فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📌گویی شهید مطهری همین امروز صحبت کردند
┄┅═══❉☀❉═══┅┄
کانال علامه حسن زاده آملی ره👇
https://eitaa.com/joinchat/2535522313Ceab2c3dee7
سلام عرض ادب و احترام
یکی از مسائلی که مداحان و سخنوران در ماه محرم و صفر و به دلیل استفاده زیاد از تارهای صوتیشان دچار آن میشوند، گرفتگی صداست
در این مطالب سعی شده است، به صورت کاربردی با ذکر چند نکته اساسی موارد مفیدی را در دو مقوله "پیشگیری و نگهداری" و همچنین "ترمیم نمودن و بهبود بخشیدن" در هنگام آسیب تارهای صوتی، بیان کرد و با رعایت این نکات به هیچ عنوان دچار این مشکل نخواهند شد
1_ استفاده هر روز از پودر روتارین هر ۸ ساعت بصورت دم کرده (تهیه از داروخانه)
استفاده از این دم کرده هر ۸ ساعت باعث پاکسازی عفونت حنجره ، خاصیت ضد سرفه و تخلیه عفونت ریه ها شده ، دارای خاصیت ضد التهاب گلو و باعث درمان گرفتگی تارهای صوتی میگردد
2_ استفاده از پودر(ساشه )گیاهی تارتونیک شرکت باریج اسانس( تهیه از داروخانه )
ساشه تارتونیک باریج اسانس یک فرآورده کاملا گیاهی است. از این محصول در جهت رفع گرفتگی صدا، بهبود سرفه و نرمکننده حنجره و خشونت حلق استفاده میشود. بذر بارهنگ، ریحان، قدومه و بالنگو ترکیبات پودر تارتونیک باریج را تشکیل میدهند
هر ۸ساعت در یک لیوان آبجوش بصورت دم کرده میل نمایید
3_استفاده از قرص مکیدنی لیکوفار هر ۶ ساعت (تهیه از داروخانه)
این دارو از گیاه شیرین بیان ،اسانس اکالیپتوس تشکیل شده که خاصیت ضد التهابی حنجره و دهان ، خاصیت خلط آور و ضد خشونت و گرفتگی صدا را دارد
4_ استفاده از قرص مکیدنی آلتادین هر ۸ ساعت (تهیه از داروخانه)
این قرص از عصاره گل ختمی ،اسانس نعنا تشکیل شده که خاصیت نرم کننده سینه و حنجره باعث ایجاد رطوبت در حلق شده خاصیت ضد سرفه و ضد التهاب و ضد عفونی کردن دهان میگردد همچنین باعث رفع گرفتگی صدا میگردد
5_استفاده از آبنبات سرد هر ۸ ساعت بصورت مکیدنی (تهیه از داروخانه)
6_استفاده از اسپری دهانی گیاهی دیموکلد به صورت هر ۶ ساعت ۴پاف در انتهای حلق
این دارو علاوه بر تقویت سیستم ایمنی بدن در مداحانی که بعد مراسم بخاطر تعریق زیاد در معرض سرماخوردگی هستند بشدت تاثیر دارد
باعث رفع خشکی گلو و خاصیت ضد التهاب و همچنین باعث درمان گرفتگی صدا میشود
7_دم کرده میوه اناب و آویشن به اینصورت که حدود نیم کیلو میوه اناب رو بصورت نیم کوب کرده و در ۱/۵لیتر لب ۲۴ ساعت خیس خورده و بعد روی حرارت گاز ۲ قاشق گیاه اویشن اضافه کرده رو حرارت تا چند دقیقه ای جوش بخورد سپس پس از سرد شدن انرا صاف کرده و صبح و شب یک استکان میل نمایید
این کار باعث صاف شدن و رفع گرفتگی صدا تقویت سیستم صوتی و پاکسازی کبد و تصفیه کننده خون میشود
عناب گرفتگی صدا را برطرف میکند و موجب تقویت دستگاه گوارشی میشود. عناب به دلیل داشتن لعاب زیاد، نرمکننده سینه است. برای رفع استرس و اضطراب مفید است و چون مداحان به نوعی اجرای زنده دارند، می توانند از خوراکی هایی مانند عناب یا خوراکی های دیگر استفاده کنند که کاهش دهنده اضطراب هم هست.این میوه قدرت ماهیچههای حنجره و توان بدنی را افزایش میدهد.
8_استفاده از دم کرده خاکشیر و تخم شربتی صبح ناشتا به اینصورت که یک قاشق چایخوری تخم شربتی و یک قاشق چایخوری خاکشیر رو در قوری ریخته و ابجوش رو اضافه بمدت ۳۰ دقیقه دم بکشد سپس صبح ناشتا میل نمایید
اینکار تاثیر به سزایی در گرفتگی صدا و همچنین پاکسازی سموم بدن دارد
10_دم کرده خاکشیر و ترنجبین صبح ناشتا
بصورت فوق العاده در صاف شدن صدا ، و نرم شدن تارهای حنجره و همچنین تاثیر بسزایی در درمان کبد چرب دارد
صبح ناشتا یک قاشق چایخوری خاکشیر و یک قاشق چایخوری ترنجبین بمدت ۳۰ دم کرده سپس صاف نموده و میل نمایید
11_قرقره کردن اب و نمک به همراه چند قطره ابلیموه تازه صبح و شب بمدت چند دقیقه
12_استفاده از آبجوش ولرم شده و عسل طبیعی به همراه چند قطره ابلیموه تازه هر ۸ ساعت یک لیوان مصرف کنید که این شربت باعث پاکسازی خلط گلو تقویت حلق و حنجره و جلوگیری از سرماخوردگی و خاصیت ضد التهابی گلو را دارد
انشالله در شبهای ماه محرم دعاگوی حقیر باشید
سعید ولی (کارشناس سلامت و خدمات دارویی)
متن روضه شب اول محرم .. مسلم ع- میرداماد
عاشق گرفته باز قنوت دعا بیا
دوباره محرم رسید،دوباره التماس های من شروع شد
عاشق گرفته باز قنوت دعا بیا
ای تیر آخرین ِ کمان خدا بیا
از همین امشب التماس هات رو شروع كن، خدا رو چی دیدی، شاید تو همین دهه آقات رو دیدی.
ما در سکوت غربت خود داد می زنیم
بی تو شکست بغض گلو بی صدا بیا
هر لحظه با نیامدنت گریه می کنیم
فصل شروع بارش چشمان ما بیا
مولای من یه سال منتظرم محرم بشه ،بزرگان ما گفتند:اگه می خواهید زود به خیمه ی امام زمان برسید، یه راهش گریه ی بر اباعبدالله است.آخه دلم خوشه بالاخره بین این گریه كن ها شاید شما هم قدم بذارید.میگم مگه میشه آقام توی این روضه ها، گریه ها نیاد؟
یا صاحب الزمان به خدا شعله ی فراق
آتش کشیده بر جگر ِ روزها بیا
چشم انتظار توست حسینیه های اشک
ای روضه خوان مقتل کرب و بلا بیا
حسین....
بیاییم امشب با این آقا وارد روضه بشیم، با این آقا خودمون رو به خیمه برسونیم. سلام من به این آقایی كه سلام دادن به ابی عبدالله رو به من و تو یاد داد.سلام دادن رو یاد داد بالای دارالاماره، اول حرفی كه زد به ابی عبدالله سلام داد.عظمت داشت این آقا، جانم فدات، این روزها تو كوفه غریب شدی، یادت نره اول روضه خون مسلم پیغمبره، چرا؟. گفتند:آقا علاقه ی شما به عقیل زیاده، چرا؟ پیغمبر فرمود:به دو دلیل، دلیل اول اینكه،ابوطالب، عقیل رو دوست داره، منم به واسطه ی او دوستش دارم، اما دلیل دوم:فرزندی از این عقیل به دنیا میآد، یه روزی پسر من حسین رو یاری میكنه، شهید تو ركاب و راه حسین میشه.پیغمبر روضه ی مسلم رو خوند، ابی عبدالله هم برا مسلم گریه كرد، این عظمت ِ مسلم ِ. حالا این آقا تو كوچه های كوفه سرگردانه. ان شاءالله هیچ مردی تو دیار غربت،غریب نشه.خیلی مسلم عذاب میكشید تو كوفه، بیا مسلم رو یاری كن، تو هم با مسلم هم نوا شو، فكر كن داری تو كوچه های كوفه قدم میزنی، هی دست هاشو به هم فشار می داد،هی در و دیوار رو نگاه می كرد:
حسین میا به كوفه، كوفه وفا ندارد
كوفی ِ بی مُروّت، شرم و حیا ندارد
***
جار و جنجالی عذاب آور به گوشم می رسد
نعره ی مستانه ی لشکر به گوشم می رسد
چی میگه مسلم؟
هر دقیقه کوفه از این رو به آن رو می شود
تا صدای سکّه های زر به گوشم می رسد
این جماعت کینه دارند از عمو جانم علی
ناسزاها از سر منبر به گوشم می رسد
از دو ماه پیش که مهمان ِ کوفی ها شدم
ضربه های پُتک آهنگر به گوشم می رسد
نمی دانم، چرا اینجا مسلم درگیر شده،چرا مسلم اینجا به هم ریخته،مگه تو بازار آهنگرها چه خبره؟آقا شلوغ ترین بازار، بازار آهنگرهاست. می دونی چرا؟ چه كار دارند می كنند؟
یک عمود آهنی را هم سفارش داده اند
نقشه پاشیدن یک سر به گوشم می رسد
مسلم یه سر رفت توی بازار، دید همه دارند شمشیرهاشون رو تیز می كنند،یكی عمود می سازه، دید حرمله داره تیر سه شعبه آماده میكنه. ببین مسلم داره كجا رو می بینه
قبل مقتل رفتنت انگشترت را دربیار
صحبت انگشت و انگشتر به گوشم می رسد.
همچین كه از این پله های دارالاماره مسلم بالا می رفت، دید مسلم داره گریه میكنه، نانجیب زخم زبان زد. چیه مسلم ترسیدی؟ داری گریه میكنی؟ مگه تو سردار نبودی؟چرا داری گریه می كنی؟ برگشت مسلم یه نگاه بهش كرد:نانجیب من برا خودم گریه نمی كنم.
من اگر چه نیستم در عصر عاشورا ولی
ناله جانسوز یک مادر به گوشم می رسد
حسین.....
شاعر:محمدفردوسی
***
مسلم توی سخت ترین شرائط یاد حضرت زهرا سلام الله علیها اُفتاد، سخت ترین لحضات مسلم كجا بود؟ كجا یاد مادر سادات اُفتاد؟ مسلم اولین فدایی حسین ِ، همیشه شب اول یاد حضرت زهرا كردیم، امشب هم یاد كنیم، بذارید جلسه ی ما رونق بگیره. یاد اول مدافع ولایت، تو كوچه ها راهش رو بستند،محاصره اش كردند.
من شیر بودم كوفه در زنجیرم انداخت
این كوچه های تنگ آخر گیرم انداخت
مسلم تو مرد بودی، شمشیر به كمر داشتی، می تونستی تو كوچه از خودت دفاع كنی، اما مادر ما زهرا سلام الله علیها هی عقب رفت. دست های مسلم رو بستند، خدا رو شكر، جای شكرش باقیست، چرا؟ می خوام بگم اگه دست های این مرد رو بستند، لااقل زن و بچه اش نبودند ببینند، اما من یه قهرمان سراغ دارم، جلو فاطمه دستاشو بستند
دلم بهر علی می سوخت چون قنفذ مرا می زد
نگاه غربت او بیشتر می داد آزارم
از مدینه بریم بیرون.....كشتند مسلم رو، خبر پیچید تو كوفه مسلم رو كشتند، بدنش رو از بالای دارالاماره انداختند، خبر پیچید، طوئه یك شب از مسلم پذیرایی كرده، اون زن ِ عارفه، بین این همه مرد یه زن پیدا شد. ای نامرد مردم، این زن جور همه رو كشید.یك شب مسلم مهمانش بود، اما یه دل نه صد دل عاشق این آقا شد بواسطه ی امام حسین، بوی حسین رو از مسلم می فهمید، تا خبر دار شد مسلم رو كشتند، اومد تو كوچه های كوفه ، هی اینور و آنور سراغ مسلم رو می گرفت. كجاست آقام؟كجا پیداش كنم؟ گفتند:
خواهید اگر عاقبت عشق ببینید
فردا چو شود روی به بازار بیارید
رفت تو بازار، یه وقت دید بچه ها دور یه بدن جمع شدند، یه بدن رو برهنه كردند؟نه، نه اشتباه نكن،فقط سر و جدا كردند، پاشو به اسب بسته بودند، این بدن بی سر رو روی خاك ها میكشیدند، یه مرتبه نگاه كرد، آقاشو شناخت، گفت:این مسلم بن عقیل ِ،چرا شناخت؟ بدن كه سر نداشت، تا نگاهش افتاد به پیراهن مسلم. حالا بریم كربلا یا نه؟
گل من یك نشانی در بدن داشت
یكی پیراهن كهنه به تن داشت
📣 دینی که در معرض خطر بود
🔹فردی که مقیم لندن بود، تعریف میکرد یک روز سوار تاکسی شدم در بین راه کرایه را پرداختم.
🔸راننده بقیه پولم را که برگرداند، متوجه شدم ۲۰ پنس اضافهتر داده است!
🔹چند دقیقهای با خودم کلنجار رفتم که ۲۰ پنس اضافه را برگردانم یا نه؟ آخر سر بر خودم پیروز شدم و ۲۰ پنس را پس دادم و گفتم:
آقا این را زیاد دادی.
🔸گذشت و به مقصد رسیدیم. موقع پیادهشدن راننده سرش را بیرون آورد و گفت:
آقا از شما ممنونم.
🔹پرسیدم:
بابت چی؟
🔸گفت:
میخواستم فردا بیایم مرکز شما مسلمانان و مسلمان شوم اما هنوز کمی مردد بودم. وقتی دیدم سوار ماشینم شدید خواستم شما را امتحان کنم.
🔹با خودم شرط کردم اگر ۲٠ پنس را پس دادید، بیایم. انشاءالله فردا خدمت میرسیم!
🔸تمام وجودم دگرگون شد، حالی شبیه غش به من دست داد. من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را به ۲۰ پنس میفروختم!
#پندانه
🆔 @Masaf
#قرارگاه_ثامن_قم
@samenqom313
۳۶
(حضرت رقیه س)
گل زهرا تویی،عزیز مرتضی
تویی بنت الحسین،گل خون خدا
تویی عرش مقام
تویی زهرا مرام
بود لطفت مدام
رقیه جان مدد۳
رقیه جان تویی،گل گلزار عشق
مزار تو بود،صفابخش دمشق
حریمت با صفاست
به دل ها آشناست
چنان کرب و بلاست
رقیه جان مدد۳
تو هستی غنچه ای،ز گلزار ولا
تو هستی دختر،شه کرب و بلا
تو زهرا سیرتی
تو کوه غیرتی
سراپا رحمتی
رقیه جان مدد۳
همه چون ذره و،تو هستی آفتاب
بود نام شما،دعای مستجاب
تویی زهرا نسب
تویی روح ادب
گل شاه عرب
رقیه جان مدد۳
کنار عمه ات،تو دیدی کربلا
کشیدی روی دوش،غم و رنج و بلا
تو هدیه از ربی
تو در تاب و تبی
کنار زینبی
رقیه جان مدد۳
بدیدی غرق خون،علی اکبر شده
پر از خون حنجر،علی اصغر شده
تو بودی در برش
کنار خواهرش
وداع آخرش
رقیه جان مدد۳
بدیدی غرق خون،گل زهرا شده
میان دشت خون،پدر تنها شده
عدو سویش دوید،ز کین خنجر کشید
سر بابا برید
رقیه جان مدد۳
کنار عمه ها،بدیدی شهر شام
زدند سنگ ستم،همه از روی بام
تو در بزم شراب
کشیدی بس عذاب
دلت از غم کباب
رقیه جان مدد۳
رقیه جان شده،خرابه جای تو
به روی خاک غم،شده مأوای تو
غم داغ پدر
به جانت زد شرر
شدی تو دیده تر
رقیه جان مدد۳
کشیدی رنج و غم،شدی تو بی رمق
خرابه دیده ای،شده وارد طبق
مه تابان تو
کنار خوان تو
شده مهمان تو
رقیه جان مدد۳
گرفتی رأس او،به روی دامنت
غمش آتش زده،تمام گلشنت
بدیدی تو سرش،بدون پیکرش
نشستی در برش
رقیه جان مدد۳
بگفتی ای پدر،فتادم بر زمین
بزد از کینه اش،مرا زجر لعین
قد من خم شده
توانم کم شده
نصیبم غم شده
رقیه جان مدد۳
سرت در پیش من،کجا مانده تنت
دهم جان ای پدر،برای دیدنت
کجا بودی پدر
شدم خونین جگر
منم بی بال و پر
رقیه جان مدد۳
کنار رأس تو،دل بشکسته ام
خدا داند پدر،ز دنیا خسته ام
گل زهرا پدر
به من بنما نظر
مرا همره ببر
رقیه جان مدد۳
به عشقت از ازل،رسیدم ای پدر
در این ویرانسرا،بمیرم ای پدر
به تو بابا سلام
نخوردم من طعام
شده عمرم تمام
رقیه جان مدد۳
#رضا_یعقوبیان
#سبک_الا_ای_همسفر
#حضرت_رقیه_س
@yaghubianreza
۳۷
(حضرت رقیه س)
هستی تو یا رقیه(نور دو چشم زهرا)۲
چون جد اطهر خود(در کرمی تو غوغا)۲
بنت الحسین رقیه
نور دو عین رقیه
مولاتی یا رقیه۴
تو غنچه ی ولایی(تو هدیه از خدایی)۲
با اذن حق رقیه(از ما گره گشایی)۲
بنت الحسین رقیه
نور دو عین رقیه
مولاتی یا رقیه۴
همراه عمه ی خود(دیدی تو کربلا را)۲
کشیده ای به دوشت(رنج و غم و بلا را)۲
بنت الحسین رقیه
نور دو عین رقیه
مولاتی یا رقیه۴
دیدی شد اربا اربا(اکبر امید لیلا)۲
غرق به خون شد اصغر(به روی دست بابا)۲
بنت الحسین رقیه
نور دو عین رقیه
مولاتی یا رقیه۴
در کربلا رقیه(غربت نمودی احساس)۲
آن لحظه ای که از تن(دستش جدا شد عباس)۲
بنت الحسین رقیه
نور دو عین رقیه
مولاتی یا رقیه۴
دیدی به کنج میدان(پدر بگشته تنها)۲
نگاه او به خیمه(گشته اسیر غم ها)۲
بنت الحسین رقیه
نور دو عین رقیه
مولاتی یا رقیه۴
دیدی میان مقتل(نقش زمین پدر شد)۲
کنار عمه زینب(سکینه دیده تر شد)۲
بنت الحسین رقیه
نور دو عین رقیه
مولاتی یا رقیه۴
دیدی که دشمن دون(سوی پدر دویده)۲
رو سینه اش نشسته(سرش ز کین بریده)۲
بنت الحسین رقیه
نور دو عین رقیه
مولاتی یا رقیه۴
دشمن میان خیمه(به زخم تو نمک زد)۲
کنار عمه زینب(تو را ز کین کتک زد)۲
بنت الحسین رقیه
نور دو عین رقیه
مولاتی یا رقیه۴
دیدی تو کوفه و شام(سنگ می زدند ز هر بام)۲
شنیده ای ز دشمن(زخم زبان و دشنام)۲
بنت الحسین رقیه
نور دو عین رقیه
مولاتی یا رقیه۴
از بهر غربت تو(دل ها ز غم کبابه)۲
بمیرم از برایت(رقیه و خرابه)۲
بنت الحسین رقیه
نور دو عین رقیه
مولاتی یا رقیه۴
رقیه کنج ویران(بوده ای بی رمق تو)۲
سر پدر پر از خون(دیده ای در طبق تو)۲
بنت الحسین رقیه
نور دو عین رقیه
مولاتی یا رقیه۴
گفتی که از تبار(محمدی پدرجان)۲
در گوشه ی خرابه(خوش آمدی پدرجان)۲
بنت الحسین رقیه
نور دو عین رقیه
مولاتی یا رقیه۴
با دیدن سر تو(قامت من خمیده)۲
بگو عزیز زهرا(کی سر تو بریده)۲
بنت الحسین رقیه
نور دو عین رقیه
مولاتی یا رقیه۴
نبودی من ز روی(ناقه پدر فتادم)۲
نیمه ی شب سرم را(به خاک غم نهادم)۲
بنت الحسین رقیه
نور دو عین رقیه
مولاتی یا رقیه۴
خدا می دونه بابا(خسته شدم ز دنیا)۲
مرا ببر به همراه(بابا به حق زهرا)۲
بنت الحسین رقیه
نور دو عین رقیه
مولاتی یا رقیه۴
بابای مهربانم(به عشق تو اسیرم)۲
در گوشه ی خرابه(کنار تو می میرم)۲
بنت الحسین رقیه
نور دو عین رقیه
مولاتی یا رقیه۴
#رضا_یعقوبیان
#سبک_ای_باغبان_برایت_گل_باگلاب_آوردم
#حضرت_رقیه_س
@yaghubianreza
۳۸
(حضرت رقیه س)
غنچه ی باغ دین تویی رقیه
دختر بی قرین تویی رقیه
حامی شاه دین تویی رقیه
تویی زهرا نشان
مهر تو ارمغان
بر شیعیان نور دو عینی
حبیبه ی مولی حسینی
مولاتی یا رقیه جانم۲
تو دختری از نسب حیدری
تو بر حسین فاطمه ی دیگری
تو کشتی حسین را لنگری
تو خدا باوری
بر پدر یاوری
همسنگر زینب و کلثوم
بودی چنان فاطمه مظلوم
مولاتی یا رقیه جانم۲
نموده ای رقیه جود و احسان
شدم به درگهت رقیه مهمان
درد مرا نما رقیه درمان
بر تو من پناهم
نما تو نگاهم
تو در کرامت بی نظیری
آمده ام دستم بگیری
مولاتی یا رقیه جانم۲
ظلم و ستم ز دشمنان تو دیدی
ناله ی غربت پدر شنیدی
رقیه از داغ پدر خمیدی
سوی بابا دوید
سر پاکش برید
دیدی که آتش زد به خیمه
سر پدر به روی نیزه
مولاتی یا رقیه جانم۲
از کودکی دل از پدر ربودی
سه ساله غنچه ی حسین تو بودی
همیشه غم از دل او زدودی
به جای محبت
دیده ای مشقت
کنج خرابه چه کشیدی
در گوشه ی آن آرمیدی
مولاتی یا رقیه جانم۲
رقیه جان بودی به کنج ویران
تو سوختی از رنج و داغ هجران
یاد پدر بودی همیشه گریان
تو قامت کمانی
حسین را تو جانی
ستم که حق تو نبود است
صورت تو چرا کبود است
مولاتی یا رقیه جانم۲
دیدی تو در طبق سر پدر را
روشنی خرابه زین قمر را
احساس کرده ای به جان شرر را
ز دیدار پدر
شدی تو خونجگر
گفتی که داغت کرده پیرم
در راه عشق تو بمیرم
مولاتی یا رقیه جانم۲
#رضا_یعقوبیان
#سبک_حاج_اکبر_ناظم
#حضرت_رقیه_س
@yaghubianreza
۳۹
(حضرت رقیه س)
تو رقیه هستی،نور چشم زهرا
رنگ و روی زینب،از رخت هویدا
تو جان حسین هستی
نور هر دو عین هستی
یا رقیه جانم۲
کربلای خونین،همرهی به زینب
زان همه مصیبت،روز تو شده شب
دیده ای علی اکبر
همچو گل شده پرپر
یا رقیه جانم۲
یا رقیه جانم،غربتت شد احساس
آن دمی که افتاد،هر دو دست عباس
فرق او دو تا گردد
دست او جدا گردد
یا رقیه جانم۲
دیده ای چو زینب،بابا شده تنها
در گوشه ی میدان،شد اسیر غم ها
از جفا و کین بابا
شد نقش زمین بابا
یا رقیه جانم۲
دیده ای به مقتل،سوی او دویدند
از قفا ز کینه،رأس او بریدند
جان تو رسید بر لب
خون شد جگر زینب
یا رقیه جانم۲
از جور زمانه،دیدی بی بهانه
عمه را زدند با،کعب و تازیانه
زخم تو نمک خورده
گشته ای تو افسرده
یا رقیه جانم۲
خون دلت نمودند،در کوفه و در شام
بر آل پیمبر،سنگ زدند ز هر بام
ای دختر زهرایی
دیدی چه ستم هایی
یا رقیه جانم۲
ای که از تبار و،نسل بوترابی
از چه دخت زهرا،در بزم شرابی
خون دلت از این غم شد
عمه قامتش خم شد
یا رقیه جانم۲
دیده ای پدر را،دم زند ز محبوب
بی حیا یزید زد،بر لب حسین چوب
دیده تر شده زینب
خونجگر شده زینب
یا رقیه جانم۲
زین همه مصیبت،هر دلی کبابه
از چه گشته جایت،گوشه ی خرابه
بوده ای لب عطشان
بهر پدرت گریان
یا رقیه جانم۲
ظلم و کین دشمن،بی رمق تو دیدی
رأس پدرت را،در طبق تو دیدی
نور حق عیان آمد
بر تو میهمان آمد
یا رقیه جانم۲
با پدر تو گفتی،کی سرت بریده
کی رقیه ات را،خونجگر نموده
آمدی برم بابا
خون شد جگرم بابا
یا حسین مظلوم۲
ای پدر نبودی،زخم من نمک خورد
در کنار عمه،دخترت کتک خورد
ای یار غریب من
غم شده نصیب من
یا حسین مظلوم۲
ای پدر نبودی،از ناقه فتادم
ای پدر سرم بر،خاک غم نهادم
نیمه شب در آن صحرا
خونجگر شدم بابا
یا حسین مظلوم۲
قامتم شده خم،خسته ام ز دنیا
بر مرا به همره،ای یوسف زهرا
ای حبیب من بابا
ای طبیب من بابا
یا حسین مظلوم۲
نور دیده ی من،بر تو من اسیرم
در کنج خرابه،ای پدر بمیرم
نیمه شب از این دنیا
می روم چنان زهرا
یا حسین مظلوم۲
#رضا_یعقوبیان
#سبک_کربلا_رسیده
#سبک_در_خرابه_شام_دختری_بخواب_است
#حضرت_رقیه_س
@yaghubianreza
۴۵
(حضرت رقیه س)
ای گل زهرای اطهر نور چشم احمدی
در خرابه ای پدر خوش آمدی خوش آمدی
ای پدر خوش آمدی۲
در خرابه آمدی از چه پدر اندر طبق
رنگ رخسارت گرفته ای پدر رنگ شفق
ای پدر خوش آمدی۲
ای صفابخش دل من گشته ام من خونجگر
بهر دیدار رقیه آمدی اما به سر
ای پدر خوش آمدی۲
با تو گویم راز دل چون محرم رازم تویی
ای گل باغ ولایت بال پروازم تویی
ای پدر خوش آمدی۲
تو نبودی نیمه شب از ناقه افتادم پدر
زجر نامرد آمد و زد بر دلم بابا شرر
ای پدر خوش آمدی۲
ای پدر جای کمک بر زخم من می زد نمک
نیمه ی شب ای پدرجان دخترت را زد کتک
ای پدر خوش آمدی۲
ای صفابخش وجودم نور عین فاطمه
خسته ام از زندگی بابا حسین فاطمه
ای پدر خوش آمدی۲
ای پدرجان دیگر از این زندگی خسته منم
کنج این ویرانسرا چون مرغ پر بسته منم
ای پدر خوش آمدی۲
ای پدر از روی عمه زینبم شرمنده ام
من خجالت می کشم از روی او تا زنده ام
ای پدر خوش آمدی۲
بین این اهل حرم این دخترت را هم بخر
ای گل زهرا نسب من را به همراهت ببر
ای پدر خوش آمدی۲
کن دعایم تا که من حاجت بگیرم ای پدر
در کنار رأس پاک تو بمیرم ای پدر
ای پدر خوش آمدی۲
#رضا_یعقوبیان
#سبک_خیمه_ها_میسوزدو_شمع
#حضرت_رقیه_س
@yaghubianreza
۴۶
(حضرت رقیه س)
منم رقیه،بنت الحسینم
بر آل احمد،نور دو عینم
نور دو چشم علی و فاطمه ام من
گرچه سه ساله ام امید همه ام من
من نور عینم،بنت الحسینم
بابای مظلوم۲
از دشمن دین،غمدیده ام من
از ظلم دشمن،خمیده ام من
کنج خرابه خون شد از غم جگر من
با سر رسیده در بر من پدر من
من نور عینم،بیت الحسینم
بابای مظلوم۲
بابای مظلوم،ای نور دیده
رگ گلویت،را که بریده
داغت شرر زد ابتا بر حاصل من
تا نوک نی دیدم سرت خون شد دل من
من نور عینم،بنت الحسینم
بابای مظلوم۲
از روی ناقه،بابا فتادم
سر را روی خاک غم نهادم
زجر آمد و زخم دل من را نمک زد
بابا نبودی دخترت را او کتک زد
من نور عینم،بنت الحسینم
بابای مظلوم۲
در سینه ی خود،غم تو دارم
به جز تو بابا،کسی ندارم
گویم سخن با تو پدر قلب شکسته
رقیه ات از زندگی گردیده خسته
من نور عینم،بنت الحسینم
بابای مظلوم۲
تویی پدرجان،چراغ هر راه
رقیه ات را،ببر به همراه
نما دعایم ای پدر حاجت بگیرم
کنار رأس پاک تو بابا بمیرم
من نور عینم،بنت الحسینم
بابای مظلوم۲
#رضا_یعقوبیان
#سبک_آمد_دوباره_ماه_محرم
#حضرت_رقیه_س
@yaghubianreza
۴۹
(حضرت رقیه س)
بر گل فاطمه نور عینم
من رقیه عزیز حسینم
یوسف فاطمه ای پدرجان۲
من گل گلشن مصطفایم
من سفیر شه کربلایم
یوسف فاطمه ای پدرجان۲
از ستم خون شده این دل من
دشمنم زد شرر حاصل من
یوسف فاطمه ای پدرجان۲
هر دلی زین ستم ها کبابه
جای من گشته کنج خرابه
یوسف فاطمه ای پدرجان۲
کی شود این خزانم بهارم
بهر بابای خود بی قرارم
یوسف فاطمه ای پدرجان۲
ناگهان دیده ام یک طبق را
کنج ویرانسرا من شفق را
یوسف فاطمه ای پدرجان۲
دیده ام در طبق یک سر آمد
ماه من از سفر در بر آمد
یوسف فاطمه ای پدرجان۲
رأس پاکش بود رو به رویم
با پدر گرم در گفت و گویم
یوسف فاطمه ای پدرجان۲
ای صفای حرم ای پدرجان
آمدی در برم ای پدرجان
یوسف فاطمه ای پدرجان۲
رأس پاک تو را که بریده
قامتم از غم تو خمیده
یوسف فاطمه ای پدرجان۲
تو نبودی ز ناقه فتادم
سر روی خاک صحرا نهادم
یوسف فاطمه ای پدرجان۲
زجر بی دین به زخمم نمک زد
دخترت را دمادم کتک زد
یوسف فاطمه ای پدرجان۲
دیگر از زندگی خسته ام من
همچنان مرغ پر بسته ام من
یوسف فاطمه ای پدرجان۲
کن دعا تا که حاجت بگیرم
در کنار سر تو بمیرم
یوسف فاطمه ای پدرجان۲
#رضا_یعقوبیان
#سبک_آمده_ماه_غم_ماه_ماتم
#حضرت_رقیه_س
@yaghubianreza