دوست داشتم مثل نورا یاد بگیرم زندگی کنم.
تجربه کنم زندگی های متفاوت رو و یه جایی تلاش کنم برای زنده موندن ، خودم رو برسونم به کتابِ زندگیم ، به اون کتابی که برای منه و بنویسم توش.
خانوم الم ، نجات دهنده نورا بود.
همه یه خانوم الم میخوان که توی شرایط سخت ، بهت بگن حق نداری تسلیم شی ، بهت بگن که تنها راه یادگیری زندگیه.
شما چی ، بهش فکر کردید؟
اگه این زندگی نبود ، یا حق انتخاب داشتید چه زندگی رو دوست داشتید؟
آبی.
یکی از بهترین تایمای زندگیه من ده روز روضه خونه ننه جون بود ، ده روزی که عجیب خوب بود ، روز آخرش عجی
دلم برات تنگ که نه ، یه ذره شده.
واقعاً اینجا مثل روحید ، اگه میخواستم ممبرای اینجا مثل روح باشن چنل نمیزدم.
روح واقعاً تعریف خوبی برای ممبرای اینجاست.