یه چیزایی فقط برای من باشه ، یه کارایی کنید که بدونم فقط برای منه.
نه که برای همه انجام بدید ، اون دیگه خاص نیست🙏
هدایت شده از pedarefetneh | پدر فتنه
⭕️ تصویر تلخی از حملۀ اسرائیل به ساختمان مسکونی در میدان کتاب تهران
اسرائیل دشمن کودکان است
🆔 @pedarefetneh 🔜 #پدرفتنه
آبی.
روزهای زیادی از آخرین باری که برای شما نوشته ام میگذرد ، اما امروز برگشتم. بابت تاخیری که داشتم عذر
سلام.
میبینی؟ دنیا گاهی کاری میکند که زندگی ات زیر و رو می شود.
کاری میکند که به جای تصمیم جدید و کارهای جدید فقط سعی کنی زنده بمانی ، آن هم نه به خاطر خودت ، به خاطر دیگران.
دلتنگم و دلتنگی ام چاره ای ندارد.
پر از ای کاش هایم.
پر از تنهایی ها.
در دنیای آدم ها خیلی تنها شدم.
در جواب حالت چطوره هایشان دلم میخواهد فحش دهم.
هیچکس را دوست ندارم.
هیچکس مرا نمیفهمد ، توان ادامه ندارم.
توانِ زنده بودن را.
دلم میخواهد زندگی مثل قبلاً ها بود.
مثل کودکی هایم.
شب ها ساعت ده از شبکه پویا لالایی گوش می دادم ، مادر را می بوسیدم و می خوابیدم.
همدمِ این روزهایم کیست؟هیچکس.
روزهای تلخی را می گذرانم ، آن قدر تلخ که شب ها خوابم نمیبرد.
آخر قلبم از دلتنگی می میرد ، حالا ببین!
حسودی میکنم ، به همه آن هایی که این غم را در دل ندارند.
هشت روز است که در این هوایی که من و تو و بقیه نفس می کشند نفس نمیکشد.
هشت روز هست به مادرم زنگ نزده.
هشت روز شده...
چگونه تحمل کنم؟
در همین هشت روز ناتوان و درمانده شدم.
چاوشی راست میگفت : غم دلتنگیتو هر شب رو سرم هوار کردی.
خیلی تاریکم ، خیلی.
در این تاریکی می مانم ، چون خودم را می شناسم ، من ضعیف تر از آن حرف هام که بتوانم زندگی کنم.
تقلا نمیکنم در این تاریکی.
دلم برات تنگ شده.
برای بغلت.
وقتی صدام میکنی.
واسه چی رفتی؟
زود بود ، خیلی.
دوست ندارم باور نمیکنم.
نمی خوام.
تو رو میخوام.
دستای تورو میخوام.
خونتو با خودت میخوام.
خیلی تنهام ، بیا.
بیا پیشم.
برگرد.
لطفاً.
من فقط خیلی کوچیک بودم برای این غم.
تو که به غم من راضی نبودی.